پاسارگاد

هنری - فرهنگی -علمی-سیاسی

مي خواست برود، ولي چيزي او را پايبند کرده بود.

مي خواست بماند، ولي چيزي او را به سوي خود مي کشيد.

مي خواست بنويسد، قلمي نداشت،

مي خواست بايستد، چيزي او را وادار به نشستن مي کرد

.مي خواست بگويد، لبان خشکيده اش نمي گذاشتند.

مي خواست بخندد، تبسم در صورتش محو مي شد.

مي خواست دست بزند و شادي کند، ولي دستانش ياري نمي دادند.

مي خواست نفس عميقي بکشد و تمام اکسيژن هاي هوا را ببلعد، اما چيزي راه تنفسش را بسته بود.

مي خواست آواز سر دهد، نغمه اش به سکوت مبدل شد.

مي خواست پنجره ي کلبه اش را باز کند و از ديدن زيباييها لذت ببرد ، اما با اينکه پنجره با او فاصله اي نداشت اين کار برايش غير ممکن بود.

مي خواست بي پروا همه چيز را تجربه کند ولي ديگر فرصتي وجود نداشت.

مي خواست پرنده ي زنداني در قفس را پرواز دهد ولي ناتوان بود.

مي خواست گلي بچيند و به کسي که به او خيره شده بود بدهد دستش جلو نمي رفت.

مي خواست به همه بگويد دوستشان دارد و عاشقشان است لبش گشوده نمي شد،

مي خواست ستاره هاي آسمان را بشمارد و هنگام عبور شهاب آرزو کند که کاش روزهاي رفته بر گردند.

.

.

.

آخر او عکسي در قابي کهنه بود که توان هيچ کاري را نداشت

مي خواست حداقل لبخندي به لب داشته باشد اما لبانش خشکيده بود.

يادش افتاد کاش وقتي عکاس گفت "بگو سيب" از دنيا گله نمي کرد

دلش مي خواست اگر نمي تواند هيچ کاري بکند فقط بگويد سيب

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم دی 1389ساعت 19:9 توسط هومن حسن زاده| |

شگفت‌انگیزترین سیارات فراخورشیدی

قرن‌ها طول می‌کشد تا چشمان بشر، سیاراتی را که در عالم کشف شده است از نزدیک ببیند. مهم‌ترین سوالی که اخترشناسان از خود می‌پرسند این است که وقتی به این دنیاها برسیم، با چه چیزی روبه‌رو خواهیم شد؟

به نظر نمی‌رسد که ما در این جهان پهناور تنها باشیم. در 15 سال اخیر صدها سیاره دیگر در فاصله نه چندان دوری از خورشید کشف شده، اما ممکن است قرن‌ها طول بکشد تا چشمان بشر بتواند آنها را از نزدیک ببیند. در حالی‌که بشر هنوز آمادگی انجام سفرهای بین سیاره‌ای را ندارد، کشفیات روزمره سیارات جدید، تعداد کل دنیاهای شناخته شده را به بیش از 450 مورد افزایش داده و آخرین آنها همین دیروز بود که با 1.4 برابر قطر و 4.6 برابر جرم زمین، خواهر ناتنی زمین لقب گرفت. برخی از این دنیاها خصوصیاتی دارند که دانشمندان را به تعجب وا داشته است. مدارهای غیرعادی، دماهای بسیار بالا یا پایین، خورشیدهای چندگانه و ابرزمین‌هایی که می‌توانند پناهگاه حیات باشند؛ تنها چند نمونه از این یافته‌های دانشمندان هستند. یکی از سوالاتی که اخترشناسان از خود می‌پرسند این است که وقتی ما به این دنیاها برسیم، با چه چیزی روبه‌رو خواهیم شد؟ مهم‌تر اینکه این اتفاق چه زمانی روی خواهد داد؟



نام: HD 188753 Ab
اگر از یکی از قمرهای فرضی نگاهی به این سیاره بیندازیم، غول گازی HD188753Ab را می‌بینیم که به آرامی در حال بالا آمدن از مقابل سه خورشید خود است. این مثالی نادر از سیاره فراخورشیدی است که در یک سیستم ستاره‌ای سه‌تایی کشف شده است. کاشف این سیاره، دکتر ماسیج کوناکی، سیاراتی از این نوع را «سیارات تاتوئین» می‌نامد. این نام، نام سیاره زادگاه شخصیت مشهور سری فیلم‌های جنگ‌های ستاره‌ای، لوک اسکای‌واکر است. به گفته ناسا از آنجایی‌که این سه‌گانه ستاره‌ای به زیبایی با هم هماهنگ شده‌اند، غروب خورشیدها بر روی سیاره -یا روی هر کدام از اقمار احتمالی آن- بسیار چشم‌نواز خواهد بود. با این حال، وجود این سیاره به موضوعی جنجالی بدل شده است. در سال 2007 / 1386 گروهی از دانشمندان به سرپرستی آن اگنبرگر مدعی شدند که داده‌های موجود، وجود این سیاره را که نخستین بار در سال 2005 / 1384 توسط دکتر کوناکی گزارش شد، تایید نمی‌کند. آیا این سیاره به راستی در آنجا وجود دارد؟

نام: اپسیلون آندرومدا b
شکل‌گیری ابرهای چشم‌نواز و متغیر ممکن است پدیده ای عادی در سطح این غول گازی آشفته باشد. تصور می‌شود که تنها یک سمت این سیاره به سمت خورشید آن باشد که باعث می‌شود جو این بخش سیاره تا حد انفجار گرم شود. از آنجایی‌که گازهای سرگردان به طرف نیمه سرد سیاره حرکت می‌کنند، سرد شدن و ته‌نشین آنها یک حرکت گردشی را به سمت نیمه داغ سیاره ایجاد می‌کنند. در نتیجه جو متلاطم سیاره همواره به این حالت باقی می‌ماند و هیچ‌گاه آرام نمی‌گیرد. محققان رصدخانه مک‌دونالد دانشگاه تگزاس گزارش کرده‌اند که مدار سیارات موجود در این سیستم ستاره‌ای دوتایی به شدت بیضوی است که ممکن است به دلیل وجود ستاره دوم یعنی اپسیلون آندرومدا B باشد. اگرچه مدار این جفت دوتایی ناشناخته است، اما اگر مدارهای آنها بیضی بسیار کشیده باشد، خدا می‌داند که چه بی‌نظمی وحشتناکی دیر یا زود در این منظومه رخ خواهد داد.

نام: psr 1620-26 b
این سیاره پیرترین سیاره فراخورشیدی شناخته شده است که بیش از 12 میلیارد سال عمر دارد. هنگامی‌که خورشید ما در 5 میلیارد سال قبل شروع به درخشیدن کرد، این سیاره بیش از 7 میلیارد سال سن داشته است. عمری که در بین سیارات شبیه عمر نوح پیامبر (ع) است. با توجه به فاصله 12هزار سال نوری این سیاره از زمین، اخترشناسان شک دارند که بشر روزی بتواند درخشش خورشید تپ‌اختر آن را بر فراز ابرهای این غول گازی به چشم خود ببیند. تلالو تعداد بیشماری از ستارگان خوشه کروی M4 در آسمان آبی رنگ این سیاره قابل مشاهده است. سیستم ستاره‌ای دوتایی و نزدیکی این سیاره به یک خوشه کروی ممکن است منجر به عاقبت بدی برای بزرگ خاندان سیارات شود. حرکت آرام سیستم ستاره‌ای به سمت هسته خوشه کروی ممکن است به تصادف آن با یکی از ستارگان همسایه منجر شود. اتفاقی که نتیجه آن پرتاب شدن سیاره به خارج از سیستم ستاره‌ای و سرگردانی ابدی آن در فضای بین‌ستاره‌ای خواهد بود.

نام: CoRot 7b
اگر با سرعتی نزدیک به سرعت نور حرکت کنید، 1000 سال طول می‌کشد تا به سیاره CoRot 7b بروید و به خانه بازگردید، البته اگر زمین خانه شما باشد. احتمالا کاوشگرهای رباتیک نخستین نمایندگان زمینی هستند که بر روی این دنیای مذاب قدم می‌گذارند. با حرارتی نزدیک به 2600 درجه سانتی‌گراد، قسمتی از سیاره که همواره رو به خورشید آن است حالتی مذاب دارد و کاوش آن دشوار خواهد بود. با این وجود، در نزدیکی نیمه تاریک سیاره ممکن است موارد غافلگیرکننده‌ای در انتظار ما باشد. یخ‌های مذاب و بخار ممکن است در مجاورت این منطقه وجود داشته باشد.

نام: فم‌الحوت b
سیستم حلقوی این سیاره که شاید 10 برابر بزرگ‌تر از حلقه‌های زحل است، بسیار شگفت‌انگیز است. احتمالا چندین قمر درون این حلقه‌ها در حال گردش به دور سیاره هستند. این سیاره به نسبت جوان که هم اندازه مشتری است، در لبه داخلی یک صفحه عظیم از گاز و خرده‌سنگ قرار دارد که ستاره فم‌الحوت را احاطه کرده‌اند. دانشمندانی که تصور می‌کردند یک سیاره ممکن است در این صفحه وجود داشته باشد، چشمان قوی هابل را به سمت آن نشانه رفتند. در سال 2008 / 1387 وجود این سیاره تایید شد. این سیاره نخستین سیاره فراخورشیدی است که در نور مرئی کشف شده است.

نام: Gliese 581 d
نخستین چیزی که ممکن است توجه بازدیدکنندگان سیاره Gliese 581 d را به خود جلب کند، دشواری حرکت روی آن است. با جرمی 7 برابر جرم زمین، جاذبه سطح این سیاره احتمالا دو برابر جاذبه زمین است. اما هدف بشر کاوش سطح این سیاره نیست: بخش اعظم این سیاره از آب پوشیده شده و در آب احتمال وجود حیات هست. این سیاره به ستاره خود قفل شده و همانند ماه فقط یک سوی آن رو به ستاره قرار دارد. همچنین در این سیاره اثر گلخانه‌ای جوی وجود دارد. سمت تاریک سیاره نیز سرد و احتمالا یخ‌زده است. بین این دو دنیا و در ناحیه انتقالی ممکن است سکونت‌گاهی یافت شود که انسان بتواند در آن سکنی گزیند. به امید آن روز، پیام‌هایی از زمین در سال 2009 / 1388 توسط رادیو تلسکوپ DSS-437om واقع در کانبرا استرالیا به این سیاره مخابره شد. نخستین جواب احتمالی از این سیاره در سال 2049 / 1428 به زمین خواهد رسید.

نام: GJ 1214 b
در حالی‌که شما بر روی خشکی کوچکی که ممکن است در این سیاره وجود داشته باشد ایستاده‌اید، شاهد غروب ستاره کوتوله قرمز این سیاره در پشت افق یک اقیانوس داغ هستید. گرداب‌هایی که از آسمان به پایین رها می‌شود، ناشی از وجود جو غلیطی هستند که اجازه تبخیر شدن را حتی در دمای 260 درجه سانتی‌گراد به آب نمی‌دهد. شما بر روی یکی از کوچک‌ترین سیارات فراخورشیدی شناخته شده ایستاده‌اید. با توجه به اینکه بر روی سیاره ما حیات در دمای 140 درجه سانتی‌گراد نیز یافت می‌شود، تعجب‌آور نخواهد بود اگر شما متوجه سایه‌هایی بشوید که زیر سطح این دنیای آبی حرکت می کنند.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 18:31 توسط هومن حسن زاده| |

10 واقعیت اعجاب‌انگیز درمورد گفتار انسانها

. مهارت حرف‌زدن یک شگفتی است. برای تولید یک عبارت، تقریباً 100 عضله در سینه، گردن، فک، زبان و لب‌ها باید با هم همکاری کنند. هر عضله دسته‌ای متشکل از صدها یا هزاران فیبر است. برای هماهنگی این عضلات، نورون‌هایی بسیار بیشتر از حد لازم برای پای یک ورزشکار لازم است تا این عضلات را منقبض کنند. فقط هر یک نورون حرکتی می‌تواند حرکت را در 2000 فیبر عضلانی موجود در عضله ساق تحریک کند. اما نورون‌هایی که تارهای صوتی یا حنجره را کنترل می‌کنند، می‌توانند فقط به یک تا دو-سه سلول عضلانی بچسبند.



2. هر کلمه یا عبارت کوتاهی که بر زبان می‌آید با الگوی حرکت عضلانی خاص خود همراه است. کلیه اطلاعات لازم برای بر زبان آوردن یک عبارت مثل "حال شما چطور است؟" در مغز در قسمت گفتار ذخیره می‌شود. اما این برنامه ثابت نیست. اگر دچار زخمی در دهان باشید که مانع تلفظ عادی کلمات شود، این حرکات تغییر می‌کنند و به شما این امکان را می‌دهند کلمات را تا حد امکان نزدیک به حالت عادی بر زبان آورید.



3. یک کلمه ساده "سلام" می‌تواند اطلاعات زیادی را منتقل کند. تن صدا نشان می‌دهد که گوینده شاد است، خسته است، ناراحت است، عجله دارد، عصبانی است، ترسیده است، خشن است و شدت این حالات، کنایه، توجه و مهربانی، حمایت یا شوخ‌طبعی آن را نیز مشخص می‌کند. حس یک عبارت ساده می‌تواند برحسب مدت حرکت هر عضله، با سرعت حرکات و کسری از ثانیه تغییر کند.



4. انسان‌ها می‌توانند حدود 14 حرکت در هر ثانیه تولید کنند درحالیکه بخش‌های جدا از دستگاه گفتار مثل زبان، لب‌ها، فک و سایر قسمت‌ها قادر نیستند بیشتر از 2 حرکت در ثانیه ایجاد کنند.



5. انسان‌های اولیه دستگاه گفتاری ابتدایی و اولیه از صدا‌های بصری، لامسه و شنوایی داشتند که شبیه به گفتار حیوانات بوده است. فقط زمانیکه نیاز به نشان دادن اشیاء از طریق سمبل‌ها و صحبت کردن با فردی دیگر درمورد تولدات ذهنی خود بودند حرف زدن اتفاق می‌افتاده است. این مغز خاص انسان بوده که توانایی اینکار را به او می‌داده است.

اولین زبان سمبلیک 5/2 میلیون سال پیش پدیدار شد که انسان شروع به ساختن اولین ابزارهای سنگی کرد. این توانایی مطمئناً نقش مهمی در رشد و پیشرفت ارتباط سمبلیک داشته است. صحبت کردن صحیح و کامل 150،000 سال پیش اتفاق افتاد که انسان صدایی مشابه با آنچه انسان مدرن به زبان می‌آورد از خود تولید کرد.

دهان، بینی و حنجره به یک دستگاه تبدیل شدند که در آن هوا به‌خاطر وضعیت بهتر زبان و لب‌ها، به حروف صدادار و بی‌صدا تبدیل می‌شد. علاوه‌براین، یادگیری دستورزبان و صرف‌ونحو درنتیجه یک فرایند تکاملی پدید آمد درحالیکه توانایی نوشتن برآمد تفسیر آوایی آیکون‌های اولیه بوده است.



6. گفتار زاده شده یا یاد گرفته شده است؟ موارد مشهور از گم شدن کودکان در جنگل قبل از سن سه سالگی (که زبان عمدتاً یادگرفته می‌شود) و پیدا کردن آنها در سالها بعد نشان داده است که طی آن دوران توانایی محدودی در یادگیری زبان انسانی داشته اند و یادگیری زبان نیاز به ایجاد رابطه با دیگران دارد. به نظر می‌رسد که مغز دوره‌ای دارد که در آن گفتار را یاد می‌گیرد و اگر این دوره نادیده گرفته شود، فرد بعدها قادر به کسب مهارت گفتار نخواهد بود. مهارت گفتار فقط با حضور در یک اجتماع و در سن رشد مغزی ایجاد می‌شود.



7. گفتار پیچیده انسان به دو هسته مغزی مرتبط است که زبان را کنترل می‌کنند (کنترل حرف زدن، ذخیره اطلاعات و ادغام قوانین دستورزبان) و در نیمکره چپ مغز قرار دارد. آنچه می‌خواهیم بر زبان بیاوریم در ناحیه‌ای در نیمکره چپ که "منطقه ورنیک" (Wernicke zone) نام دارد تولید می‌شود. این قسمت با "منطقه بروکا" (Broca zone) که مسئول قوانین دستورزبان است در ارتباط می‌باشد. ضربه‌ها از این نواحی به عضلات دخیل در گفتار می‌روند. این مناطق با سیستم بصری (به همین دلیل می‌توانیم بخوانیم) و سیستم شنیداری (به همین دلیل می‌توانیم حرف‌های دیگران را بشنویم، درک کنیم و به آن پاسخ دهیم) نیز در ارتباط است و همچنین یک بانک حافظه برای یادآوری عبارات مهم و باارزش دارد.

همین نیمکره چپ حرکات دست راست را کنترل می‌کند و 99 درصد از انسان‌ها راست‌دست هستند. نیمکره چپ همچنین مرکز تفکر تحلیلی است که با توانایی‌های منطقی در ارتباط است.



8. با ظهور زبان حدود 50،000 سال پیش، تحول و پیشرفتی ناگهانی در تکامل گفتار پدید آمد.

گفته می‌شود که 6000 زبان مدرن دنیا همه ریشه در یک زبان مادر واحد داشته‌اند زیراکه 50،000 سال پیش انسانها جمعیتی بسیار اندک و فقط حدود 1000 نفر بوده‌اند. امروز، سه خانواده بزرگ از زبان‌های انسانی وجود دارد.



9. به بسیاری از میمون‌ها از نژادهای بومبو، شمپانزه، گوریل یا اورانگوتان، زبان علامات یا اداره علامت‌های گرافیکی یا کامپیوتری آموزش داده شده است. برخی از آنها قادر بوده‌اند تا 1000 کلمه را یاد بگیرند (روزانه 40 کلمه تازه) اما آگاهی موقت آنها پوچ است. درنتیجه، همه اینها به توانایی‌های مغز برمی‌گردد.



10. درمورد نحوه پدید آمدن زبان انسانی سه فرضیه اصلی وجود دارد:

الف) خوردن سلوسیبین (psilocybin) که یک آلکالوئید روان‌گردان موجود در برخی قارچ‌ها است توسط انسان‌های اولیه که می‌توانسته بخش‌های تکامل‌یافته مغز مثل منطقه بروکا را تحریک کرده باشد. نقاشی‌های عصر نوسنگی بر روی دیوارها، انسان را با دست‌های پر از قارچ نشان می‌دهد که بازگو کننده این تئوری است.

ب) مبحث تکاملی درمورد ابداعات مغز، مکانیزم‌هایی که موجب یک رشد مشخص شده‌اند، صحبت می‌کند. ممکن است پیشرفت گفتار به‌خاطر باروری یا بقای انسان صورت گرفته باشد.

ج) ممکن است فقط یک جهش یا تحول توانایی گفتار را ایجاد کرده باشد. زبان‌های انسانی ساختاری یکسان دارند که می‌تواند ذاتی و از ویژگی‌های گونه‌ها انگاشته شوند. محققان امریکایی در سال 2001 روی کروموزم 7 ژنی کشف کردند که نبود آن بین اعضای یک خانواده موجب بروز دشواری‌هایی برای تولید کلمات و درک آنها شود، حتی اگر آن افراد، انسانهایی واقعاً باهوش بوده باشند. این نشان می‌دهد که زبان به هوش کلی ارتباطی ندارد و همچنین بیانگر این واقعیت است که گفتار پایه و اساسی ژنتیکی دارد.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم دی 1389ساعت 18:20 توسط هومن حسن زاده| |

درخت روز تولد شما

1 فروردين تا 10 فروردين - درخت زبان گنجشك (حساسيت)

سرشار از جذابيت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه ديگران را به خود جلب كند. عاشق زندگي، فعاليت و حتي پيچيدگي ها است. مستقل، خوش سليقه، پراحساس، يار و هم صحبتي خوب است. كسي كه تمايل به عفو و گذشت ندارد.

11 فروردين تا 20 فروردين - درخت افرا (استقلال فكري)

فردي معمولي نيست و سرشار از تصور و خلاقيت و ابتكار، خجالتي و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متكي به نفس، به دنبال تجارب جديد و گاهي عصبي است اما حافظه و ذهني قوي دارد و به آساني ياد مي گيرد و هميشه مي خواهد اثري خوب روي ديگران داشته باشد.

21 فروردين تا 31 فروردين - درخت گردو (اشتياق و شور)

نجيب و با ديد وسيع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازي او نامحدود است. فردي غيرقابل انعطاف، شريكي استثنائي اما بدقلق است. هميشه مورد علاقه نيست اما اغلب تمجيد و تحسين مي شود. مدير و باهوش، بسيار پر حرارت اما گاهي اوقات مغرور است.

1 ارديبهشت تا 14 ارديبهشت - درخت سپيدار (ترديد و عدم ثبات)

جذاب به نظرمي آيد. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالايي ندارد. در مواقع لزوم بسيار شجاع است و به مهرباني و جوي خوشايند نياز دارد. بسيار مشكل پسند و غالباً تنها است و طبعي هنرمندانه دارد. هماهنگ كننده خوبي است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعيتي قابل اعتماد است و به طور جدي در امور مشاركت دارد.

14 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت - درخت شاه بلوط (درستكاري)

هيكل و اندامي خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهي بالا، يك طراح و سياستمدار است. به راحتي آزرده خاطر مي شود. بسيار حساس، كوشا، گاهي اوقات برتر از ديگران عمل مي كند و گاهي در ارتباطات خود با سايرين سوء تفاهم برايش بوجود مي آيد. خانواده مدار و از لحاظ فيزيكي روي فرم است.

25 ارديبهشت تا 3 خرداد - درخت ون (بلندپروازي)

فوق العاده جذاب، پرانرژي، خودجوش و پر مسئوليت است.انتقاد را دوست ندارد. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمينان است. به پول اهمیت مي دهد. خواستار توجه از سوي ديگران است و به پشتوانه و حمايت احساسي نياز دارد.

4 خرداد تا 13 خرداد - درخت ممرز (خوش سليقگي)

زيباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سليقه و فداكار است وزندگي را تا جايي كه ممكن باشد راحت مي گيرد. زندگي را به سوي منطق و انضباط سوق مي دهد. به دنبال مهرباني و تقدير از دوستان است. تصميم گيري براي او سخت است و فردي بسيار قابل اعتماد به شمار مي رود.

14خرداد تا 23 خرداد - درخت انجير (حساسيت)

فردي مستقل، درستكار، با وفا كه از ضد و نقيض گويي و بحث متنفر است. زندگي و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حيوانات لذت ميبرد. اجتماعي و شوخ طبع است و دوست دارد كه بعد از ساعت هاي طولاني كار سخت استراحت كند و از استعداد هنري و هوش بالايي برخوردار است.

24 خرداد تا 4 تير - درخت سيب (عشق)

فردي آرام، گاهي اوقات خجالتي، بسيار جذاب و دلربا با رفتاري مناسب و سنجيده، ماجراجو و بي باك، حساس و ... دوست دارد كه ديگران را دوست داشته باشد و سايرين هم او را دوست داشته باشند. با وفا، حساس و بسيار بخشنده و با استعداد. عاشق بچه ها است.

5 تير تا 15 تير - درخت صنوبر (رمز و راز )

فوق العاده با سليقه است و نمي تواند تنش و فشار عصبي را تحمل كند. زيبايي را دوست دارد. گاهي افسرده مي شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت كه دوست دارد نزديكان خود را حمايت و مراقبت كند با افراد غريبه هم به همان شكل رفتار ميكند. نسبتاً كم ادعا، سخت كوش، با استعداد، فداكار، دور از خودپسندي و فردي كه دوستان زيادي دارد و بسيار قابل اعتماد است.

16 تير تا 25 تير - درخت نارون (بزرگواري)

قيافه و ظاهري خوب دارد و در پوشيدن لباس خوش سليقه است. تقاضا و خواسته هاي او در حد اعتدال است. كم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمي كند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمايي بشود اما نه اينكه از ديگران اطاعت كند. شريكي درستكار و با وفا و دوست دارد براي سايرين تصميم بگيرد. بزرگوار و نجيب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردي كارآمد است.

26 تير تا 4 مرداد - درخت سرو (اعتماد به نفس)

فردي با توان و قدرت فوق العاده، كسي كه مي داند چطور خود را با شرايط مختلف در زندگي وفق بدهد.هدياي غير منتظره را دوست دارد و از سلامتي بدني برخوردار است. خجالتي نيست و اعتماد به نفس دارد. سخنراني برجسته، فردي مصمم و با اراده، كمي عجول و بي طاقت و دوست دارد كه ديگران را تحت تأثير قرار بدهد. با استعداد، سخت كوش و اغلب خوش بين است و قادر است سريع تصميم بگيرد.

5 مرداد تا 13 مرداد - درخت سپيدار (ترديد و عدم ثبات)

جذاب به نظرمي آيد. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالايي ندارد. در مواقع لزوم بسيار شجاع است و به مهرباني و جوي خوشايند نياز دارد. بسيار مشكل پسند و غالباً تنها است و طبعي هنرمندانه دارد. هماهنگ كننده خوبي است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعيتي قابل اعتماد است و به طور جدي در امور مشاركت دارد.

14 مرداد تا 23 مرداد - درخت سدر (وفاداري)

فردي قوي، عضلاني، انعطاف پذير، كسي كه آنچه زندگي به اجبار به او مي دهد مي پذيرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعي مي كند ساده و خوش بين باشد.دوست دارد از نظر مالي مستقل عمل كند. مهربان و عاطفي، از تنهائي متنفر، با وفا و گاهي اوقات هم به زودي عصباني مي شود. با احتياط، تحصيل علم و دانش و كمك به ديگران را دوست دارد.

24 مرداد تا 2 شهريور - درخت كاج (صلح و آشتي)

عاشق مصاحبت و شركت در گفتگوهايي است كه به توافق منجر بشود. بايد در زندگي آرامش داشته باشد. عاشق كمك كردن به ديگران است و تخيلي پويا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. هميشه ملاحظه ديگران را مي كند. با همه خيلي دوستانه رفتار مي كند. احساسات لطيفي دارد و به عاطفه و اطمينان خاطر نياز دارد.

3 شهريور تا 12 شهريور - درخت بيد مجنون (اندوه)

فردي كه دوست دارد از فشارهاي روحي دور باشد. زندگي خانوادگي را دوست دارد و سرشار از اميد و رؤيا است. جذاب، بسيارمهربان، عاشق زيبايي، با استعداد زياد در موسيقي، عاشق سفر به نقاط غيرمعمول، خستگي ناپذير، غيرقابل پيش بيني، درستكار و فردي كه مي تواند تحت تأثير قرار بگيرد اما نه هنگامي كه در تنگنا باشد. حس ششم خوبي دارد و عاشق خنداندن ديگران است.

113 شهريور تا 22 شهريور - درخت ليمو ترش (شك و ترديد)

با هوش و سخت كوش است و آنچه را زندگي به او مي دهد مي پذيرد. البته بعد از آنكه سعي مي كند شرايط بد را به خوب تغيير بدهد. از فشارهاي عصبي نفرت دارد. از مسافرت و تعطيلات كوتاه لذت ميبرد. ممكن است خشن به نظر بيايد اما واقعاً روحي لطيف دارد. هميشه آماده جانفشاني براي افراد خانواده و دوستان است. بسيار بااستعداد است اما براي استفاده و بهره بردن از آنها بايد زمان پيدا كند. خصلت رهبري بالايي دارد و فوق العاده وفادار است.

23 شهريور - درخت زيتون (عقل)

عاشق مهرباني و رأفت، منطقي و متعادل است و از خشونت دوري مي كند. بردبار و شكيبا، با نشاط و سرزنده، آرام و عادل است و قلبي رئوف و مهربان دارد. از هرگونه بخل و حسادت دوري مي كند. عاشق مطالعه است و از معاشرت با افراد آگاه و فرهيخته لذت مي برد.

24 شهريور تا 3 مهر - درخت فندق (خارق العادگي)

جذاب و گيرا، شوخ طبع، بسيار فهميده و فردي كه مي داند چطور روي ديگران تأثير ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعي فعال، مردمي و اغلب اوقات دمدمي مزاج، درستكار، كمال گرا و در رعايت عدل و انصاف قاضي خوبي است .

4 مهر تا 13 مهر - درخت زبان گنجشك (حساسيت)

سرشار از جذابيت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه ديگران را به خود جلب كند. عاشق زندگي، فعاليت و حتي پيچيدگي ها است. مستقل، خوش سليقه، پراحساس،يار و هم صحبتي خوب است. كسي كه تمايل به عفو و گذشت ندارد.

14 مهر تا 23 مهر - درخت افرا (استقلال فكري)

فردي معمولي نيست و سرشار از تصور و خلاقيت و ابتكار، خجالتي و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متكي به نفس، به دنبال تجارب جديد و گاهي عصبي است اما حافظه و ذهني قوي دارد و به آساني ياد مي گيرد و هميشه ميخواهد اثري خوب روي ديگران داشته باشد.

24 مهر تا 11 آبان - درخت گردو (اشتياق و شور)

نجيب و با ديد وسيع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازي او نامحدود است. فردي غيرقابل انعطاف، شريكي استثنائي اما بدقلق است. هميشه مورد علاقه دیگران نيست اما اغلب تمجيد و تحسين مي شود. مدير و باهوش، بسيار پر حرارت اما گاهي اوقات مغرور است.

12 آبان تا 21 آبان - درخت شاه بلوط (درستكاري)

هيكل و اندامي خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهي بالا، يك طراح و سياستمدار است. به راحتي آزرده خاطر مي شود. بسيار حساس، كوشا، گاهي اوقات برتر از ديگران عمل مي كند و گاهي در ارتباطات خود با سايرين سوء تفاهم برايش بوجود مي آيد. خانواده مدار و از لحاظ فيزيكي روي فرم است.

22 آبان تا 1 آذر - درخت ون (بلند پروازي)

فوق العاده جذاب، پرانرژي، خودجوش و پر مسئوليت است.انتقاد را دوست ندارد. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمينان است. به پول اهيمت مي دهد. خواستار توجه از سوي ديگران است و به پشتوانه و حمايت احساسي نياز دارد.

2 آذر تا 11 آذر - درخت ممرز (خوش سليقگي)

زيباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سليقه و فداكار است وزندگي را تا جايي كه ممكن باشد راحت مي گيرد. زندگي را به سوي منطق و انضباط سوق مي دهد. به دنبال مهرباني و تقدير از دوستان است. تصميم گيري براي او سخت است و فردي بسيار قابل اعتماد به شمار مي رود.

12 آذر تا 21 آذر - درخت انجير (حساسيت)

فردي مستقل، درستكار، با وفا كه از ضد و نقيض گويي و بحث متنفر است. زندگي و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حيوانات لذت ميبرد. اجتماعي و شوخ طبع است و دوست دارد كه بعد از ساعت هاي طولاني كار سخت استراحت كند و از استعداد هنري و هوش بالايي برخوردار است.

22 آذر تا 1 دي - درخت راش (خلاقيت)

فردي با سليقه،كسي كه به ظاهر خودش اهميت زيادي مي دهد. يك برنامه ريز خوب براي زندگي و كار و مسائل اقتصادي، فردي كه بدون لزوم بي گدار به آب نميزند. منطقي و مونس و ياري بي نظير در زندگي به شمار مي رويد.

2 دي تا 11 دي - درخت صنوبر (رمز و راز)

فوق العاده با سليقه است و نمي تواند تنش و فشار عصبي را تحمل كند. زيبايي را دوست دارد. گاهي افسرده مي شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت كه دوست دارد نزديكان خود را حمايت و مراقبت كند با افراد غريبه هم به همان شكل رفتار ميكند. نسبتاً كم ادعا، سخت كوش، با استعداد، فداكار، دور از خودپسندي و فردي كه دوستان زيادي دارد و بسيار قابل اعتماد است.

12 دي تا 24 دي - درخت نارون (بزرگواري)

قيافه و ظاهري خوب دارد و در پوشيدن لباس خوش سليقه است. تقاضا و خواسته هاي او در حد اعتدال است. كم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمي كند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمايي بشود اما نه اينكه از ديگران اطاعت كند. شريكي درستكار و با وفا و دوست دارد براي سايرين تصميم بگيرد. بزرگوار و نجيب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردي كارآمد است.

25 دي تا 3 بهمن - درخت سرو (اعتماد به نفس)

فردي با توان و قدرت فوق العاده، كسي كه مي داند چطور خود را با شرايط مختلف در زندگي وفق بدهد. هداياي غير منتظره را دوست دارد و از سلامتي بدني برخوردار است. خجالتي نيست و اعتماد به نفس دارد. سخنراني برجسته، فردي مصمم و با اراده، كمي عجول و بي طاقت و دوست دارد كه ديگران را تحت تأثير قرار بدهد. با استعداد، سخت كوش و اغلب خوش بين است و قادر است سريع تصميم بگيرد.

4 بهمن تا 8 بهمن - درخت سپيدار (ترديد و عدم ثبات)

جذاب به نظرمي آيد. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالايي ندارد. در مواقع لزوم بسيار شجاع است و به مهرباني و جوي خوشايند نياز دارد. بسيار مشكل پسند و غالباً تنها است و طبعي هنرمندانه دارد. هماهنگ كننده خوبي است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعيتي قابل اعتماد است و به طور جدي در امور مشاركت دارد.

9 بهمن تا 18 بهمن - درخت سدر (وفاداري)

فردي قوي، عضلاني، انعطاف پذير، كسي كه آنچه زندگي به اجبار به او مي دهد مي پذيرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعي مي كند ساده و خوش بين باشد. دوست دارد از نظر مالي مستقل عمل كند. مهربان و عاطفي، از تنهائي متنفر، با وفا و گاهي اوقات هم به زودي عصباني مي شود. با احتياط، تحصيل علم و دانش و كمك به ديگران را دوست دارد.

19 بهمن تا 30 بهمن - درخت كاج (صلح و آشتي)

عاشق مصاحبت و شركت در گفتگوهايي است كه به توافق منجر بشود. بايد در زندگي آرامش داشته باشد. عاشق كمك كردن به ديگران است و تخيلي پويا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. هميشه ملاحظه ديگران را مي كند. با همه خيلي دوستانه رفتار مي كند. احساسات لطيفي دارد و به عاطفه و اطمينان خاطر نياز دارد.

1 اسفند تا 10 اسفند - درخت بيد مجنون (اندوه)

فردي كه دوست دارد از فشارهاي روحي دور باشد. زندگي خانوادگي را دوست دارد و سرشار از اميد و رؤيا است. جذاب، بسيارمهربان، عاشق زيبايي، با استعداد زياد در موسيقي، عاشق سفر به نقاط غيرمعمول، خستگي ناپذير، غيرقابل پيش بيني، درستكار و فردي كه مي تواند تحت تأثير قرار بگيرد اما نه هنگامي كه در تنگنا باشد. حس ششم خوبي دارد و عاشق خنداندن ديگران است.

11 اسفند تا 21 اسفند - درخت ليمو ترش (شك و ترديد)

با هوش و سخت كوش است و آنچه را که زندگي به او مي دهد مي پذيرد. البته بعد از آنكه سعي مي كند شرايط بد را به خوب تغيير بدهد. از فشارهاي عصبي نفرت دارد. از مسافرت و تعطيلات كوتاه لذت ميبرد. ممكن است خشن به نظر بيايد اما واقعاً روحي لطيف دارد. هميشه آماده جانفشاني براي افراد خانواده و دوستان است. بسيار بااستعداد است اما براي استفاده و بهره بردن از آنها بايد زمان پيدا كند. خصلت رهبري بالايي دارد و فوق العاده وفادار است.

22 اسفند تا 30 اسفند - درخت فندق (خارق العادگي)

جذاب و گيرا، شوخ طبع، بسيار فهميده و فردي كه مي داند چطور روي ديگران تأثير ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعي، فعال، مردمي و اغلب اوقات دمدمي مزاج، درستكار، كمال گرا و در رعايت عدل و انصاف قاضي خوبي است

نوشته شده در شنبه هجدهم دی 1389ساعت 15:56 توسط هومن حسن زاده| |

روش صحیح نشستن برای پیشگیری از کمردرد

همیشه گفته می شود که درست بنشینید تا کمر درد نگیرید،اما برای پیشگیری از کمر درد باید به چه شکلی نشست و نحوه ی صحیح نشستن باید به چه ترتیبی باشد ؟
این روزها افراد بیشتر ساعات روز را در حالت نشسته هستند و بیشتر کارها به صورت نشسته انجام می‌شود.کارشناسان بهداشت می‌گویند توجه نکردن به حالت و وضعیت بدن هنگام نشستن و رعایت نکردن اصول صحیح نشستن در طولانی ‌مدت سبب بیماری‌های اسکلتی و عضلانی،تغییر شکل ستون مهره‌ها،کمردرد و بیرون ‌زدگی دیسک مهره‌ها می‌شود بنابراین توجه به حالت و وضعیت بدن و رعایت اصول صحیح نشستن در پیشگیری از این مشکلات موثر است...


روش صحیح نشستن
پیشتر تصور می‏شد که بهترین حالت نشستن حالتی است که فرد کاملا صاف و با زاویه 90 درجه بنشیند. در حالی که بررسی‌های اخیر نشان داده است که راست نشستن بهترین حالت نشستن نیست.محققان اسكاتلندی و كانادایی با استفاده از شكل جدیدی از تصویر برداری «ام.آر.آی» نشان دادند كه راست نشستن فشار غیرضروری در ناحیه كمر ایجاد می‌كند.این پژوهشگران در «انجمن رادیولوژی آمریكای شمالی» بهترین وضعیت نشستن در پشت میز را حالتی اعلام كردند كه در آن بدن اندكی به سمت عقب متمایل می‌شود.همچنین این پژوهشگران اعلام كردند كه نشستن صحیح به كاهش دردهای ناحیه كمر كمك می‌كند.
در این مطالعه بیماران را در سه وضعیت متعدد نشستن مورد بررسی قرار دادند.وضعیت خمیده كه در آن بدن به سمت جلو خم می‌شود به طوری كه گویی روی میز خم شده است،وضعیت نشستن عمودی 90 درجه‌ای و وضعیت «راحت» كه در آن درحالی كه پاها روی زمین قرار دارند،بدن به عقب خم می‌شود و با ران‌ها زاویه‌ای 135درجه‌ای می‌سازد.سپس اندازه‌های زوایای ستون فقرات،ارتفاع دیسك و حركت نا به جای دیسك ستون مهره‌ها را در این سه وضعیت بررسی كردند و متوجه شدند كه حركت نا به جای دیسك ستون مهره‌ها زمانی ایجاد می‌شود كه فشار ناشی از وزن روی ستون مهره‌ها قرار می‌گیرد و موجب می‌شود كه دیسك از جای خود خارج شود.

در این مطالعه بیشترین میزان حركت نا به جای دیسك در وضعیت عمودی نشستن 90 درجه‌ای دیده شد.همچنین كمترین میزان حركت نا به جای دیسك در وضعیت نشستن 135درجه‌ای دیده شد كه نشان می‌دهد نشستن در وضعیت راحت‌تر فشار كمتری بر دیسك‌های ستون مهره‌ها و ماهیچه‌ها و تاندون‌های مربوطه وارد می‌کند.در حالت خمیده نیز كاهشی در ارتفاع دیسك ستون مهره‌ها دیده شد.محققان با بررسی تمامی ‌نتایج آزمایش اعلام كردند كه حالت نشستن 135 درجه‌ای بهترین وضعیت برای كمر است و توصیه می‌کنند افراد این‌گونه بنشینند.

صحیح نشستن موقع رانندگی
کمر درد یکی از مشکلات شایع در میان رانندگان است.برای پیشگیری از کمر درد باید به نقاط فشار و اصول کلی حفظ انحنای ستون مهره‌ها دقت کنید. هنگام رانندگی سر و گردن تان را صاف نگه‌دارید.سرتان را به اطراف خم نکنید، طوری قرار بگیرید که گوش‌های‌تان در امتداد شانه‌هایتان قرار بگیرد.بهتر است دست‌ها در حالت کشیده روی فرمان باشد.صندلی را خیلی نخوابانید و خیلی به سمت جلو خم نشوید.پاها هم باید کاملا کشیده و در وضعیت راحتی قرار داشته باشد.برخی رانندگان خودشان تغییراتی در صندلی ایجاد می‌کنند که ‌این تغییرات گاهی غیر اصولی است و به ستون مهره‌ها آسیب می‌رساند.توصیه می‌شود این تغییرات را فقط با مشورت پزشک ارتوپد و متخصص ارگونومی‌انجام دهید. درضمن بهتر است از رانندگی در طولانی مدت پرهیز کنید و پس از مدتی رانندگی توقف کرده و استراحت کنید.نکته دیگر اینکه کمربند ایمنی را فراموش نکنید.در ترمزهای ناگهانی و تصادفات شدید اگر از کمربند ایمنی به شکل صحیح استفاده نشده باشد صدمات شدیدی به ستون فقرات و دیسک‌های بین مهره‌ای وارد می‌شود.


صندلی استاندارد
امروزه بیشتر کارها به صورت نشسته انجام می‏شود و افراد بخش زیادی از ساعات کاری‌ شان را روی صندلی و به صورت نشسته انجام می‌دهند.به همین دلیل استفاده از صندلی استاندارد نقش زیادی در کاهش آسیب به ستون مهره‌ها دارد.متخصصان علم ارگونومی ‌برای یک صندلی استاندارد ویژگی‌هایی را اعلام کرده‌اند‌ که لازم است هنگام خرید صندلی این نکات را مورد توجه قرار داد.

صحیح نشستن موقع روزنامه خواندن
برخی افراد در ساعات استراحت دل‌شان می‌خواهد روزنامه یا کتاب بخوانند و چون از صبح پشت میز نشسته‌اند‌ دوست ندارند مطالعه را هم روی صندلی انجام دهند.بهترین حالت این است که به جای اینکه روی مبل بنشینند و برای خواندن روزنامه سرشان را به جلو خم کنند یک بالش زیر دستشان بگذارند و روزنامه را تا نزدیکی‏های صورت بالا بیاورند و بدون نیاز به خم کردن سر و گردن به راحتی مطالعه‌شان را انجام دهند.

نوشته شده در شنبه هجدهم دی 1389ساعت 15:54 توسط هومن حسن زاده| |

هفت آدرس ایمیل بدرد بخور اما ناشناخته

بعضی وقتها یک سری کارها برای ما امکان پذیر نیست. مثلا در بعضی سایتها نمی توانیم وارد بشویم ( به خاطر یک دلیل مقطعی ) و تنها ابزار در دسترس ما ایمیلمان است. شاید کمی عجیب باشد بدانید در دنیای سرویس های جور واجور استفاده از ایمیل هم به خدمت شما در آمده است تا بتوانید کارهایتان را به راحتی انجام دهید. در این مقاله سعی شده است تا 7 آدرس ایمیل را به شما تقدیم کنیم که شاید بتواند برای شما هم مفید واقع شود!

۱. Pdf@koolwire.com

اگر به این ایمیل یک بزنید و به آن یک فایل مثل یک عکس یا یک پرونده آفیس را الصاق کنید این ایمیل به شما یک نسخه PDF آن را میل می کند. به همین راحتی!

۲. photos@flickr.com

فلیکر برای شما یک آدرس در اینجا تهیه کرده است که اگر از طریق آن عکسی را ( از طریق الصاق کردن ) بفرستید آن وقت عکس شما در فلیکر آپلود می شود. موضوع نامه تیتر و بدنه نامه توضیحات عکس را تشکبل خواهند داد.

۳. prod@writely.com

این آدرس ایمیل برای گوگل داک است و شما می توانید مطالب خود را از طریق این سامانه برای گوگل داک بفرستید. این قسمت هم برای شما تهیه شده است.

۴. wsmith@wordsmith.org

شما می توانید از طریق این آدرس ایمیل متن خودتان را ترجمه کنید. یعنی کلمه شما از نظر معنی برای شما باز می شود. ساده ترین راه برای فهمیدن ترجمه انگلیسی به انگلیسی یک لغت. فقط یادتان باشد در عنوان بنویسید define myword و در متن نامه هم که عبارتتون رو بنویسید.

۵. go@blogger.com

اگر از داشبودتون گزینه ارسال بوسیله ایمیل را علامت بزنید می توانید از طریق این آدرس ایمیل به بلاگرتون مطلب بفرستید. مخصوصا الان که در دسترس نیست!

۶. pdf2txt@adobe.com

یک هدیه بسیار زیبا. PDF تان را به ایمیل سنجاق کنید و آن را برای سایت آدوبی بفرستید. نسخه متنی فایل شما آماده است. این هم یک راه حل آلترناتیو برای زمانی که یک PDF خوان دم دست نیست!

۷. www@web2mail.com

و این هم یک ایمیل واقعا به دردبخور! سایت اجرا نمی شود؟ آدرس بدهید. یک کپی تحویل بگیرید. امتحان کنید

امتحان کنید خیلی جالبن

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 20:16 توسط هومن حسن زاده| |

قـد‌م تـا زنـد‌گی شـاد‌


زند‌گی، موهبتی است که به ما ارزانی شد‌ه است و تا وقتی امید‌ هست، زند‌گی هست. ما قد‌رت آن را د‌اریم که نومید‌ی را به امید‌، شکست را به پیروزی و اشک را به خند‌ه مبد‌ل کنیم. به شرطی که به زند‌گی و شگفتی‌های آن، به لذت‌ها، ناامید‌ی‌ها، تلاش‌ها،‌ رنج‌ها و د‌رد‌ها (بله) بگوییم.

ما قد‌رت آن را د‌اریم که همة پد‌ید‌ه‌های شاد‌ی بخش زند‌گی را د‌ر اختیار د‌اشته باشیم و آنها را برای خود‌ خلق کنیم. فقط کافی است تصمیم به تغییر بگیریم. اگر تصمیم بگیریم از امروز هر لحظه با عشق زند‌گی کنیم، معنی و مفهوم حیات و شاد‌ زیستن را بهتر د‌رک خواهیم کرد‌ و از آن لذت خواهیم برد‌.
زند‌گی ریاضیات است، پس بیائیم اعتماد‌ را د‌ر زاویة چشمانمان جای د‌هیم، شاد‌ی را به توان برسانیم، غم و اند‌وه را تفریق کنیم، کینه و نفرت را جذر بگیریم، همد‌لی و د‌وستی را ضرب کنیم و محیط و مساحت را د‌ر د‌ایره قلب د‌یگران به د‌ست آوریم.


● شاد‌ زیستن چیست؟
انسان، موجود‌ی شاد‌ی‌خواه و لذت طلب است. هرگز د‌اشتن مال و اموال نشانة خوشبختی و بی‌نوایی و فقر نشانة بد‌بختی نیست. اگر چنین بود‌ ثروتمند‌ان باید‌ شاد‌ترین و فقرا بد‌بخت‌ترین افراد‌ باشند‌، د‌ر حالی که همیشه چنین نیست. تمام شورها، شوق‌ها و لذایذ بهشت زند‌گی منتظر کسانی است که با تلاش و تفکر و مقاومت، خود‌ را به این بهشت می‌رسانند‌.
بهشت د‌ر نزد‌یکی ماست ولی فقط برای کسانی متجلی می‌شود‌ که د‌لشان ناب و بی‌غش باشد‌. این افراد‌ د‌لیر و امید‌وار زند‌گی می‌کنند‌ تا همیشه شاد‌ و بانشاط باشند‌ و از زند‌گی بهره‌مند‌ شوند‌، د‌رست است که گفته‌اند‌:
«زند‌گی به یک شب تا می‌ماند‌، باید‌ چراغ خود‌ را به د‌ست خود‌ بیفروزیم و زند‌گی خود‌ را روشن کنیم.» بهتر است افکار شاد‌ و سلامت د‌اشته باشیم و سلامتی را حق انسانی و شایسته خود‌ بد‌انیم. با خود‌ ملایم باشیم و خانواد‌ة خود‌ را بپذیریم.
د‌وست بد‌اریم و بد‌انیم که یکی از کلید‌های شاد‌ی و خرسند‌ی، تمرکز ذهن بر لحظة حال است. این لحظه تنها زمانی است که د‌ر اختیار د‌اریم و از لحظه بهتر چیزی بسازیم که آن شاد‌ی است. شاد‌ بود‌ن می‌تواند‌ یکی از بزرگترین مبارزات ما د‌ر زند‌گی باشد‌. برای شاد‌ بود‌ن باید‌ بر افکار شاد‌ تمرکز کنیم.


● شیوه‌های کسب احساس شاد‌مانی د‌ر زند‌گی


۱) هرگز از پرسش کرد‌ن باز نمانیم:
هرگاه از انجام کاری د‌ل‌زد‌ه و خسته شد‌یم از خود‌مان بپرسیم چگونه می‌توانیم کارهایمان را بهتر، سریع‌‌تر، ساد‌ه‌تر، آسان‌تر و سرگرم‌کنند‌ه‌تر انجام د‌هیم تا به هد‌ف نهایی برسیم.


۲) احساس ناامید‌ی را از خود‌مان د‌ور کنیم:
اگر د‌ر مسیر زند‌گی امید‌ خود‌ را از د‌ست د‌اد‌یم، مأیوس نشویم و هرگز فکر نکنیم راهی را که پیش گرفته‌ایم، آخرین راه است. پیوسته به د‌نبال راه‌های د‌یگر باشیم چرا که: «عاقبت جویند‌ه یابند‌ه است.»


۳) ضعف‌های خود‌مان را بپذیریم:
واقعیت این است که هر کس ضعف‌هایی د‌ارد‌، به جای فرو ماند‌ن د‌ر ضعف‌های خود‌ و گرفتار شد‌ن د‌ر د‌ام یأس و ناامید‌ی، بکوشیم انتقاد‌پذیر بود‌ه و بر ضعف‌هایمان غلبه کنیم و به د‌نبال راهکار باشیم.


۴) نقاط قوت خود‌ را تقویت کنیم:
انسان مجموعه‌ای از استعد‌اد‌های گوناگون است که می‌تواند‌ با شناسایی و رشد‌ و پرورش آن به کمال برسد‌. با کشف توانایی‌های خود‌مان و پرد‌اختن به کارهای مثبتی که علاقه د‌اریم، بیشترین لذت را از زند‌گیمان ببریم.


۵‌) از مطلق‌گرایی د‌وری کنیم:
ما د‌ر گستره‌ای از نسبیت‌ها زند‌گی می‌کنیم. تلاش کنیم از هر چیزی به نسبتی که می‌توانیم بهره گیریم.
هیچ‌کس برای همیشه نمی‌تواند‌ قهرمان شود‌. پس ما بیشترین تلاش را انجام د‌هیم و از نتیجه به د‌ست آمد‌ه خرسند‌ باشیم. خواه پیروز شویم یا نشویم.


۶) با خود‌مان صاد‌ق و روراست باشیم:
صاد‌ق نبود‌ن با خود‌، آسیب‌رسان‌تر از احترام نگذاشتن به خود‌ است. موارد‌ی را که با خود‌مان روراست نبود‌ه‌ایم بنویسیم و راه صاد‌ق بود‌ن را با بررسی خطاهای خود‌ بیابیم. تابلویی از صد‌اقت باشیم و صاد‌ق بود‌ن را به فرزند‌انمان نیز بیاموزیم.


۷) بیشتر به زند‌گی برسیم:
گلی را د‌ر باغچه یا گلد‌ان بکاریم و آن را به زند‌گیمان تشبیه کنیم، همان‌طور که شاد‌اب ماند‌ن گل به رسید‌گی و پرورش نیاز د‌ارد‌، زند‌گی خود‌ و خانواد‌ه‌مان هم به مراقبت، تقویت و پرورش و… نیاز د‌ارد‌.


۸) د‌رگذشته زند‌گی نکنیم:
اجازه بد‌هیم غبار گذشته از شانه‌هایمان فرو ریزد‌، هر اند‌ازه د‌ر تیرگی گذشته گام برد‌اریم از روشنایی آیند‌ه د‌ورتر خواهیم شد‌. فرو ماند‌ن د‌ر گذشته، فروماند‌ن د‌ر سیاهی است. باید‌ گذشته را به پرسش کشید‌، ناپاکی‌هایش را گرفت و زنگارهایش را زد‌ود‌ و از آن به مثابه عنصری برای پی ریختن آیند‌ه و شاد‌مانه زیستن د‌ر حال بهره گرفت.


۹) د‌ر حال شنا کنیم:
د‌ر گذشته زند‌گی کرد‌ن و افسوس خورد‌ن، د‌رد‌ی را د‌وا نمی‌کند‌، بلکه باید‌ از گذشته و ناکامی‌های آن د‌رس گرفت و بنای موفقیت را د‌ر زمان حال پی‌ریزی کرد‌، تا آیند‌ه‌ای روشن پیش روی د‌اشته باشیم. زند‌گی د‌ر زمان حال باعث می‌شود‌ که علاوه بر واقع‌بینی از موفقیت‌هایی که د‌اریم بیشترین و بهترین استفاد‌ه و لذت را ببریم.


۱۰) روی موارد‌ی که کنترل ند‌اریم، متمرکز نشویم:
وقتمان را روی مسائلی که د‌ر حد‌ کنترل ما نیست سپری نکنیم، بر آنچه می‌توانیم کنترل کنیم مانند‌ کمک کرد‌ن، سپاسگزاری کرد‌ن، کارکرد‌ن، خواند‌ن، خند‌ید‌ن و مانند‌ این‌ها متمرکز بشویم.


۱۱) همچون کوه استوار باشیم:
به حقوق فرد‌ی و اجتماعی خود‌ آگاهی پید‌ا کنیم و برای د‌ست‌یابی به آنها کوشا باشیم. تلاش ما میزان د‌ست‌یابی به حقوقمان را مشخص می‌کند‌. د‌ر ناملایمات زند‌گی، خود‌ را نبازیم، از آنها د‌رس بگیریم، بد‌انیم که شکست مقد‌مه پیروزیست، مشروط بر آن که علت‌یابی کنیم.


۱۲) یاد‌گیری را فراموش نکنیم:
مغز ماهیچه‌ای مانند‌ سایر ماهیچه‌هاست. اگر مغزمان را با یاد‌گیری و اند‌یشید‌ن ورز ند‌هیم، ورزید‌ه نمی‌شود‌. برای پرورش مغز بهتر است آن را با فعال کرد‌ن از طریق یاد‌گیری، د‌رگیر کنیم.


۱۳) د‌ر کمک کرد‌ن به د‌یگران پیشقد‌م باشیم: کمک به همنوع از وظیفه‌های مهم هر انسانی است. کمک کرد‌ن به د‌یگران این احساس را د‌ر فرد‌ به وجود‌ می‌آورد‌ که او فرد‌ با ارزشی است و می‌تواند‌ به زند‌گی د‌یگران معنی ببخشد‌. همچنین وقتی می‌بینیم که توانسته‌ایم گره‌ای از کار د‌یگران بگشائیم، د‌ر د‌رون خود‌ احساس شاد‌مانی و شعف می‌کنیم.


۱۴) گذشت د‌اشته باشیم: همن‌گونه که لطف و مهربانی خد‌اوند‌ شامل حال بند‌گانش می‌شود‌، چه خوب است ما نیز از خطاها و اشتباهات د‌یگران چشم‌پوشی و راه آشتی را هموار کنیم تا ضمن خوشحال کرد‌ن آنها، خود‌مان نیز با د‌ور ریختن کینه‌ها به آرامش د‌رونی‌ د‌ست یابیم.


▪ هنگام روبروشد‌ن با وقایع ناگوار نیز با تسلط بر محیط تلاش کنیم شاد‌ی از د‌ست رفته را د‌وباره به محفل وجود‌مان د‌عوت کنیم که توصیه‌های زیر پیشنهاد‌ می‌شود‌:


▪ فکر کرد‌ن غیر از غصه‌ خورد‌ن است، غصه خورد‌ن هیچ د‌رد‌ی را د‌وا نمی‌کند‌ و فاید‌ه‌ای ند‌ارد‌. د‌ر حالی که بر اثر فکر کرد‌ن، راه‌هایی برای رفع نگرانی‌ها پید‌ا می‌شود‌.


▪ زمانی که ناراحت هستیم بد‌ نیست محیط را ترک و کمی پیاد‌ه‌روی کنیم.


▪ حرکت و ورزش، اثر نشاط‌آوری د‌ارد‌. اگر زمان ناراحتی چند‌متر را با سرعت برویم، خواهیم د‌ید‌ که حالت ناراحتی کاهش می‌یابد‌.
▪ به نکات مثبت واقعه (پیشامد‌ ناخوشایند‌) نیز فکر کنیم.


▪ غم و افسرد‌گی مسری است. وقتی قیافه‌ ما اند‌وهناک است، د‌یگران هم افسرد‌ه و ناراحت می‌شوند‌، همین‌طور وقتی شاد‌ باشیم، چهرة د‌یگران شاد‌ می‌شود‌. پس هنگام ناراحتی بهتر است جمع را ترک کرد‌ه و قد‌م بزنیم.


▪ گذشته، هرگز مساوی آیند‌ه نیست، هر چند‌ که با ناملایمات روبرو شد‌ه‌ایم، می‌توانیم فکر کنیم که د‌وران بد‌بختی به پایان رسید‌ه و خوشبختی از فرد‌ا شروع می‌شود‌.


«راز شاد‌ زیستن، انجام د‌اد‌ن آنچه د‌وست د‌اریم نیست. د‌وست د‌اشتن آن چیزی است که انجام می‌د‌هیم.»

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 20:11 توسط هومن حسن زاده| |

همه چیز در مورد خورشیدگرفتگی جزئی ظهر امروز 


 


شورای مرکز تقویم مؤسسة ژئوفیزیک دانشگاه تهران با اعلام جزئیات خورشیدگرفتگی جزئی ظهر امروز در ایران، هشدار داد مشاهده این پدیده بدون استفاده از فیلترهای مناسب به چشم آسیب جدی وارد خواهد کرد.

بنا به اعلامیه مرکز تقویم موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران، امروز سه‌شنبه 14 دی 1389، خورشیدگرفتگی جزئی رخ خواهد داد. این گرفتگی در اروپا، نیمه شمالی آفریقا و آسیا (به جز بخشی از شرق و جنوب آن) قابل رؤیت است و بیشینه پوشیدگی این گرفتگی جزئی در شمال اروپا رخ می‌دهد که در شمال کشور سوئد، ماه حدود 80 درصد از قرص خورشید را می‌پوشاند.

فلش زیر، مسیر این خورشیدگرفتگی را در محدوده قابل رویت روی زمین نشان می‌دهد. زمان‌های نشان‌داده‌شده برحسب زمان جهانی است که 3.5 ساعت از زمان استاندارد ایران عقب‌تر است.

برای دریافت فایل فلش اینجا کلیک کنید

در شهر تهران، گرفتگی در ساعت 11 و 21 دقیقه آغاز می‌شود و در ساعت 12 و 51 دقیقه به حداکثر می‌رسد که در این حالت، ماه 39 درصد از سطح قرص خورشید را می‌پوشاند. این گرفتگی در ساعت 14 و 15 دقیقه در تهران خاتمه می‌یابد.
مشخصات خورشید گرفتگی برای مراکز استان‌های کشور به شرح زیر است:

جدول مشخصات خورشیدگرفتگی جزئی 14 دی 1389 مقارن با 4 ژانویه 2011

مرکز استان
شروع گرفتگی
د : س
حداکثر گرفتگی
د : س
پایان گرفتگی
د : س
حداکثر پوشیدگی
درصد

اراک
11:16
12:47
14:12
38

اردبیل
11:14
12:46
14:14
47

ارومیه
11:06
12:39
14:09
49

اصفهان
11:22
12:50
14:13
34

اهواز
11:13
12:43
14:08
35

ایلام
11:07
12:39
14:08
41

بوشهر
11:20
12:46
14:07
28

بجنورد
11:38
13:03
14:21
35

بندر عباس
11:41
12:56
14:07
18

بیرجند
11:46
13:05
14:18
25

تبریز
11:09
12:41
14:11
49

تهران
11:21
12:51
14:15
39

خرم آباد
11:13
12:43
14:10
39

رشت
11:17
12:48
14:14
44

زاهدان
11:56
13:07
14:13
17

زنجان
11:14
12:45
14:13
44

ساری
11:26
12:55
14:18
39

سمنان
11:27
12:55
14:17
37

سنندج
11:09
12:41
14:10
43

شهرکرد
11:20
12:48
14:11
34

شیراز
11:26
12:50
14:09
27

قزوین
11:18
12:48
14:14
42

قم
11:20
12:49
14:14
38

کرج
11:20
12:50
14:15
40

کرمان
11:41
13:00
14:13
23

کرمانشاه
11:09
12:41
14:09
42

گرگان
11:30
12:57
14:19
38

مشهد
11:45
13:07
14:22
30

همدان
11:13
12:44
14:11
41

یاسوج
11:22
12:49
14:10
30

یزد
11:31
12:55
14:14
29



خورشیدگرفتگی در مناطق شمال غربی ایران نسبت به دیگر مناطق کشور طولانی‌تر است و بخش وسیع‌تری از قرص خورشید پوشیده می‌شود. توجه به این نکته لازم است که مشاهدة مستمر خورشیدگرفتگی به بینایی آسیب می‌رساند و برای این کار، استفاده از صافی‌های مناسب ضروری است.



چگونه خورشیدگرفتگی را رصد کنیم؟
اسدالله قمری‌نژاد، دبیر اجرایی شاخه آماتوری انجمن نجوم ایران در گفتگو با خبرگزاری مهر در مورد روش‌های صحیح رصد خورشیدگرفتگی جزئی امروز توضیحاتی را ارایه کرد.


• رصد و مشاهده خورشید به عنوان پرنورترین جرم آسمان، بسیار خطرناک است و گزارش‌هایی از آسیب‌های جبران‌ناپذیر به چشم از کشورهای مختلف ارسال شده است.


• فیلم‌های رادیولوژی، فیلم‌های عکس‌برداری و نوار تیره داخل فلاپی‌دیسک‌ها برای رصد خورشیدگرفتگی مناسب نیست و به جای آن‌ها می توان از فیلتر جوشکاری نمره 14 استفاده کرد.


• مهم‌ترین ابزارها برای رصد این پدیده نجومی، فیلترها و عینک‌های استاندارد است. عینک‌هایی که برای رصد این پدیده تولید و در اختیار رصدگران قرار می‌گیرند، یک‌بارمصرف هستند و پس از مصرف باید کنار گذاشته شود؛ چرا که به مرور زمان، سوراخهایی بر روی فیلترهای به‌کار رفته در این عینک‌ها ایجاد می‌شود که در صورت عدم توجه به آن، آسیب‌های شدیدی به چشم وارد می‌شود.


• یکی از روش‌های بسیار ساده در رصد خورشیدگرفتگی، استفاده از اتاق‌تاریک است. در این روش شما با ساخت مکعب مستطیلی به اندازه‌ای که سرتان در یکی از ضلع‌های آن قرار گیرد، اتاقی تاریک را برای رصد آسان خورشیدگرفتگی فراهم می‌کنید. در این روش در یکی از ضلع‌های مکعب مستطیل، سوراخی به اندازه چند میلی‌متر درست کنید و آن را رو به خورشید بگیرید تا در ضلع مقابل، تصویر قرص خورشید را مشاهده کنید.


• از رصد خورشیدگرفتگی با تلسکوپ و یا دوربین دوچشمی بدون فیلتر پرهیز کنید.


• هنگامی‌که رصدگر اقدام به رصد خورشیدگرفتگی می‌کند، باید فیلترهای استاندارد را در جلوی دوربین دوچشمی و یا تلسکوپ خود قرار دهد.


• برای عکس‌برداری از قرص خورشید در پدیده خورشیدگرفتگی امروز، دوربین‌های مجهز به فیلتر و لنز تله 200 مناسب‌تر است.

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم دی 1389ساعت 20:8 توسط هومن حسن زاده| |

خانم‌ها: 10 نکته برای پیدا کردن عشق در زندگی

امسال مردی را به‌ سمت خودتان جذب کنید که بخاطر خودتان دوستتان دارد و رابطه‌ای مطمئن و صمیمی بسازید که همیشه آرزویش را داشته اید.


. دریچه‌های قلبتان را باز کنید و شگفت‌زده شوید. اگر این مقاله را می‌خوانید یعنی درهای قلبتان را برای دریافت یک عشق جدید باز کرده‌اید. درست است؟ اما اینکه واقعاً دریچه‌های قلبتان را به روی عشق باز کنید یعنی حتی با اینکه دنبال آن فرد استثنایی برای خودتان هستید، عشق را از هر جایی که بیاید می‌پذیرید. مرد زندگیتان باید به طریقی که اصلاً انتظارش را ندارید از راه برسد و شکلی باشد که هیچوقت تصورش را نمی‌کردید. تنها راه پیدا کردن آن فرد این است که افراد مناسب را زیر نظر داشته باشید. 

2. تازمانیکه متعهد نشده‌اید، تک پر نشوید. مردی استثنایی را ملاقات کرده‌اید که اوقات زیادی را برای شناخت بیشتر با او می‌گذرانید. به نظرتان می‌رسد که باید ملاقات‌هایتان با افراد دیگر را قطع کنید، درست است؟ نه، به هیچ‌وجه. راه انتخاب‌های دیگر را باز بگذارید مگراینکه او از شما بخواهد که به او متعهد شوید. مسئله پیچاندن او نیست، مسئله این است که به ‌جای‌ اینکه یک مرد را مرکز زندگیتان قرار دهید، حس خودتان بودن را حفظ کنید . همچنین باعث می‌شود خیلی نیازمند آن فرد به‌ نظر نرسید و طوری به نظر او خواهد آمد که درخواست او بوده که به هم متعهد شوید.


3. زبان بدنتان را نرم‌تر کنید. دفعه بعدی که با مرد مورد علاقه خود قرار می‌گذارید و بیرون می‌روید، لحظه‌ای صبر کنید و ببینید بدنتان چه می‌کند. این احتمال وجود دارد که اعصابتان باعث می‌شود شانه‌هایتان را سفت کنید یا دست‌هایتان را به هم قلاب کنید. ما زن‌ها اینقدر اسیر خودمان می‌شویم که فراموش می‌کنیم زنانگی که مردها اینقدر عاشقش هستند را نشان دهیم. پس به جای این، دست‌هایتان را آرام کنید، شانه‌هایتان را بیندازید و وقتی در حضور او هستید، پشتتان را صاف نگه دارید. بعد ببینید که چطور نرم نرمک به شما و دلتان نزدیک می‌شود.


4. خیلی به جلو نگاه نکنید. در آخرین قرار ملاقاتتان به چه فکر می‌کردید؟ اگر شما هم مثل اکثر زن‌ها باشید، احتمالاً می‌بینید که خیلی وقت‌ها این افکار ذهنتان را مشغول می‌کند: آیا دوستم دارد؟ آیا شوهر خوبی برایم می‌شود؟ آیا دوست دارد رابطه با من را ادامه دهد؟ تمرکز بر آینده و ای کاش‌ها نه تنها باعث می‌شود نتوانید از لحظاتتان لذت ببرید و کشف کنید که آن مرد واقعاً کیست، بلکه باعث می‌شود نتوانید هیچوقت با بخشی از او که بیشترین اهمیت را دارد یعنی دلش، ارتباط برقرار کنید.


5. بدون‌اینکه او را مسئول بدانید احساساتتان را با او درمیان بگذارید. باز دیر کرده است. حرف از نامزد سابقش به میان می‌کشد. یادش رفته است زنگ بزند. اینها همه داستان‌هایی است که بیشتر وقت‌ها پیش می‌آید—حتی بعد ازاینکه با هم ازدواج کنید. بیشتر خانم‌ها فکر می‌کنند حرف زدن درمورد این چیزها فقط مرد را دورتر می‌کند اما رمز موفقیت این است که با بیان احساساتتان به طریقی واضح بدون متهم کردن او، به سمت خودتان بکشانیدش: "وقتی درمورد زن‌های دیگر حرف می‌زنی واقعاً حس بدی پیدا می‌کنم. دوست ندارم رمز و رازی بینمان به‌وجود بیاید. نظر تو چیست؟"


6. دست از تظاهر به آنچه که نیستید بردارید. چندبار تابحال شده وقتی با او هستید، خودِ واقعیتان را پنهان کنید؟ تصور می‌کنید اگر چیزهای عجیب درمورد خودتان را برملا کنید، او را بترساند یا اگر با نظر او مخالفت کنید، او را از خودتان دور کنید. اما هیچ چیز بهتر از حقیقت نیست. البته منظورمان این نیست که در همان جلسه اول همه چیز را بیرون بریزید. منظور این است که نیازی نیست آدم کاملی باشید تا بتوانید کسی را عاشق خودتان کنید. پس دست از خودسانسوری بردارید و اجازه بدهید شما را به‌خاطر آنچه که هستید دوست بدارد.


7. برای دریافت کردن کانال را عوض کنید. ممکن است تصور کنید که برای‌ اینکه به مردی نشان دهید که موردی خوب و عالی هستید، باید برایش هدیه ای گران بخرید. اما واقعیت این است که مردها عاشق این می‌شوند که چقدر خودشان برای شما مایه بگذارند، نه برعکسش. یک مرد خوب دوست دارد که خوشحالتان کند و کارهای خوب برایتان انجام دهد. پس اجازه اینکار را به او بدهید!


8. همیشه خودتان را اول بگذارید. برای خانم‌ها طبیعی است که دیگران را به خودشان مقدم بدانند اما اگر می‌خواهید عشق را در مردی شعله‌ور کنید، اینکه نیازهای او را بر خودتان پیش بدانید کاملاً خلاف آنرا انجام می‌دهد. درست است که در هر رابطه‌ای باید دادن و گرفتن به یک اندازه وجود داشته باشد اما با این ‌وجود لازم است که هوای خودتان را داشته باشید. وقتی مردی ببیند که با خودتان با مهربانی و احترام رفتار می‌کنید، زنی را با عزت نفس و اعتماد به نفسی سالم خواهد دید که هر دوی آنها برای شاد کردن او بسیار جذاب هستند.


9. به طرفتان فرصت بدهید. آیا زیادی قد کوتاه است؟ سنگین وزن است؟ خیلی سنش پایین است؟ خیلی جدی است؟ یا به‌ اندازه کافی جدی نیست؟ خیلی زن‌ ها بودند که اوایل آشنایی شوهرانشان اصلاً برایشان قابل تحمل نبودند و الان حتی نمی‌توانند یک روز را بدون آنها سپری کنند. وقتی مردی وارد زندگیتان شد، آن را یک فرصت بدانید و حداقل تا 3 جلسه ملاقات به او فرصت دهید، مگر اینکه حسابی با دیدنش توی ذوقتان خورده باشد و اصلاً نتوانید با او بودن را تصور کنید. شاید آن مرد مرد ایدآل شما نباشد اما اگر بیشتر به او نزدیک شوید می‌توانید چیزهای بیشتری درموردش کشف کنید.


10. یادتان باشد، حرف نادرست را نباید به مرد درست بزنید. اگر حرفی که می‌زنید از ته دلتان باشد، مردی که قرار است عاشقتان شود نخواهد ترسید. او تلاش خواهد کرد مشکلات را از میان بردارد و اینکار باعث می‌شود به هم نزدیک‌تر شوید. البته، باید بگذارید او هم به همین اندازه احساس امنیت کند و حرفهایش را با شما درمیان بگذارد. وقتی پایه‌ای محکم از پذیرش و اطمینان متقابل برای رابطه‌تان ساختید، دیگر عشق منتظر نخواهد ماند و شعله‌ور خواهد شد.

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم دی 1389ساعت 12:10 توسط هومن حسن زاده| |

ایده هایی جالب و قابل اجرا در 1 روز برای دکوراسیون منزل شما

طرح های دکوراسیون آسان:
طرحهای دکوراسیون یک روزه ما را که به تلاش زیادی نیاز ندارند امتحان کنید

. یک مجموعه هنری خلق کنید.

اگر شما به طرح های پارچه ای علاقمندید اما پارچه زیادی ندارید تنها با یک مترپارچه و یا کمتر میتوانید یک هنر دیواری قابل توجه درست کنید. پارچه ها را روی تخته های صافی به اندازه های مختلف بکشید اکنون شما نقش های پارچه مورد علاقه تان را نمایش میدهید.

2.با رنگ های روشن به دیوار نشاط ببخشید

یک رنگ شاد مثل این زد روشن در یک فضای کوچک بکار میرود پس آن را فقط در یکی از دیوارها استفاده کنید. این رنگ در قسمتی از حانه که نورگیر نییست به طور خاصی مور است .
رنگ دیوار را با لوازم اتاق به رنهای طبیعی مثل مبل سفید هماهنگ کنید.


3. قفسه هایی که قابل تعمیر هستند بسازید

یک کتابخانه موقت با استفاده از 3 چهارپایه چوبی با رنگ های سفید و خاکستری بسازید .
سطح 2 تا از انها را با رنگ سفید و سططح دیگری را با رنگ خاکستری رنگ کنید.از برچسب هلیی به رنگ مسی که حروفی با زبان لاتین ، ایتالیایی و یا فرانسوی دارند استفاده
کنید.
چهارپایه ها را همانطور که در تصویر دیده میشوند قرار دهید و برچسب ها را جلوی آنها بچسبانید.


4. دفترتان را ساماندهی کنید

اگر دفتر کار خانگی شما محلی برای انجام دادن پروژه هایتان نیز هست از یک صفحه چادار و زیبا ککه قابل تهیه است استفاده کنید . صفحه جادار را با اسپری رنگ کنید . مکان مناسب برای آن را پیدا کنید و آن را به دیوار نصب کنید .اگر تصمیم دارید کتاب یا اجسام سنگین د آن بگذارید ، صفحه را درر زایدههای میل شکلی محکم نید. از طبقه ها و قلاب های متناسب با نیازتان استفاده کنید.



5. یک دیوار اصلی را کاغذ دیواری کنید

به دیوارهایتان طرح اضافه کنید بدون اینه از لحاظ بصری شلوغ بنظر برسد. یک دیوار اصلی در یک اتاق انتخاب کنید و آن را با اغذ دیواری که حداقل یک رنگش همرنگ دیگر دیوارها باشد، بپوشانید.این دیوار اصلی یک حس هنری در اتاق ایجاد میکند. ار در حال رنگ کردن دیووارها هستید اول دیوارها را رنگ کنید و بعد از کاغذ دیواری استفاده کنید.



6. میز قهوه شیک و ارزان

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم دی 1389ساعت 18:12 توسط هومن حسن زاده| |

 معضل اجتماعی جامعه ایرانی

1- فرهنگ رانندگی 

متاسفانه در بین کشورهای در حال توسعه فرهنگ رانندگی ایرانیان در سطح بسیار پایینی قرار دارد. در حالت کلی نوع رانندگی افراد هر جامعه تاثیر بسزایی در برقراری نظم و انضباط اجتماعی داشته و میتواند در ارتقای حس امنیت عمومی کمک زیادی نماید.

برخی از هنجار شکنی های متداول در این زمینه عبارتند از:

· رعایت نکردن حقوق عابرین پیاده: اولین اصل رانندگی امن این است که در هر صورت و در هر شرایطی الویت عبور با عابرین پیاده است. اما در عمل شاهد آن هستیم که بسیاری از رانندگان بادیدن عابرین پیاده نه تنها اجازه عبور به آنها را نمی دهند، بلکه با افزایش سرعت و انحراف از مسیر اصلی رعب و ناامنی زیادی را ایجاد می کنند.

راه صحیح: با دیدن عابر پیاده در هر شرایطی باید از سرعت اتومبیل کاسته و تا زمان عبور کامل فرد صبر نموده و سپس به مسیر خود ادامه دهیم.

کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: C

· عدم حرکت در بین خطوط: از جمله عوامل اصلی ایجاد ترافیک و اختلال در عبور و مرور، عدم حرکت در بین خطوط مشخص شده در معابر است. برخی رانندگان به دلایلی مانند ترافیک سنگین، بطور مداوم از مسیر خود منحرف شده و علاوه بر اینکه برای دیگر رانندگان ایجاد مزاحمت میکنند، در تشدید ترافیک و بر هم زدن نظم عمومی، ایفای نقش می نمایند. اینگونه افراد تصور میکنند با مسدود کردن مسیر حرکت دیگران انسانهای زرنگ و با ذکاوتی هستند که امری کاملاً مضحک می باشد.

راه صحیح: خطوط ترسیم شده در خیابانها باید همانند موانع فیزیکی تصور شوند و باید در طول مسیر خود را ملزم به حرکت در بین این خطوط با حفظ فاصله ایمنی مناسب بدانیم.
کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: D

· استفاده بی مورد از بوق: استفاده گاه و بی گاه از بوق برای برخی از رانندگان بصورت عادتی همیشگی در آمده که این مسئله علاوه بر ایجاد آلودگی صوتی، بطور جدی باعث سلب آسایش دیگران میگردد. گویی برخی برای تخلیه تنشهای عصبی و رهایی از استرس روی به این کار می آورند.

راه صحیح: تا حد امکان از بصدا درآوردن بوق وسیله نقلیه خود خودداری نماییم و تنها در شرایط ضروری از آن استفاده کنیم. کمی صبر و تحمل برای خودروی جلویی یا عابر پیاده یا به اصطلاح راه دادن به آنها، هم باعث میگردد مورد قدردانی قرار گیریم و هم به حقوق دیگران احترام گذارده ایم.

کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: D

· درگیری فیزیکی هنگام تصادف و بکارگیری الفاظ رکیک: عملی بسیار مشمئز کننده و بدور از رفتارهای سالم اجتماعی که هر نظاره گری را متاثر و متاسف میکند. بعضاً رانندگان به هنگام بروز تصادفات و یا هر گونه موارد دیگر با حالتی جنگ جویانه و با وسایلی مانند قفل فرمان به طرف فرد مقابل هجوم آورده و باعث زد و خورد فیزیکی میگردند. گاهی نیز بدلیل رفتار نامعقول اتومبیل دیگر، با الفاظ رکیک و فحاشی سعی در تادیب دیگران میکنند! معمولاً اینگونه افراد از حالات روانی متعادلی برخوردار نبوده و ناهنجارترین صحنه های اجتماعی را بوجود می آورند که علاوه بر خسارات جسمی و مالی، باعث اختلال در نظم عمومی و تنش در سایر شهروندان می شوند.

راه صحیح: هیچگاه و در هر شرایطی کنترل خود را از دست ندهید. به هنگاه بروز تصادف با آرامش و احترام کامل نسبت به طرف مقابل رفتار کنید. هیچگاه از الفاظ رکیک استفاده نکنید.

کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: E

2- روابط خانمها و آقایان

مقوله طرز برخورد و نحوه احترام گذاردن به خانمها به دلایل گوناگون مانند پیشینه فرهنگی- تربیتی، محدودیت ها، بروز بحران جنسی، افزایش سن ازدواج و تفکرات و عقاید نادرست، تبدیل به معضلی جدی در جامعه کنونی شده است. در ادامه به برخی از نمونه های اصلی اشاره میکنیم:

· نگاه صرفاً جنسیتی: برداشت برخی از مردان نسبت به خانمها، کاملاً جنبه جنسیتی داشته بطوریکه جنس مونث را به عنوان ابزاری برای ارزای تمایلات شهوانی خود محسوب میکنند. عوامل روانشناختی پیچیده و متعددی در این قضیه دخیل می باشند. آقایون باید به این باور برسند که جایگاه خانمها بسیار فراتر از موضوع جنسیتی آنها بوده و باید به ارزشهای واقعی این گروه از جامعه واقف باشند. خانمها بطور طبیعی و غریزی زیبایی را دوست دارند و مایلند همیشه ظاهری جذاب و پوششی زیبا داشته باشند و این در اغلب موارد به این دلیل نیست که بخواهند آقایون به دیده جنسی به آنها بنگرند. باید توجه داشت که برای یک خانم هیچ چیزی تحقیر آمیز تر از این نیست که با نگاه جنسیتی به وی نگریسته شود. متاسفانه برخی از مردان در هر رده سنی که باشند وقتی با یک زن برخورد میکنند از نگاه آلوده نمی توانند بگذرند و اقدام به برانداز نمودن اندام وی میکنند که بسیار صحنه ای ناپسند و بدور از شان یک انسان با شخصیت و متمدن است. سوء استفاده از این قشر در امکان عمومی و محیط های کاری یکی از دغدغه های جدی امروز جامعه بحساب می آید. ناهنجاری دیگر استفاده از الفاظ بدور از ادب و یا به اصطلاح "متلک پراکنی" است که وجهه بسیار ناپسندی دارد.

راه صحیح: احترام گذاردن و تکریم خانمها نشانه بارز تمدن و شخصیت هر فرد است. بنابراین زمانیکه به خانمی برخورد می کنید به هیچ عنوان نگاه غرض آلود به وی ننمایید و بسیار عادی و در کمال احترام از کنارش عبور کنید. در محیط کار حد و مرز تعیین کنید و هرگز از خطوط قرمز عبور نکنید. هنگام گفتگو هیچگاه از عبارات و کلماتی که تعابیر جنسی دارند استفاده نکنید. خانمها حس بسیار قوی در فهمیدن نوع نگاه شما به خود دارند. زمانیکه نگاهی سالم به آنها داشته باشید، ارزش و شخصیتتان نزدشان بسیار بالاتر خواهد رفت.

کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: E

· مزاحمت از طریق اتومبیل: یا به اصطلاح "اتو زدن" امروزه باعث شده چهره شهر بیش از بیش زشت و غیر اخلاقی به نظر برسد. متاسفانه در شهرهای بزرگ بخصوص تهران گاهی شاهد آن هستیم که وقتی خانمی برای سوار شدن تاکسی اولین قدم را در خیابان میگذارد، در همان لحظه اولیه صفی طولانی از اتومبیلها که رانندگان آنها شامل همه گروه های سنی میگردد، در جلوی وی تشکیل میشود. گویی برخی از اتومبیل هایی که در سطح شهر در حال تردد هستند همچون شکارچیانی در پی یافتن صید خود می باشند. باید گفت که این پدیده از بین همه کشورهای جهان، فقط در کشور ایران رواج دارد. در کشوری با چنین تمدن، فرهنگ و گذشته تاریخی غنی، دیاری که مردمان فرهیخته آن زبان زد خاص و عام است، با افتخاراتی جاودان در عرصه علم و دانش. این عمل به اندازه ای مضحک است که اگر فردی از خارج از کشور شاهد ماجرا باشد باعث تعجب و خنده او خواهد شد. واقعاً لحظه ای تفکر: چرا باید اینگونه باشد؟ هیچ دلیلی توجیه کننده این عمل نا زیبا نیست.

راه صحیح: انجام این عمل نشان دهنده شخصیت پایین و مریض گونه می باشد بنابراین هیچگاه مبادرت به این عمل ناپسند نکنید.

کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: E

· آرایش و ظاهر نامتعارف: آراستگی و زیبایی همیشه در حد معقول، مورد پسند و مطلوب جامعه است. استفاده بیش از حد مواد آرایشی و پوشیدن لباسهای تحریک کننده توسط برخی خانمها، مناسب شخصیت آنها و امنیت اخلاقی جامعه نیست. در شرایطی که جوانان بدلیل نبود امکان ازدواج در سنین پایین باید تا زمانی طولانی تر صبر کنند، واضح است که تمایلات جنسی و عدم ارضای آن از یک طرف، و دیدن دخترانی با ظاهری تحریک کننده از سوی دیگر، باعث ایجاد ناامنی برای خانمها و اختلالات رفتاری پیچیده برای آقایون میگردد. اثرات این نوع ناهنجاری ها در نهایت زوال رشد عمومی جامعه را دربر خواهد داشت. این دسته از دختران باید بدانند که اکثر آقایون به دنبال شریکی متعادل با ظاهری مناسب و بدور از جذابیتهای جنسیتی همگانی می باشند.

راه صحیح: پیش گرفتن راه تعادل و دوری از هرگونه افراط و تفریط در نوع آرایش و پوشش مسیری پسندیده و منطقی در برابر همگان قرار خواهد داد.

کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: C . 

3- روابط مشتری و ارباب رجوع

سلامت روابط تجاری در عرصه های مختلف موضوعی است که اگر جدی گرفته نشود میتواند لطمات جبران ناپذیری به اقتصاد و جامعه وارد آورد. نقش تک تک افراد در ایجاد فضای سالم تجاری و داد و ستد از اهمیت بسیاری برخوردار است. نمونه هایی از برخوردهای غلط متداول در این زمینه عبارتند از:
.

· برخورد غلط با مشتری: گاهی اوقات برخورد صاحبین صنایع و فروشندگان اجناس، بسیار زننده و ناخوشایند است. عدم رعایت ادب، بدرفتاری، جواب های نادرست، بها ندادن به خواسته واقعی مشتریان و سعی در تقلب، از نمونه های بارز اینگونه برخوردها است. تلاش برای کسب سود بیشتر بدون بالا بردن کیفیت محصول، ارائه قیمتهای غیر واقعی و ارائه ننمودن خدمات مناسب پس از فروش نیز بازار فعلی را تحت تاثیر قرار داده است. عباراتی مانند "جنس فروخته شده به هیچ وجه پس گرفته نمی شود" یا "تعویض نمی شود" بسیار زیاد و عباراتی مثل "حق با مشتری است"، بسیار کم دیده می شود. برخی فروشنده ها وقت کافی برای توضیح محصول به مشتری صرف نمی کنند، برخوردی سرد دارند و اگر مشتری اقدام به خرید محصول نکند عصبانی و دلخور میشوند. سعی در قبولاندن حرفهای خود در خصوص یک جنس بخصوص دارند بدون اینکه سلیقه و خواسته مشتری را مد نظر داشته باشند. اجناسی را با برند و برچسب تقلبی به جای اصل به مشتری معرفی میکنند.

راه صحیح: مشتری مداری و رضایت مشتری را همیشه اصل اول قرار دهیم. با رفتار خوب و ارائه خدمات بهتر، مشتری را جذب تجارت خود نماییم. بدانیم که نقش همه افراد در داشتن یک اقتصاد پویا برای یک کشور ضروری است. احترام به مشتری را فراموش نکنیم و بدانیم که او پادشاه است. صداقت در کار و تجارت را هیچگاه فراموش نکنیم.

کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: C

· قیمت های متغیر: روی اجناس خود اتیکت قیمت نصب نمی کنند و به اصطلاح قیمت را از روی ظاهر مشتری تعیین میکنند. از اعتماد مشتریان قدیمی خود سوء استفاده میکنند. در جمع فاکتور عمداً اشتباه می کنند. از ابزارهای نوین تجاری مانند بارکد، فاکتور دیجیتالی و نرم افزارهای خرید و فروش استفاده نمی کنند.

راه صحیح: روی کلیه اجناس اتیکت قیمت نصب شود. دستگاه بارکد خوان تهیه گردد و فاکتور خرید مشتری بعد از اتمام کار به وی تحویل داده شود.

کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: E

4- رسانه های گروهی

با رشد روز افزون تکنولوژی و نفوذ تجهیزات ماهواره به منازل و دسترسی آسان به رسانه های گروهی برون مرزی، حق انتخاب افراد نیز درمورد برنامه ها و کانالهای تلویزیونی بسیار گسترده تر از گذشته شده است. تاثیر شگرف اینگونه رسانه ها بروی اذهان و تغییر مسیر شخصیتی افراد و به دنبال آن کل جامعه، انکار ناپذیر است. برخی از مشکلات در این باره عبارتند از:

· انتخاب کانالها و برنامه های نامناسب تلویزیونی: برخی از این کانالها مشخصاً برای اهداف خاصی طراحی و راه اندازی شده اند. نمایش فیلمهای بظاهر جذاب و مفرح و گنجاندن اهداف اصلی در لایه های پنهان آن ، صاحبین این شبکه ها را به اهداف خود بیش از پیش نزدیک تر نموده است. سست شدن بنیان خانواده ها، ترویج فرهنگ خیانت، تبدیل ضد ارزشها به ارزشها و طبیعی جلوه دادن ناهنجارها از مقاصد اصلی اینگونه کانالها می باشد. شیوه کار بدین صورت است که برنامه گذار، مخاطبین خود را از اقشار آسیب پذیر و روبه رشد و متوسط جامعه که درصد بالای جمعیت را تشکیل می دهند، انتخاب میکند و خوارک تبلیغاتی مناسبی برای جذب این گروه ارائه میکند. مخاطب بدون اینکه خود متوجه باشد شستشوی مغزی میگردد و ارزشهای جدیدی در ذهنش نقش می بندد.

راه صحیح: در انتخاب فیلمها و برنامه ها دقت کنید. از دیدن سریالهایی که ذهن و افکار شما را سست میکند دوری کنید. بدانید که شخصیت و لیاقت شما بیش از اینها است. هوشمندانه انتخاب کنید.

کلاس اجتماعی متخلفین این گروه: B

5- انتقادپذیری

هیچ جامعه ای راه های پیشرفت را نخواهد پیمود مگر اینکه فرهنگ انتقاد سالم و انتقاد پذیری در بین افراد آن جامعه جایگاه خود را پیدا کند. نقد صحیح همواره راهی مناسب و موثر برای رفع مشکلات، ایرادات و نواقص بوده است. اصولاً نقد پذیری رابطه مستقیم با ظرفیت تحمل و درجه منطق در انسانها دارد. کسی که خود را مبرا از خطا نمی پندارد هیچگاه انتقاد را مانع، و منتقد را دشمن ندانسته و در برابر آن جبهه گیری نمی کند، بلکه از انتقادات سازنده برای رفع اشکالات و اصلاح مسیر بهره میگیرد. احترام به نظرات و عقاید دیگران نیز عامل اصلی پرورش نقد پذیری محسوب میگردد.

راه صحیح: کم شدن آستانه تحمل افراد جامعه در برابر نقد، دورنمای مناسبی را پیش روی نخواهد داشت. بنابراین لازم است همگی با روی باز از انتقادات دیگران استقبال نموده و خود نیز بدون هیچ گونه غرض ورزی و کینه توزی بطور سالم و با احترام کامل به نقد دیگران بپردازیم. به نظرات یکدیگر احترام بگذاریم و ظرفیت تحمل خود را بالا ببریم.

نوشته شده در شنبه یازدهم دی 1389ساعت 17:13 توسط هومن حسن زاده| |

21 نکته مفید تغذیه ای برای فصل زمستان


زمستان زمانی از سال است که دوست دارید بیشتر داخل منزل بمانید چون در این ماه‌ها انواع و اقسام ویروس‌های شبه آنفولانزا و سرماخوردگی همه جا وجود دارد. اما وقتی تصمیم می‌گیرید با این میکروب‌های بیماری‌زا مقابله کنید، استفاده از موادمغذی خوب در رژیم غذاییتان فواید بسیار مثبتی بر سلامتتان خواهد داشت. زمستان نه تنها سرما را همراه خود می‌آورد و خانه‌نشینتان می‌کند، بلکه این خانه‌نشستن‌ها پرخوری‌های بیشتر و احتمالاً اضافه‌وزن را هم به دنبال خواهد داشت. به‌همین‌دلیل، در زیر لیستی از 21 نکته عالی برای تغذیه زمستانی برایتان گردآورده‌ایم که امیدواریم برایتان مفید باشد.

1. غذا و فعالیت جسمی

اضافه کردن یکی دو کیلو وزن در طول زمستان چندان هم بد نیست. اما برای خیلی‌ها این اضافه کردن وزن سال به سال بیشتر می‌شود و کنار آمدن با آن معمولاً دشوار است. پس درکنار عادات غذایی سالم، فعالیت جسمی را فراموش نکنید.

2. آب

در ماه‌های زمستان مغزتان کمتر پیام تشنگی صادر می‌کند اما حتماً از تامین آب مورد نیاز بدنتان مطمئن شوید چون زمستان هوا فقط سرد نیست، بلکه خشک هم هست.

3. سایر مایعات

مراقب آنچه می‌نوشید باشید. به‌جز آب، مایعاتی مثل آبمیوه‌های طبیعی یا آب سبزیجات بسیار خوب هستند. اما سعی کنید از آبمیوه‌ها و کوکتل‌های مصنوعی و شکردار که گاهی مملو از خامه هم هستند و میزان بالایی کالری وارد بدنتان می‌کنند دوری کنید.

4. الکل

از نوشیدن الکل به هر صورت و در هر فصلی خودداری کنید چون یک سم مهلک است.

5. تغذیه

غذاهای مهمانی‌ها و جشن‌ها معمولاً حاوی مقدار کمی موادمغذی است. اما با کمی تلاش و برنامه‌ریزی می‌توانید بسیاری از دستورغذاهای هوس‌انگیز را با موادمغذی بیشتری درست کنید. درصورت نیاز روش پخت‌و‌پزتان را تغییر دهید. مثلاً به جای سرخ کردن از روش‌هایی مثل کباب کردن و بخارپز کردن استفاده کنید تا موادمغذی آن حفظ شود.

6. ماهی

ممکن است در طول ماه‌های زمستان که نور خوشید کمتر می‌شود با کمبود ویتامین D روبه‌رو شوید. ماهی منبع بسیار خوبی از این ویتامین و همچنین اسیدهای چرب امگا3 می‌باشد که به شما کمک می‌کند هرگونه اختلالات روحیه را با بالا بردن سطح سروتونین در بدنتان از بین ببرید.

7. شکلات

خیلی‌ها نمی‌توانند هوس شکلات خوردن خود را ترک کنند، مخصوصاً در جشن‌ها و مهمانی‌ها. اما بهتر است در این زمینه هم انتخاب عاقلانه داشته باشید: انواع تیره‌تر شکلات با محتوی کاکائو بالا آنتی‌اکسیدان بسیار بالایی داشته و انتخاب بسیار خوبی به‌شمار می‌رود.

8. آجیل

وقتی گرسنه‌تان شد، به آجیل حمله نکنید، فقط یک مشت از آن کافی است. تقریباً همه آجیل‌ها منبع بسیار خوبی از سلنیوم هستند که برای سلامت ذهن و جلوگیری از افسردگی مفید است.

9. دانه‌ها و غلات کامل

فیبر موجود در گندم، جو، نان‌های دانه کامل، و برنج تاثیری محافظتی برای سلامت قلب و سیستم گوارش بدن دارند. از خوردن غلات و دانه‌های فراوری‌شده خودداری کنید زیرا قسمت اعظم موادمغذی موجود در آنها در مراحل مختلف فراوری از بین می‌روند.

10. ماست طبیعی

ماست حاوی کشت باکتری‌های فعال است که به شما برای تقویت سیستم ایمنی بدنتان در زمستان کمک می‌کند. به‌جای ماست‌های مصنوعی یا طعم‌دار، ماست ساده کم‌چرب را انتخاب کنید. برای خوشمزه‌تر شدن آن می‌توانید انواع میوه‌های تازه را هم خرد کرده و داخل آن بریزید. 

11. مرکبات

نارنگی، پرتقال، کیوی، گریپ‌فروت، انگور قرمز و لیمو سالم‌ترین میوه‌هایی هستند که می‌توانند در تمام طول سالم بدنتان را تقویت کنند. ویتامین C موجود در همه مرکبات برای تقویت سیستم ایمنی بدن در فصل زمستان اهمیت ویژه‌ای دارد.

12. سبزیجات

حتماً در طول روز یک وعده سبزیجات در رژیم غذاییتان استفاده کنید.

13. فیبر

برای از بین بردن یبوست در زمستان، رژیم‌غذاییتان را با انبوهی از فیبر پر کنید. کمی خلاقیت به خرج دهید و برای سالادتان از انواع مختلف میوه‌ها و سبزیجات استفاده کنید. اما دقت کنید که بعوان چاشنی سالاد از سس‌های چاق‌کننده و پرکالری دوری کنید.

14. قند میوه

زایلیتول یا سایر قندهای طبیعی که در میوه‌ها و گیاهان یافت می‌شوند می‌توانند انتخاب بسیار خوبی برای جایگزین کردن قندهای مصنوعی باشند.

15. تنقلات

وقتی گرسنه می‌شوید، به جای اینکه به تنقلات پناه ببرید، یک بشقاب سالاد یا میوه یا یک مشت آجیل میل کنید.

16. تنوع

به خاطر داشته باشید که هیچ ماده‌غذایی خاصی وجود ندارد که همه موادمغذی را در خود داشته باشد، ازاینرو در رژیم‌غذاییتان از انواع و اقسام گروه‌های مختلف موادغذایی استفاده کنید.

17. تعادل

درموقع خوردن غذا، به سهم‌های غذایی خود دقت داشته باشید. اگر یک تکه کوچک از یک ماده‌غذایی خوشمزه بخورید هم از طعم لذیذ آن لذت خواهید برد. سعی کنید تا می‌توانید کمتر از قند، نمک، چربی و تنقلات استفاده کنید.

18. جایگزین‌ها

دنبال جایگزین‌های سالم باشید، مثلاً یک ظرف میوه تازه درمقایسه با سالاد میوه با خامه و شکر بسیار سالم‌تر و مغذی‌تر است.

19. گرسنگی نکشید

از نخوردن برای ساعات طولانی خودداری کنید چون بدنتان را به حالت گرسنگی کشیدن می‌برد و باعث می‌شود وزنتان بالا رود.

20. ورزش

برای سوزاندن کالری‌های اضافی که از غذاهای پرکالری مصرف کرده‌اید، باید فعالیت فیزیکی خود را بالا ببرید.

21. حفظ وزن

اگر کم کردن وزن در طول زمستان برایتان سخت است، افسرده نشوید و نترسید. درعوض سعی کنید همین وزن را حفظ کنید و وزن بیشتری اضافه نکنید.

نوشته شده در شنبه یازدهم دی 1389ساعت 16:56 توسط هومن حسن زاده| |

آیا میدانستید : شادمهرعقیلی یکی از نوازندگان رسمی واحد موسیقی سازمان صدا و سیما بود

آیا میدانستید : محمدعلی کشاورز بازیگر توانای سینمای ایران به تنهایی زندگی می کند

آیا میدانستید : فرزند ارشد داود رشیدی به نام فرهاد مدرک علمی پروفسوری دارد

آیا میدانستید : پدر محمد رضا گلزار یک مهندس عالی رتبه ی ساختمان است

آیا میدانستید : سیاوش خیرابی اصالتا آذری بوده و از اهالی منطقه خیراب تبریز به حساب می آید

آیا میدانستید : درنا مدنی یکی از بهترین دستیاران کارگردان در سینما دختر خانم رویا تیموریان است

آیا میدانستید : ورود الناز شاکردوست به دنیای بازیگری کاملا اتفاقی بوده و جایگزین هم دانشکده ای خود شده است

آیا میدانستید : علی لهراسبی زمانی مربی سرود در کانون پرورش فکری کودکان بود

آیا میدانستید : ملیکا زارعی ( خاله شادونه ) مجری برنامه های کودک خواهر مریلا زارعی بازیگر سرشناس سینماست

آیا میدانستید : شهاب حسینی علاقه ی شدیدی به گویندگی رادیو دارد و یکی از آرزوهای او راه اندازی یک رادیوی خصوصی در منطقه لواسان است

آیا میدانستید : پدر رضا کیانیان عاشق بازیگری بود . اما وقتی آقا رضا برای حضور پدرش در یک فیلم خوب پادرمیانی کرد درست یک هفته مانده به شروع کار پدر ایشان دار فانی را وداع گفت

آیا میدانستید : مهران مدیری یک بیلیارد باز قهار است و تقریبا هیچ کسی حریف او در اسنوکر نمی شود . درست برعکس چیزی که در مرد هزار چهره دیده اید

آیا میدانستید : فاطمه معتمد آریا و حمید جبلی از عروسک گردان های مجموعه ی ماندگار مدرسه موشها بودند

آیا میدانستید : در صحنه تعقیب و گریز خانم افشار و محمد رضا گلزار در فیلم آتش بس زمین خوردن آقای سوپراستار کاملا اتفاقی و طبیعی بوده و دقیقا به همین دلیل مورد استفاده قرار گرفته است

آیا میدانستید : اتومبیل شهاب حسینی در فیلم سوپراستار (پرادوی سفید ) متعلق به خانم میلانی بوده و ایشان علاقه ی زیادی به این ماشین دارد

آیا میدانستید : احمد پور مخبر برای تست بازیگری پسرش سر کار عطاران رفته بود اما خودش قبول شد ! حالا پسرش مدیر برنامه های اوست

آیا میدانستید : حامد بهداد علاقه شدیدی به مارلون براندو دارد و در تمام پیامک های خصوصی خودش را براندو معرفی می کند

آیا میدانستید : تنها سوپراستار ایرانی که اهمیت چندانی به نوع اتومبیل خودش نمی دهد خانم هدیه تهرانی است و او زمانی یک پراید سفید داشت

آیا میدانستید : مرضیه برومند علاقه زیادی به بازیگری دارد و در چند ساخته ی خوش نقش کوتاهی بازی کرده است

آیا میدانستید : داستان فیلم ارتفاع پست تفاوت های بسیار زیادی با داستان واقعی آن دارد و برخی از پرسنل امنیت پرواز از این بابت گلایه دارند

آیا میدانستید : دیالوگ ماندگار – همه ی عمر دیر رسیدیم – در فیلم سوته دلان پیشنهاد جمشید مشایخی به مرحوم علی حاتمی بوده است

آیا میدانستید : تمام صحنه های اکشن سریال معروف خواب و بیدار را رویا نونهالی خودش بازی کرده و هیچ بدل کاری در کار نبوده است

آیا میدانستید : سعید پیردوست و مسعود کیمیایی و فرامرز قریبیان در دوران مدرسه پشت یک نیمکت می نشستند و هنوز هم رفقای درجه یک هم هستند

آیا میدانستید : تهمینه میلانی و سیروس مقدم هردو دستیاران ویژه مسعود کیمیایی در دهه ی شصت بودند

آیا میدا

نستید : شهاب حسینی به همراه نادر سلیمانی و سعید آقاخانی و … یک گروه تئاتر طنز داشتند که بارها در شهرستانها برنامه اجرا کرده بودند

آیا میدانستید : مهران مدیری در سالهای دور به اتفاق دوستانش در جبهه جنگ برای تقویت روحی رزمنده ها نمایش طنز اجرا می کرد

آیا میدانستید : کویتی پور پس از انتشار موفق اولین آلبوم غریبانه تبدیل به جدی ترین دشمن مجید رضازاده سازنده ی همان آلبوم شد

آیا میدانستید : بهنوش بختیاری زمانی که منشی صحنه فیلم مهرجویی بود هرگز تصور نمی کرد که روزی بازیگر شاخص طنز خواهد شد

آیا میدانستید : مهران مدیری کار سخت گرداندن عروسک ربات در فیلم دیگه جه خبر را بر عهده داشت

آیا میدانستید : مدیر برنامه های مهتاب کرامتی خواهر یک بازیگر معروف دیگر به نام سپیده اعلایی است

آیا میدانستید : مرحوم ناصر عبداللهی اولین بار توسط اقبال واحدی کشف و در برنامه سفرنامه صبا به مردم معرفی شد

نوشته شده در شنبه یازدهم دی 1389ساعت 16:51 توسط هومن حسن زاده| |

نه راهکار برای موفقیت در کسب و کار جدید

.فکر کردن به موفقیت

اگر بخواهید به موفقیت های بزرگ دست پیدا کنید، باید آرزوهای بزرگی نیز در سر داشته باشید. هر داستانی از موفقیت با یک آرزوی بزرگ آغاز می شود. شما می بایست چشم اندازهای بزرگ را برای خود متصور باشید، این که فردی مشهور و صاحب اعتبار هستید. باید از آن چه که می خواهید بدان برسید، تصویری روشن داشته باشید و آنقدر آن آرزوی خود را در سر پرورش داده باشید که آن را کاملا احساس کرده و برایتان دست نیافتنی نباشد. به طور مثال تصور کنید که اگر در کار خود موفق شوید، چه تحولی در زندگی شما و اجتماع ایجاد خواهد شد؟ اگر کسب و کار شما به موفقیت و در آمد بالا برسد شما از چه اعتباری برخوردار خواهید شد ؟ و تا چه حد به اقتصاد منطقه خود کمک کرده اید؟

2.نسبت به آنچه که می خواهید انجام دهید پرشور و حرارت باشید

شما در راهی قدم می گذارید که در صورت موفقیت، بخشی یا تمام زندگی شما تغییر خواهد کرد. برای رسیدن به این مقصود شما می بایست انرژی و اشتیاق خود را بیش از پیش کرده و آنها را آشکار کنید.چرا باید این گونه باشد، زیرا ما همیشه نسبت به آرزوهای خود و آنچه که دوست داریم بی رحمیم. بالواقع برای آنچه که بسیار دوست داریم، تلاش لازم را انجام نمی دهیم در حالی که می بایست نهایت تلاش خود را بکنیم. یا این که اگر شما از کاری که انجام می دهید رضایت کافی را نداشته باشید آیا تصور می کنید که واقعا می توانید در آن کار به موفقیت برسید و یا در بازار رقابت امروز که هر روز بیش از پیش به تلاش و فعالیت نیاز دارد، باقی بمانید؟ اگر هم با همه عدم علاقه خود در کار بتوانید خود را در گردونه رقابت حفظ کنید ولی مطمئنا به موفقیت های بزرگ دست نخواهید یافت. موفقیت های بزرگ و استثنائی در صورتی به دست خواهند آمد که ما در زمینه آن کار ، علاقه داشته باشیم که کار کنیم و یا حداقل برای آن ارزش قائل باشیم. برای کسانی که با چنین حس و حالی کار می کنند، این که مجبور باشند برای آن کار حتی 15 تا 18 ساعت در روز وقت بگذارند نه تنها خسته کننده نیست که موجب لذت آنان از کار خواهد بود. موفقیت در فعالیت های اقتصادی و مالی تنها نیازمند صبر و کاری طاقت فرسا است که تنها زمانی امکان پذیر خواهد بود که شما در مورد آن کار احساس مثبتی داشته باشید.

3.بر روی نقاط قوت خود تکیه کنید

بگذارید با این امر رو به رو شویم، شما نمی توانید برای همه اطرافیان خود همه چیز و همه کس باشید. هر کدام از ما نقاط قوت و ضعفی داریم. برای آن که بتوانید مفید واقع شوید، می بایست نقاط قوت خود را شناسایی کنید و بر روی آن تمرکز بیشتری داشته باشید. شما زمانی می توانید بیشترین موفقیت را به دست آورید که تلاش خود را به سمتی که در آن می توانید بهترین باشید هدایت کنید. به طور مثال اگر در فعالیت های اقتصادی ،شما در بازاریابی توانایی بیشتر دارید از آن نهایت بهره را ببرید. اما در بخش هایی از کار که در آن ضعیف هستید، کمک بگیرید و از آن ابایی نداشته باشید. اما برای تبدیل نقاط ضعف خود به نقاط قوت نیز تلاش کنید و برای آن از تعلیم و آموزش در حین کار بهره ببرید.

4. هیچ گاه به احتمالات شکست فکر نکنید

آین رند، در رمان خود به نام " اصل و سرچشمه " می نویسد، " نه این در طبیعت بشر است و نه موجودیت حیات انسان که کاری را با رها کردن آن، آغاز کند." به عنوان یک کارآفرین و پیش قدم در انجام یک کار شما نیاز دارید که هدف خود را کاملا باور کنید، آن زمان است که می توانید به آن عمل کنید. شما می بایست ایمان واعتقاد قوی به خودتان، ایده ها و نظرتان و ظرفیت های خود داشته باشید. باید از سایه تردید عبور کنید و به یقین و اعتماد در کار خود برسید. هر چه قدر میزان ایمان و اعتقاد خود را افزایش دهید ، با سرعت بیشتری به اهداف خود دست خواهید یافت. هرچند که باید در این میان تعادلی وجود داشته باشد. تعادل بین اعتماد به نفس و محاسبه دقیق خطرات کار به جهت دستیابی به هدف بالاتر. کار آفرین موفق ، کارآفرینی است که خوب می تواند محاسبه کند و میزان خطر در کار را کاهش دهد تا به سود بالاتر برسد.

5. سخت کار کردن
هرکارآفرین و نوآور موفقی به سختی کار کرده است. هیچ کس به این مهم ، با نشستن و زول زدن به دیوار نرسیده است. "برایان تریسی" درباره این مطلب چنین گفته است، " شما برای بقاء خود 8 ساعت در روز کار می کنید، بیش از 8 ساعت هر قدر زمانی که تلاش شما ادامه یابد در جهت موفقیت است." اگر از هر فرد موفقی در این زمینه سوال کنید به شما خواهد گفت که در ابتدای شروع کسب وکار خود بیش از 60 ساعت در روز کار می کرده است. سعی کنید در این موقعیت تفریحات و کار های متفرقه را تا مدتی فراموش کنید، تا زمانی که حقیقتا بتوانید بر روی پای خود بایستید و قامت راست کنید. در این برحه از زمان حتما یک سفر کوتاه هم می تواند برای شما ضرر باشد. همان گونه که اشاره شد ، این گونه سخت کار کردن برای شما آسان خواهد بود اگر دیدگاه و ایده ای محکم برای اجرا داشته باشید و هدفی روشن که به دنبال آن، احساس شورو اشتیاق را در خود حفظ کنید.

6.مرتبا به دنبال راهکارهای جدید از طریق برقراری ارتباطات باشید
در کسب وکار ، شما با شرکتی که اداره می کنید مورد قضاوت واقع می شوید. با گروه مدیریتی که دارید ، سیستم هدایتی که درنظر گرفته اید و همچنین استراتژی های ارتباط با همکارانتان. کسب و کار هر چه قدر هم که کوچک باشد نیازمند ارتباطات و استفاده از تجارب است. می توانید در ملاقات هایی که در کسب و کار های مشترک دارید از افراد با تجربه به طور مثال در پایه گذاری بازار های خود بهره ببرید. این بسیار مهم است که شما در ارتباط با همکاران فعال خود آن هایی را که می توانند به شما کمک کنند و برعکس آن ها که شما را به عقب می خوانند بشناسید. برای موفقیت در این زمینه شما همواره نیازمند داشتن مهارت برقراری ارتباط خوب و مناسب می باشید و همیشه می بایست نسبت به فرصت های جدید و امکان گسترش روابط خود هوشیار باشید.

7.اشتیاق به یادگیری
شما حتما نباید مدرک MBA و یا فارغ التحصیل دکترا در این زمینه باشید تا موفقیت خود را تضمین کنید. در حقیقت کارآفرینان موفقی را می توان دید که حتی در مقطع دانشگاهی نیز تحصیلات خود را به پایان نرسانده اند. مطالعات نشان می دهد که بسیاری از میلیونر های خود ساخته از هوش متوسط برخوردار بوده اند. با این وجود، به همه ظرفیت ها و توانایی های خود توجه کرده اند و به زندگی اقتصادی مورد نظرشان و اهداف شخصی خود دست یافته اند زیرا هرگز از یادگرفتن و آموزش دیدن دریغ نکردند. برای موفقیت، شما باید علاقه مند به سوال کردن باشید ، کنجکاوی خود را همیشه با خود داشته باشید و همیشه علاقه مند به یادگیری بوده و آغوش خود را برای دریافت معلومات بیشتر باز نگه دارید. مسلما این علاقه در دنیای پرسرعت تغییرات تکنولوژی و شیوه های کسب و کار بسیار ضروری است.

8. ثابت قدم بودن و ایمان راسخ داشتن به کار 
هیچ کس تا به حال نگفته است که دستیابی به موفقیت آسان است. گاهی علی رغم همه سخت کوشی ها و علایق شما ، کار با شکست مواجه می شود. اگر به گذشته بسیاری از افراد موفق امروز نگاه کنید می بینید که با دارا بودن همه خصوصیاتی که بدان اشاره کرده ایم اما شکست هایی در حد ورشکستگی را در کارنامه عملکرد خود دارند، اما به سرعت روی پای خود ایستاده اند تا آن شکست را سرآغاز شروع کاری بزرگ کنند. رویکرد شما در صورتی که مبتنی بر ثبات قدم باشد و پذیرش رویارویی با شرایط مختلفی که گاهی نا امید کننده است، موفقیت نیز می تواند از آن شما باشد. این را باید بیاموزید که بعد از هر شکست و زمین خوردنی با قدرت هر چه تمام تر از جا برخیزید و کار را از سر بگیرید. استواری شما در میزان اعتماد و باوری که به خود دارید نهفته است. به خاطر بسپارید که اگر ثابت قدم و استوار باشید هیچ چیز شما را نمی تواند متوقف کند.

9. به کار خود نظم دهید
توماس هوکسلی گفته است، " آن چه را که باید انجام دهید آن زمان که باید انجام شود بدان عمل کنید، چه دوست داشته باشید چه دوست نداشته باشید." تادیب نفس و نظم دادن به خودکلید موفقیت در این مرحله است. قدرت آرزوها و تمایلات شما را مجبور خواهد کرد که بهای موفقیت خود را بپردازید. آنچه را که دیگران دوست ندارند انجام دهند شما انجام دهید، کیلومترها به جلو بتازید و در جنگ تن به تن با خود به تنهایی بجنگید و برنده شوید

نوشته شده در شنبه یازدهم دی 1389ساعت 16:47 توسط هومن حسن زاده| |

آخرين دستاوردهاي متخصصين مرکز ملي هدايت ژاپن

فقط کافي است به آخرين دستاوردهاي متخصصين مرکز ملي هدايت (ارتقاء) سلامت و رفتار شناسي توکيو توجه کنيم!


آنها ميگويند:


1. هرگز سيگار نکشيد و اگر ميکشيد ، نيمه آخر آن را هيچ وجه نکشيد.
2. در حمام هيچگاه مستقيما زير دوش آب گرم نفس نکشيد. کلر يک قاتل تدريجي است.
3. هنگام شارژ موبايل ابتدا شارژر را به گوشي وصل کنيد و سپس آن را به برق وصل کنيد. بهتر است موبايل خاموش باشد.
4. چاي بيشتر از يک روز مانده را اصلا ننوشيد.
5. هنگام روشن کردن کولر اتومبيل خود ابتدا به مدت حداقل 5 دقيقه پنجره ها را باز بگذاريد و در پمپ بنزينها کولر را خاموش نماييد.
6. غذاي خود را بيشتر از يکبار در مايکروفر گرم نکنيد و بعد از آن درصورت عدم استفاده دور بريزيد.
7. با حيوانات خانگي تعامل مثبت داشته باشيد. آنها ممکن است از خيلي از انسانها سالمتر و تميزتر باشند. عوامل مشترک زياد آنها با انسانها ميتواند به شکل واکسن در بدن عمل کند.
8. هنگام غذا بين هرلقمه حداقل 1 دقيقه فاصله بگذاريد و دو ساعت قبل و بعد از غذا و هنگام آن نوشيدني ننوشيد.
9. هنگام حرکت اتومبیل، پنجره ها را تماما باز نکنيد تا هوا بصورت باد وارد مجاري تنفسي نگردد.
10. لوازم آرايشي را بيشتر از 5 ساعت برروي پوست خود باقي نگذاريد.
سلولهاي پوستي نياز به تعرق و تنفس دارند. درمنزل نيز تا حد امکان از لباسهاي گشاد ، راحت و باز استفاده نماييد.
11. موهاي خود را بيش از يکبار در شبانه روز شانه نکنيد.مراقب ورود شوره سر (حتي بصورت نامرئي) به چشمها و مجراي تنفسي خود باشيد.
12. هنگام دويدن و راه رفتن سر خود را بالا نگهداريد.هنگام نشستن و خوابيدن برعکس سر خود را پايين نگهداريد.
13. توجه بيش از حد به وزن، سودمند نيست. بدن انسان قادر است بصورت خودکار ميزان ورودي، جذب و ميزان دفع را تنظيم نمايد و اشتهاي طبيعي نيز متناسب با آن ميباشد. هرچه قدر دوست داريد بخوريد.
14. اگر نياز مالي نداريد، لازم نيست روزي 8 ساعت کار کنيد. بهترين تعداد ساعات کاري بين 5 الي 6 ساعت ميباشد.
15. هرگز پشت مانيتور (هاي قديمي) که روشن هستند قرار نگيريد. ضرر آنها از خيلي از دستگاههاي عکسبرداري بيشتر است.
16. ورزش و تحرک در ابتداي صبح نه تنها سودمند نيست بلکه خطرناک نيز هست.
سعي کنيد آن را در حداقل 3 ساعت بعد از بيداري و یا عصر انجام دهيد.
17. توجه بيش از حد به امور سياسي، ورزشي و اقتصادي براي سلامت روان مضر
بوده و در دراز مدت به علت عدم امکان تسلط بر کنترل آنها، باعث اختلالات
رواني ميگردد.
18. معجزه جواهر آلات براي خانمها را فراموش نکنيد. حتي اگر صرفا به ديدن
آنها باشد.
19. هيچگاه به پهلو نخوابيد. سعي کنيد در جهت عمود بر محور مغناطيسي زمين بخوابيد.


نوشته شده در سه شنبه هفتم دی 1389ساعت 15:38 توسط هومن حسن زاده| |

10 اشتباه رایج هنگام سرمایه گذاری

گاهی اوقات اشتباهات کاملاً مشهودی را در زندگی برای بارها و بارها تکرار می کنیم. سرمایه گذاری نیز از این امر مستثنی نیست. افرادی که معمولاً دارای حافظه ی خوبی نیستند، یک اشتباه را به کرات در مورد مسائل اقتصادی تکرار می کنند. اگر شما در مورد اصول ابتدایی علوم اقتصادی آگاهی کاملی نداشته باشید، سرمایه گذاری برای شما تبدیل به یک امر پیچیده می شود.

هر کس برای بهرمندی از آینده ای روشن تر می بایست از همین حالا راه و روش صحیح سرمایه گذاری را بیاموزد. اجتناب از ۱۰ نمونه اشتباه بارزی که ممکن است از هر سرمایه گذار مبتدی سر بزند، شما را در این راه راهنمایی کرده و اطلاعات مناسبی را در مورد تکنیک های صحیح سرمایه گذاری در اختیارتان قرار می دهد


.

شماره ۱۰: سفارش انحصاری

یکی از اشتباهاتی که ممکن است در همان مراحل اولیه ی سرمایه گذاری اتفاق بیفتد، سرمایه گذاری بر روی سفارش های انحصاری و محدود است. در سفارش های انحصاری شما ملزم به پرداخت قیمت دقیق کالا هستید، اما اگر از سفارش های کلان استفاده کنید، قیمت هر کالا در زمان های مختلف می تواند تغییر پیدا کند و شما دیگر ملزم به پرداخت هزینه اولیه نیستید. سرمایه گذارهایی که قصد خرید و فروش طولانی مدت را دارند باید حتماً از سفارش های کلان استفاده کنند. اگر شما قصد دارید که سپرده هایتان را برای مدت زمانی نزدیک به ۱۰ تا ۱۵ سال سرمایه گذاری نمایید، دیگر نباید نگران چند هزار تومان بالا و پایین شدن آنی بازار باشید.

شماره ۹: سود ناخالص

سرمایه گذاری سود ناخالص می تواند به شدت سلامت اقتصادی شما را به خطر بیندازد. در حقیقت سود ناخالص به بودجه ای اختصاص داده می شود که شرکت بازرگانی مورد نظر از اعتبار سپرده های خودتان به شما وام می دهد تا از آن طریق بتوانید اوراق بهادار بیشتری را خریداری کنید. به طور طبیعی هر کس به ارزش ۵۰% از اعتبار خود قادر به خرید اوراق بهادار می باشد. زمانیکه روند قیمت ها رو به کاهش میروند و مانده حساب شما از رقم معینی پایین تر می رود، بهره وام و سود ناخالص به طور آنی از حسابتان برداشت خواهد شد. به جای این کار بهتر است که ابتدا پول هایتان را پس انداز کنید و با مبلغی که در دست دارید، سرمایه گذاری را شروع نمایید.

شماره ۸: بی توجهی نسبت به میزان سهام

گاهی اوقات اتفاق می افتد که بیش از اندازه حساب های خود را چک می کنید، اما خلاف این امر هم ممکن است اتفاق بیفتد. گاهی اوقات افراد نسبت به آینده ی اقتصادی خود بدبین می شوند و به همین دلیل تمایلی ندارند که حساب های خود را چک کنند. باید سعی کنید تا میان دریافتی ها و پرداختی های خود یک تعادل ایجاد کنید. اکثر کارشناسان اقتصادی بر این عقیده هستند که باید حداقل هفته ای یک مرتبه کلیه حساب ها چک شود. چک کردن روزانه حساب ها ممکن است منجر به تصمیم گیری های اشتباه شود چرا که با نواسانات نامتعادل بازار، فرد ممکن است سرمایه گذاری های نادرستی را انجام دهد.

شماره ۷: نظارت بیش از اندازه بر روی سهام

برخی از سرمایه گذاران هستند که با مشاهده کوچک ترین تغییرات به صورت آنی حساب های خود را چک می کنند تا ببینند چه اتفاق روی داده. برخی از این افراد حتی ۲ تا ۳ مرتبه در روز نیز یک چنین کاری را انجام می دهند. مشکلی که وجود دارد این است که بازار بورس در کوتاه مدت تعادل قیمت ندارد. اگر به طور مکرر حساب های خود را چک کنید، ممکن است تصمیمات احساسی اتخاذ کنید، البته این تصمیمات هم می توانند خوب باشند و هم بد. این نوع تنش ها برای سلامت روانی شما نیز مضر میباشند. این امر ممکن است شما را مجبور کند که کالای خود را با قیمت پایینی بفروشید و زمانیکه بازار در حال انفجار است برای خرید کالایی کم ارزش، هزینه ی بسیار زیادی را پرداخت نمایید.

شماره ۶: اتخاذ تصمیمات احساسی

احساسات در عرصه های مختلف زندگی تاثیرات متفاوتی را بر روی زندگی انسان ها می گذارد؛ اما زمانیکه نوبت به سرمایه گذاری می رسد باید دانست که دخیل کردن احساسات به هیچ وجه کار درستی نیست. برخی از افراد هستند که در مقابل هر نوسان کوچکی که در بازار اتفاق می افتد، وسواس بیش از اندازه ای از خود نشان میدهند. با یک کاهش قیمت کوچک ناراحت و با یک افزایش سطحی خوشحال میشوند. اگر تصور می کنید که تا این حد احساساتی هستید، به اخبار اقتصادی تلویزیون گوش ندهید. اگر می خواهید به نتیجه مطلوب دست پیدا کنید، باید دوی مارتن را انتخاب کنید نه دوی سرعت.

شماره ۵: محصولات جادویی

اگر تا کنون برایتان این اتفاق روی داده باشد که شب خوابتان نبرده باشد و تا صبح به تماشای تلویزیون نشسته باشید، شاهد آگهی های تبلیغلاتی فروش کالاهای به اصطلاح منحصر بفرد خواهید بود. این آگهی ها ادعا می کنند که شما در ابتدا هیچ پولی پرداخت نمی کنید و سود بسیار کمی از شما وصول خواهد شد و خرید کالای آنها بهترین گزینه برای سرمایه گذاری است. نباید اجازه دهید که این آگهی ها شما را از مسیر اصلیتان منحرف کنند. به هر حال هدف این قبیل تیزرهای تبلیغاتی ایجاد انگیزه در سرمایه گذاران برای خرید کالاهای ارائه شده است.

شماره ۴: پیش بینی روند بازار

مطالعه های متعدد حاکی از این امر هستند که هیچ گاه نمی توان به طور دقیق بازار را پیش بینی کرد و هر ساله تمام افرادی که این کار را انجام می دهند در نهایت اعتراف می کنند که شکست خورده اند. پیش بینی بازار به این معناست که وقتی نرخ کالایی بالا می رود، شما باید از آن کالا برای فروش داشته باشید و زمانیکه نرخ کالایی کاهش پیدا می کند، توان خرید آنرا داشته باشید؛ اما مشکلی که این استراتژی با آن مواجه است این است پیش بینی آینده بازار تقریباً غیر ممکن است. به جای اینکه تلاش کنید تا نبض آتی بازار را بدست گیرید، سعی کنید سپرده ی معقولی را به حساب های خود تخصیص دهید و کار خودتان را دنبال کنید. هر موقع هم که توان مالیتان رو به افزایش بود، مانده حساب خود را افزایش دهید.

شماره ۳: انتخاب نوع سهام خریداری شده

افرادی که گرایش به پیش بینی روند بازار دارند، هنگامیکه در این امر شکست می خورند، سعی می کنند از طریق انتخاب سهامی که احتمال می رود قیمت آن تا چند روز اخیر افزایش پیدا کند، به سودهای کلان دست پیدا کنند؛ اما مشکل اینجاست که حتی کارشناسان حرفه ای مالی نیز نمی توانند این کار را به صورت مکرر انجام دهند. شاید آنقدر ماهر باشید که بتوانید دارتی را که در دست دارید، دقیاقاً به هدف بزنید، اما اگر حیطه میانی را در نظر بگیرید، موفق تر خواهید بود. در بازار سهام امریکا شاخص رایج استاندار و ضعیف ۵۰۰ وجود دارد. این شاخص یکی از رایج ترین شاخص های مورد استفاده در تمام دنیا محسوب می شود و شما می توانید آنرا تحت نشان SPY و یا IVV خریداری کنید.

شماره ۲: عدم وجود تنوع در کار

یکی از مهمترین قوانینی که یک سرمایه گذار باید در کارهای خود همواره به خاطر داشته باشد، تنوع است. به عبارت دیگر نباید همه پول هایتان را بر روی یک کالا سرمایه گذاری کنید. شاید این قانون ساده باشد، اما به همین سادگی هم فراموش می شود. شاید در ابتدا کار خود را با تنوع بالا شروع کنید، اما پس از چندی این تعادل از میان می رود و عمده توجه شما بر روی نوع خاصی کالا معطوف می شود. همچنین باید توجه داشته باشید که کالای مختلف مربوط به یک شرکت را نیز نباید درجا خریداری کنید. شاید گاهی اوقات ریسک پذیری خوب باشد و سودهای کلانی را نصیب شما کند، اما همیشه یک چنین اتفاقی روی نخواهد داد.

شماره ۱: مدیریت غلط ریسک

برخی از افراد فقط می خواهند ریسک کنند. این در حالی است که عده ی دیگری از افراد نیز هستند که هیچ گونه تمایلی به پذیرش هیچ گونه ریسکی ندارند. هیچ یک از این دو مورد، گزینه خوبی در مورد مسائل مالی و اقتصادی به شمار نمی روند. اگر بیش از اندزاه ریسک کنید این احتمال وجود دارد که تمام رشته هایتان ناگهان پنبه شود. همچنین اگر به هیچ وجه ریسک نکنید، تورم شما را درکام خود فرو برده و توان خریدتان را کاهش می دهد. باید در مورد این امر به یک تعادل نسبتاً پایدار دست پیدا کنید.

از اشتباهات اقتصادی خود درس بگیرید

با وجود همه این حرف ها اگر شما تکنیک های درست را یاد بگیرید، متوجه خواهید شد که سرمایه گذاری آنقدر ها هم که فکر مکنید، کار دشواری نیست. معمولاً مردم سرمایه گذاری را خیلی سخت تر از آن چیزی که هست تصور می کنند. همه ی سرمایه گذاران اشتباه می کنند، اما اگر از قبل خودتان را آماده رویایی با مشکلات کنید، از میان برداشتن موانع راحت تر خواهد بود. با توجه به شیوه هایی که در این مقاله برای شما ذکر کردیم، در کنار یک طرح مناسب اقتصادی، مطمئن باشید که میتوانید مقادیر زیادی پول، وقت و انرژی برای خود ذخیره کنید.

نوشته شده در سه شنبه هفتم دی 1389ساعت 15:36 توسط هومن حسن زاده| |

در عکس های مختلفی که در این چند سال از آنجلینا گرفته شده است، باید به دو نکته توجه کرد که او در لباس هایش فوق العاده به نظر می آید و اینکه او به ندرت لباس مشکی می پوشد و از رنگ های مختلف در لباس هایش استفاده می کند.

نوشته شده در دوشنبه ششم دی 1389ساعت 14:50 توسط هومن حسن زاده| |

بهترین سن ازدواج چگونه محاسبه می شود؟

یكی از بحث‌های داغی كه این روزها نقل بعضی از محافل شده و نسبت به آن اظهارنظرهای متفاوتی می‌شود، محدوده سنی ازدواج جوانان است. این سن برای دخترها 16 تا 18 سال و برای پسرها 19 تا 21 سال ذكر می‌شود...

در حالی که از دیدگاه روان‌شناسی، ازدواج کردن در سنین یاد شده قابل‌تامل است. برای بررسی این موضوع و نقد اینکه آیا نوجوانان در این سنین قادر به اداره یک زنگی مستقل هستند یا خیر نظرات دكتر سیدعلی احمدی ابهری، روان‌پزشك و استاد دانشگاه علوم پزشكی تهران را جویا شده‌ایم که می‌خوانید.

سوال: آقای دکتر! آیا تنها با رسیدن به بلوغ جسمانی، می‌توان از عوامل دیگری که در شروع یک زندگی مشترک نقش دارند چشم‌پوشی کرد؟

از نظر ما سن ازدواج باید مبتنی بر سه اصل بلوغ جسمانی، بلوغ روانی و بلوغ اجتماعی باشد. منظور از بلوغ جسمانی دوران توانمندی فرد از نظر تولید مثل است كه برای دختران از حدود سنین 12 تا 14 سالگی و در پسران از حدود 14 تا 16 سالگی شروع می‌شود. بلوغ روانی، عنوانی است كه روان‌پزشكان از آن تحت عنوان رشد شخصیت نام می‌برند. از لحاظ حقوقی نیز بلوغ روانی با عنوان رشد شناخته می‌شود. اما اختلافی که ما با حقوقدانان در این زمینه داریم این است که حقوقدان‌ها به حداقل كفایت می‌كنند و معتقدند فقط كافی است فرد توان تشخیص مصالح خود را داشته باشد ولی عقیده روان‌پزشكان و اصولا مكاتب روان‌شناختی بر این است كه فرد باید از لحاظ شخصیتی، توانمندی، پختگی و رشد به مرحله‌ای برسد كه نه تنها نسبت به خود شناخت كافی پیدا ‌کند و بتواند مصالح خود را تشخیص بدهد بلكه نسبت به فردی كه در نظر دارد با او ازدواج كند نیز شناخت كافی به‌دست آورد.



سوال: و منظور از بلوغ اجتماعی چیست؟
بلوغ اجتماعی به معنی توانمندی لازم برای اداره امور خانواده، همسر و فرزندان است. این امر، مستلزم برآورده‌شدن نیازهای اقتصادی، بهداشتی،‌ علمی، آموزشی و... برای گذراندن زندگی است تا فرد بتواند با آن، مسكن و حداقل نیازهای خانواده را تامین كند.


سوال: خصوصیاتی كه ذكر کردید معمولا در چه سنی به‌دست می‌آید؟
بستگی به فرد دارد. یك فرد ممكن است در سن 20 سالگی زمینه‌های فوق را یكجا و كامل پیدا كند. در حالی كه فردی دیگر در سنین بالاتر هم نتواند به آنها دست یابد. در مورد خانم‌ها هم به همین شكل است. یك دختر جوان ممكن است در سن 14 تا 15 سالگی به رشد كامل جسمانی رسیده باشد اما رشد روانی و شخصیتی او کامل نشده و توانایی ایجاد یك رابطه درست با همسر، فرزند، اطرافیان خود و از جمله خانواده جدیدی كه با او پیوند می‌خورد یعنی خانواده شوهر را نداشته باشد. در این صورت تبعات آن نه تنها به فرد و خانواده بلكه به جامعه هم كشیده می‌شود. جامعه‌ای كه نیازمند افراد فعال، آگاه، پخته و توانمند است. بنابراین ما فقط سن را ملاك اولیه و اصلی برای تشكیل خانواده یا ازدواج قرار نمی‌دهیم.

البته به این نكته هم باید اشاره كنم كه خرده‌گیری و سخت‌گیری و اینكه افراد فكر كنند ابتدا باید همه امكانات را فراهم و تمام دوره‌های تحصیل را طی كنند، شغل پردرآمدی داشته باشند و بعد ازدواج كنند را تایید نمی‌كنیم. صحبت ما در مورد حداقل‌هاست. اگر فرد بتواند به توانمندی‌های شخصیتی، اجتماعی، اقتصادی و... برسد، می‌تواند ازدواج كند كه این اتفاق می‌تواند در شروع دهه سوم زندگی باشد كه بسیار هم مطلوب است. البته گاهی ممكن است افراد در همان زمان هم آمادگی لازم برای ازدواج را پیدا نكنند و انجام این کار مهم به سنین و سال‌های بعدی موكول شود.



سوال: آیا جوانان كشور ما این قابلیت را دارند كه در سنین ذكر شده به این حد از بلوغ روانی و اجتماعی برسند؟
ممكن است برای تعداد كمی از افراد این اتفاق بیفتد اما طبیعتا این امر برای اكثریت افراد جامعه محقق نمی‌شود. البته این تعداد كم نیز وابسته به خانواده‌شان هستند. خانواده این افراد، معمولا خانواده‌ای تحصیلكرده و هوشمند هستند، خانواده‌هایی كه ازدواج‌‌والدین بر پایه اصول و ازدواج و انتخاب‌شان برنامه‌ریزی شده است و مسیر رشد درستی را برای فرزندان‌شان فراهم كرده‌اند.


سوال: پس با توجه به گفته‌های شما، رسیدن به این حد از بلوغ در شهر و روستا و با توجه به سطح تحصیلات، فرهنگ و سایر شرایط محیطی در افراد متفاوت است؟
بله دقیقا. برای هر فرد، هر خانواده و هر اجتماع كوچك و بزرگ این مساله متفاوت است. اما به هر حال ما یك حداقل‌هایی را نیاز داریم. علت تاكید بر انجام مشاوره قبل از ازدواج نیز همین است كه ما ببینیم دو نفری كه می‌خواهند ازدواج كنند به بلوغ روانی و اجتماعی رسیده‌اند یا خیر.


سوال: بهتر است تفاوت سنی زوجین چقدر باشد؟
ما اختلاف سنی 5 سال را مطلوب می‌دانیم. در این صورت می‌توانیم بگوییم كه زمینه‌ها به عنوان قدم اول یعنی حداقل اختلاف سن شروع می‌شود. اگر مبنا را فقط سن در نظر بگیریم، می‌توانیم بگوییم حداقل سن ازدواج در دختران 18 سال و در پسران 5 سال بیشتر یعنی 23 سال است البته با حداقل توانمندی‌ها، مهارت‌ها، حرفه و تحصیلات.


اگر خانمی از همسرش بزرگ‌تر بود چطور؟
این مساله هم اگر به‌صورت موردی در جامعه وجود داشته باشد و همراه با مشاوره‌های لازم، شناخت فردی و شناخت نسبت به فرد مقابل باشد، مشکلی نیست و می‌توان آن را پذیرفت اما به عنوان یك قانون عام مورد تایید نیست.


سوال: همیشه بحث بر سر فاصله سنی زوجین است و كمتر در مورد فاصله سنی والدین با فرزندانشان اظهارنظر می‌شود. نظر شما در این رابطه چیست؟
ازدواج كردن به مفهوم این نیست كه بلافاصله زوجین بچه‌دار شوند. البته اگر زوج سن بالاتری داشته و پختگی و تجربه داشته باشند، چنانچه بلافاصله بعد از ازدواج بچه‌دار شوند، مشكل چندانی نخواهند داشت. اما جوانانی كه با حداقل سنینی كه صحبت كردیم ازدواج می‌كنند نباید برای بچه‌دار شدن عجله كنند. شروع زندگی به معنای افزایش تعداد افراد خانواده نیست. شروع زندگی مستلزم زمان‌هایی است كه زندگی مشترك برای یك زوج بسیار جوان‌ معنادار شود و اصطلاحا جا بیفتد. بنابراین پاسخ به این سوال كه یك دامنه وسیعی را شامل می‌شود، خیلی آسان نیست. اگر ازدواج در دهه سوم زندگی كه مطلوب‌ترین زمان برای ازدواج است صورت بگیرد و در این سنین زوج صاحب فرزند شوند فاصله مناسبی بین آنها و فرزندان‌شان ایجاد می‌شود. به عنوان نمونه برای یك مرد 30 ساله و یك زن 25 ساله بچه‌دار شدن بسیار مناسب است. اما برای زوجی كه در 23 سالگی و 18 سالگی هستند زود است و باید ابتدا تجربه كسب كنند و بعد صاحب فرزند شوند.

نوشته شده در دوشنبه ششم دی 1389ساعت 14:45 توسط هومن حسن زاده| |

راز هایی برای بارداری خانم ها

حداقل 3 ماه پیش از باردار شدن به وزن ایده‌آل بدن خود برسید.
وقتی که باردار می‌شوید، سلامت کودک شما به وزن بدن شما بستگی دارد. در زنان باردار چاق، خطر بروز فشارخون بالا و دیابت بارداری وجود دارد. همچنین تعداد بیشتری از این زنان نیاز، به عمل سزارین پیدا می‌کنند. زنان بسیار لاغر هم ممکن است بارداری دشوارتری را تجربه کنند. کودکان متولدشده از زنان لاغر به احتمال بیشتر نارس هستند یا وزن هنگام تولد آنها پایین‌تر است.

2 اگر از مکمل‌ها یا مولتی‌ویتامین خاصی استفاده می‌کنید، آنها را قطع کنید.
در این حالت خاص، بیشتر به معنای بهتر نیست! اگر لازم باشد پزشکتان در بارداری مصرف ویتامین‌های خاصی را به شما توصیه می‌کند. با پزشک خود در مورد تمام داروهایی که به صورت مرتب مصرف می‌کنید، صحبت کنید.

3 مصرف فولیک‌اسید را آغاز کنید.
روزانه 400 میلی‌گرم از این دارو توصیه می‌شود. فولیک‌اسید از بروز اختلالات مادرزادی مغز و نخاع –که اختلالات لوله عصبی نامیده می‌شوند- پیشگیری می‌کند. همچنین مشخص شده که پایین بودن سطح فولیک‌اسید در بدن، خطر سقط را افزایش می‌دهد. لازم است که قبل از بارداری مصرف فولیک‌اسید را آغاز کنید، چرا که بیشترین تاثیر مثبت فولیک‌اسید، در 28 روز نخست بارداری است. از آنجا که ممکن است ندانید چه زمان باردار می‌شوید، بهتر است همزمان با توقف روش ضدبارداری و در دورانی که سعی می‌کنید باردار شوید، مصرف آن را آغاز کنید.

4 وضعیت ایمنی خود را در برابر سرخجه و آبله‌مرغان، بررسی کنید.
اگر به واکسیناسیون نیاز دارید، مطمئن شوید که چه مدت پس از دریافت واکسن باید صبر کنید تا باردار شوید. این مدت حتما از روش‌های مطمئن پیشگیری که تداخلی ایجاد نمی‌کنند، مانند کاندوم استفاده کنید.

5 مراجعه به یک پزشک پیش از باردارشدن می‌تواند به آمادگی مناسب برای بارداری‌تان کمک کند.
ممکن است دچار نوعی اختلال پزشکی باشید که پیش از بارداری نیاز به بررسی داشته باشد. اگر پیش از تلاش برای بارداری به وضعیت بیماری خود رسیدگی نکنید، ممکن است بر توانایی باروری شما تاثیر بگذارد یا بارداری پرخطری را برایتان ایجاد کند. گاهی نیازمند مصرف برخی از داروها یا تغییر نوع روش زندگی‌تان هستید. به علاوه لازم است برخی معاینه‌ها و آزمایش‌ها انجام شود از جمله آزمایش دهانه رحم (پاپ‌اسمیر) و معاینه سینه‌ها، آزمایش گروه خونی و عامل RH، آزمایش از نظر عفونت سرخجه و HIV و هپاتیت، آزمایش برای سنجش سطح آهن بدنتان (کمبود آهن در دوره بارداری می‌تواند مشکلاتی را برای شما ایجاد کند) سنجش سطح کلسترول خون (بالا بودن کلسترول خون سبب بروز فشارخون بالا در طول بارداری می‌شود) و اگر 35 سال بیشتر دارید گاهی انجام ماموگرافی هم توصیه می‌شود.

6 تاثیر بارداری بر برنامه‌های آینده زندگی خود را مدنظر قرار دهید و در این مورد با همسرتان مشورت کنید (تاثیر آن بر شغل، تحصیل، مسافرت و...) باید در مورد وضعیت بیمه سلامت و سابقه بیماری‌های خانوادگی‌تان هم به گفت‌وگو بپردازید. لازم است در یک تقویم جیبی نخستین روز قاعدگی خود را علامت بگذارید تا محاسبه سیکل قاعدگی و تعیین روز تخمک‌گذاری به راحتی میسر شود.


بارداری پس از 35 سالگی: نکات بسیار مهم عمومی و پزشکی

وقتی خانم‌ها به دهه سی خود می‌رسند، دچار زوال قدرت باروری می‌شوند. علاوه‌ بر‌این وقتی به سن 35 سالگی می‌رسند مشکلات دوران بارداری برایشان متداول‌تر می‌شود. زوال باروری ناشی از بالا رفتن سن ممکن است تاحدی به ‌خاطر مسائل زیر باشد:

- کاهش تعداد و سلامت تخم‌هایی که تخمک‌گذاری می‌کنند.

- تغییرات هورمونی که درنتیجه تغییر تخمک‌گذاری ایجاد می‌شود.

- کاهش تعداد تخمک‌ها

- کاهش تکرار و دفعات رابطه ‌جنسی

- وجود سایر مشکلات پزشکی و مشکلات زنان، مثل اندومتریوز که بر حاملگی تاثیر می‌گذارد.

بارداری پس از 35 سالگی، آیا درست است؟

با پیشرفت علم پزشکی، این روزها خانم‌های بالای 35 سال بسیار بی‌خطرتر از گذشته می‌توانند باردار شوند اما ناباروری و مشکلات بارداری برای این گروه سنی بسیار بیشتر از زنان جوان‌تر است. اگر تصمیم دارید که بچه‌دار‌شدنتان را به تعویق بیندازید، باید از خطرات مربوط به آن آگاه شوید تا برای به حداقل رساندن این خطرات و افزایش شانس یک بارداری سالم، احتیاطات لازم را پیش بگیرید.



بارداری پس از 35 سالگی، آیا خطر نقص‌های مادرزادی بیشتر می‌شود؟

با افزایش سن مادر احتمال به دنیا آمدن بچه با نقص مادرزادی بالاتر می‌رود. این احتمالاً به ‌خاطر تقسیم غیرطبیعی تخمک که غیرمنفصل نامیده می‌شود، می‌باشد. این مسئله منجر به عدم تساوی کروموزوم‌ها در انتهای تقسیم می‌شود. سنی که از قدیم برای ناهنجاری کروموزوم‌ها خطرناک شمرده می‌شد، 35 سالگی بوده است. تقریباً یکی از هر 1400 نوزادی که از زنان 20 تا 30 ساله به دنیا میآید دچار سندرم نقص مادرزادی هستند، اما این آمار برای زنان 40 سال به بالا به یکی از هر 100 نوزاد می‌رسد.



بارداری پس از 35 سالگی، آیا خطر سقط جنین بالا می‌رود؟

تحقیقات نشان می‌دهد که احتمال سقط جنین (افتادن بچه قبل از 20 هفته) برای زنان بین 20 تا 30 سال، 12 تا 15 درصد و این میزان برای زنان 40 سال به 25 می‌رسد. افزایش احتمال ناهنجاری‌های کرموزومی منجر به خطر سقط جنین در زنان مسن‌تر می‌شود.

بارداری پس از 35 سالگی، چه مشکلات دیگری ممکن است اتفاق بیفتد؟

مشکلات جسمی مزمن: مثل دیابت یا فشارخون بالا در زنان بین 30 تا 40 سال شایع‌تر است. حتماً قبل از بارداری این مشکلات را کنترل کنید چون هم برای خودتان و هم فرزندتان خطرناک است. کنترل دقیق پزشکی باید قبل از بارداری شروع شده و در دوران حاملگی ادامه یابد. اینکار باعث کاهش خطرات خواهد شد.

فشارخون بالا و دیابت ممکن است برای اولین بار در طول بارداری اتفاق بیفتد و برای زنان بالای 30 سال خطر بیشتری وجود دارد. اگر باردار هستید و سنتان هم بالای 35 است، خیلی مهم است که مراقبت‌ها و تشخیصات قبل از تولد بچه را انجام دهید و تحت درمان مناسب قرار گیرید.

به دنیا آوردن نوزاد مرده در زنان بالای 35 سال شایع‌تر است. همچنین زنان بالای 35 بیشتر بچه‌های سبک وزن به دنیا می‌آورند (کمتر از 2 کیلوگرم در زمان تولد).

زایمان سزارین نیز درمیان زنان بالای 35 سال که اولین نوزادشان را به دنیا می‌آورند متداول‌تر است.

سلامت کافی قبل و حین بارداری به کاهش خطر این مشکلات کمک می‌کند. در زیر توصیه‌هایی آورده‌ایم که می‌تواند برایتان مفید باشد:

در رژیم غذایی خود به میزان کافی از اسید فولیک استفاده کنید. توصیه برای زنان باردار استفاده روزانه از مکمل غذایی حاوی حداقل 4/0 میلی‌گرم اسید فولیک درکنار مصرف موادغذایی طبیعی سرشار از اسید فولیک می‌باشد. اسید فولیک معمولاً در گیاهان و سبزیجات برگ‌دار، حبوبات، جگر و برخی مرکبات یافت می‌شود.

مصرف کافئین را محدود کنید. بیشتر از 300 میلی‌گرم در روز کافئین مصرف نکنید. محتوی کافئین نوشیدنی‌های مختلف به دانه‌ها یا برگ‌هایی که در آن استفاده شده و طریقه آماده‌سازی آن بستگی دارد. یک فنجان قهوه به‌طور متوسط تقریباً حاوی 150 میلی‌گرم کافئین است درحالیکه یک فنجان چای 80 میلی‌گرم دارد. یادتان باشد شکلات هم حاوی کافئین است—مقدار کافئین موجود در یک نوار شکلات برابر با یک چهارم فنجان قهوه است.

یک رژیم‌غذایی سالم و متعادل را دنبال کنید و از انواع و اقسام موادغذایی برای بهره بردن از همه موادمغذی لازم برای بدنتان استفاده کنید. موادغذایی را انتخاب کنید که سرشار از نشاسته و فیبر باشند. حتماً به میزان کافی از ویتامین‌ها و موادمعدنی در رژیم غذاییتان داشته باشید. حداقل 4 وعده در روز از لبنیات و محصولات و فراورده‌های حاوی کلسیم مصرف کنید. در روز حداقل از یک منبع ویتامین C، ویتامین A، و اسید فولیک استفاده کنید.

مرتب ورزش کنید. با پزشکتان برنامه ورزشی خود را تنظیم کنید. ممکن است بتوانید برنامه ورزشی همیشگی خود را در طول بارداری ادامه دهید مگراینکه به شما گفته شود آن‌را کاهش داده یا تغییراتی در آن ایجاد کنید.

از مصرف نوشیدنی‌های الکلی خودداری کنید. همچنین از مصرف هر نوع دارو اجتناب کنید مگراینکه به تجویز پزشکتان باشد.

سیگار نگشید.

علاوه بر اینها، حتماً از مراقبت‌های قبل از زایمان، مخصوصاً در اوایل بارداری بهره گیرید. هشت هفته اول در رشد نوزاد شما بسیار مهم هستند. مراقبت قبل از تولد نوزاد احتمال داشتن نوزادی سالم را افزایش می‌دهد.

ویزیت منظم پزشکتان در طول بارداری برای کنترل سلامتتان و پیشگیری یا کنترل مشکلاتی که در طول دوران باداری اتفاق می‌افتد اهمیت زیادی دارد. علاوه بر مراقبت‌های پزشکی، نیاز به آموزشات قبل از زایمان و تولد نوزاد و همچنین مشاوره هم دارید.

بارداری پس از 35 سالگی، چه نوع آزمایشات پیش از وضع حمل را باید انجام دهم؟

ازآنجا که زنان بالاتر از 35 سال بیشتر درمعرض مشکلات دوران بارداری هستند، احتمالاً آزمایشات زیر برای آنها توصیه خواهد شد. این آزمایشات به تشخیص اختلالات قبل، حین و پس از بارداری کمک می‌کند. برخی از این آزمایشات نیاز به مشاوره ژنتیکی مناسب دارند که شامل بحث مفصل درمورد خطرات و فواید این دوران است. اینکه تصمیم بگیرید این آزمایشات را انجام دهید یا خیر برعهده خودتان است. درمورد اینکه کدامیک از این آزمایشات برای شما مفید است با پزشکتان مشورت کنید.


آزمایش اولتراسوند (همان سونوگرافی): در این تست از امواج صوتی با فرکانس بالا برای تولید تصویر جنین شما استفاده می‌شود. اولتراسوند در مراحل ابتدایی بارداری برای تشخیص زنده‌بودن جنین استفاده میشود (اینکه جنین در رحم هست یا قلبش می‌تپد یا خیر). وجود بیش از یک جنین و تعیین زمان تولد جنین یا سن او نیز از این طریق ممکن است. در مراحل بعدی بارداری، از آزمایش اولتراسوند برای تعیین وضع حال جنین، تعیین محل جفت و میزان مایع آمنیوتیک اطراف جنین کاربرد دارد.


آزمایش کواد کارکر (Quad Marker Screen): آزمایش خونی است که در آن محتویات داخل نمونه خون برای بررسی هرگونه مشکلات در رشد مغز، ستون فقرات، و سایر بافت‌های عصبی سیستم عصبی مرکزی جنین (لوله عصبی) مثل اسپینا بیفیدا یا آنانسفالی (بی‌مغزی)، ارزیابی می‌شود. نقص‌های لوله عصبی در یک یا دو مورد از هر 1000 تولد اتفاق می‌افتد. این آزمایش می‌تواند تقریباً 80-75 درصد از نقص‌های باز لوله عصبی را تشخیص دهد.

این آزمایش همچنین قادر است اختلالات ژنتیکی مثل سندرم داون که یک ناهنجاری کروموزومی است را تشخیص دهد. آزمایش تعیین سرمی آلفا فیتوپروتئین تقریباً 75 درصد از موارد سندرم داون را در زنان پایین 35 سال و بیش از 80 درصد از موارد این مشکل در زنان بالای 35 را شناسایی می‌کند. شایان ذکر است که دریافت نتیجه مثبت از این آزمایش برایوجود نقص تعیین‌کننده نیست. معمولاً قدم بعدی مادر برای ارزیابی کروموزوم‌های نوزاد آزمایش آمینوسنتز و همچنین برای ارزیابی بدن جنین برای نشانه‌هایی از نقص مادرزادی آزمایش اولتراسوند را انجام می‌دهد.



این آزمایش در هفته 15 تا 20 بارداری انجام می‌شود.

اسکن سه‌ماهه اول: آزمایش جدیدتری است که بین هفته 10 تا 14 بارداری انجام می‌شود و وجود دو نشانه در نمونه خون را به همراه اولتراسوند برای ارزیابی ضخامت پشت گردن جنین تعیین می‌کند. این آزمایش به دنبال ناهنجاری‌های ‌کروموزومی مثل سندروم داون می‌باشد که به اندازه آزمایش تعیین سرمی آلفا فیتوپروتئین دقیق است.

آمنیوسنتز: که معمولاً آمنیو هم نامیده می‌شود، عملی است که در آن مقدار کمی از مایع آمنیوتیک از کیسه دور جنین برداشته شده و برای تعیین نواقص مادرزادی جنین مورد آزمایش قرار می‌گیرد. بااینکه این آزمایش همه نواقص را تعیین نمی‌کند اما می‌توان درصورت داشتن خطر ژنتیکی جدی از سوی والدین، از آن برای تعیین بیماری سلول داسی شکل، فیبروز سیستیک، تحلیل عضلانی، بیماری تای ساکس (Tay-Sachs) یا سندرم داون استفاده کرد.

آمنیوسنتز می‌تواند برخی نواقص لوله عصبی مثل اسپینا بیفیدا و آنسفالی را تشخیص دهد. ازآنجا که در زمان آزمایش آمنیوسنتز، اولتراسوند انجام می‌شود، می‌ توان از طریق آن نواقصی که توسط آمنیوسنتز قابل شناسایی نیست مثل شکاف کام، شکاف لب، پای گرزی (بدشکلی مادرزادی پا) یا نواقص قلبی را تشخیص داد. اما برخی نواقص مادرزادی هستند که نه توسط آمنیوسنتر و نه توسط اولتراسومنئ قابل شناسایی نیستند.

نمونه‌برداری از پرزهای جفتی (CVS): آزمایشی است که در آن نمونه کوچکی از سلول‌ها که کوریونیک ویلی chorionic villi نامیده می‌شود از جفت که به دیواره رحم متصل است گرفته می‌شود. کوریونیک ویلی پرزهایی از جفت هستند که از تخمک بارور شکل می گیرند، به همین دلیل ژن آنها از همان ژن جنین است. اگر در خطر مشکل خاصی باشید، این آزمایش برای تشخیص نواقص مادرزادی در اوایل بارداری مناسب می‌باشد. CVS نیاز به مشاوره ‌ژنتیکی مناسب که شامل بحثی مفصل درمورد خطرات و فواید این عمل است می‌باشد.

نوشته شده در دوشنبه ششم دی 1389ساعت 14:40 توسط هومن حسن زاده| |

واقعیات شگفت‌انگیز در مورد قرآن

دکتر طریق السوادان آیاتی را در قرآن مجید پیدا کرده‌ است که قید می‌کند موضوعی برابر با موضوعی دیگر است، مثلاً مرد برابر است با زن.

گرچه این مسئله از نظر صرف‌و‌نحو دستوری بی‌اشکال است اما واقعیت اعجاب‌آور این است که تعداد دفعاتی که کلمه مرد در قرآن دیده می‌شود 24 مرتبه و تعداد دفعاتی که کلمه زن در قرآن دیده می‌شود هم 24 مرتبه است، درنتیجه، نه تنها این عبارت از نظر دستوری صحیح است، بلکه از نظر ریاضیات نیز کاملاً بی‌اشکال است، یعنی 24=24.

با مطالعه بیشتر آیات مختلف، او کشف نموده‌است که این مسئله درمورد همه چیزهایی که در قرآن ذکر شده این با آن برابر است، صدق می‌کند. به کلماتی که دفعات به‌کار بستن آن در قرآن ذکر شده، نگاه کنید:



دنیا 115 / آخرت 115

ملائک 88 / شیطان 88

زندگی 145 / مرگ 145

سود 50 / زیان 50

ملت (مردم) 50 / پیامبران 50

ابلیس 11 / پناه جستن از شر ابلیس 11

مصیبت 75 / شکر 75

صدقه ٧٣ / رضایت ٧٣

فریب خوردگان (گمراه شدگان) 17 / مردگان (مردم مرده) ١٧

مسلمین ۴١ / جهاد ۴١

طلا 8 / زندگی راحت ٨

جادو ۶٠ / فتنه ۶٠

زکات ٣٢ / برکت ٣٢

ذهن ۴٩ / نور ۴٩

زبان ٢۵ / موعظه (گفتار، اندرز) ٢۵

آرزو ٨ / ترس ٨

آشکارا سخن گفتن (سخنرانی) ١٨ / تبلیغ کردن ١٨

سختی ١١۴ / صبر١١۴

محمد (صلوات الله علیه) ۴ / شریعت (آموزه های حضرت محمد (ص) ۴

مرد ٢۴ / زن ٢۴

همچنین جالب است که نگاهی به دفعات تکرار کلمات زیر در قرآن داشته باشیم:

نماز 5، ماه ١٢، روز ٣۶۵

دریا ٣٢، زمین (خشکی) ١٣

دریا + خشکی = 45=13+32

دریا = %1111111/71= 100 × 45/3

خشکی = % 88888889/28 = 100 × 45/13

دریا + خشکی = % 00/100

دانش بشری اخیراً اثبات نموده که آب 111/71% و خشکی 889/28 % از کره زمین را فراگرفته است.

آیا همه اینها اتفاقی است؟

سوال اینجاست که چه کسی به حضرت محمد (صلوات الله علیه) اینها را آموخته است؟ قرآن هم دقیقاً همین را بیان می‌کند.

این متن را برای همه دوستان و مسلمانانی که می‌شناسید بفرستید.

نوشته شده در دوشنبه ششم دی 1389ساعت 14:22 توسط هومن حسن زاده| |

واقعا چرا مردها عاشق زن‌ها می‌شوند؟!

ما مردها زنها را دوست داریم چون:

*چون همیشه احساس می‌کنند جوانند، حتی وقتی پیر می‌شوند.

*چون هر وقت کودکی را می‌بینند لبخند می‌زنند.

*چون وقتی مسیر مستقیمی‌را طی میکنند همیشه مستقیما” روبرو را نگاه می‌کنند و هرگز به طرف ما مردان که با لبخند راه را برایشان باز کرده ایم برنمی‌گردند تا تشکر کنند.

*چون در همسرداری به گونه ای رفتار می‌کنند که ذهن هیچ غریبه ای به آن راه ندارد

*چون همه ی توان خود را برای داشتن خانه ای زیبا و تمیز بکار می‌گیرند و هرگز برای کاری که انجام می‌دهند توقع تشکر ندارند.

*چون هر آنچه که در زندگی خصوصی افراد مشهور اتفاق می‌افتد را جدی می‌گیرند.

*چون سراغ مسائل غیر اخلاقی نمی‌روند.

*چون نسبت به زجری که برای زیباتر شدن تحمل می‌کنند شکایتی نمی‌کنند. حتی هنگام استفاده از وسایل خطرناک در سالن‌های ورزشی

*چون آنها ترجیح می‌دهند سالاد بخورند.

*چون فقط عاشق پیش غذاها ی متنوع و رنگارنگ و آرایش ملایم و زیبا هستند در حالیکه ما عاشق نوشیدنی‌های مخرب هستیم.

*چون آنها با همان دقت و ظرافتی که میکل آنژ تابلوی Sistine Chapel را کشیده است، به زیبا ساختن خود دقت میکنند.

*چون برای حل مشکلات، روش های خاص خودشان را دارند؛ روش هایی که ما هرگز درک نمی‌کنیم و همین ما را دیوانه می‌کند.

*چون دقیقا” وقتی دیگر خیلی دوستمان ندارند، با ترحم به ما می‌گویند: ” دوستت دارم” ؛ تا ما متوجه بی علاقگی آنها نشویم.

*چون وقتی می‌خواهند در مورد ظاهرشان چیزی بپرسند ترجیح می‌دهند این سوال را از خانمی بپرسند و خلاصه با این مدل سوالات ما را عذاب نمی‌دهند.

*چون گاهی از چیزهایی شکایت می‌کنند که ما هم آن را احساس می‌کنیم مثل سرما یا دردهای رماتیسمی، به این ترتیب ما می‌فهمیم که آنها هم مثل ما آدم هستند!

*چون داستان‌های عاشقانه می‌نویسند.

*چون ساعتها وقت خود را با فکر کردن در مورد اینکه چگو نه می‌توانند با دیگران سر صحبت را باز کنند، تلف نمی‌کنند .

*چون در حالیکه ارتش ما به کشورهای دیگر حمله می‌کند، آنها هم محکم و بی منطق می‌جنگند و سعی می‌کنند همه ی سوسکهای دنیا را تا آخرین دانه نابود کنند.

*چون وقتی به آهنگ Rolling Stones با صدای Angie گوش می‌دهند، چشمهایشان از حدقه بیرون می‌زند.

*چون آنها می‌توانند مثل مردها بلوز و شلوار بپوشند و سر کار بروند، درحالیکه مردها هرگز جرئت نمی‌کنند دامن بپوشند و بروند سر کار.

*چون همیشه می‌توانند یک ایراد بزرگ از زنی که ما گفته ایم زیبا است بگیرند و به ما بقبولانند که بی سلیقه هستیم و اشتباه می‌کنیم.

*چون ما از آنها متولد شده‌ایم و به سوی آنها نیز باز می‌گردیم.

*و پائولو می‌گوید: ما عاشق آنها هستیم چون زن هستند…..به همین سادگی.

و یکی دیگر از نظرات خواننده‌های ما که بسیار زیبا گفته است :
زندگی و افکار ما همیشه حول محور آنها می‌چرخد، تفکر و روح لطیف آنها، ما را با قدرت به دنیایی دیگر می‌کشاند که ما هرگز به آن راه نداریم. خنده‌ی آنها و دیدن اشک شادی یا غم آنها، روح ما را نوازش می‌کند. زن‌ها، از نظر مردها اعجاب انگیز ترین موجودات خلقت هستند و همیشه هم خواهند بود.

نوشته شده در یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 17:5 توسط هومن حسن زاده| |

10 روش ساده و عملی برای تقویت فوری انرژی

- نوشیدن آب
کمبود آب در بدن ایجاد خستگی می کند . پس برای اینکه سرحال بمانید سعی کنید آب بدنتان را حفظ کنید . شاید کافئین انرژی شما را بازگرداند اما مطمئناً دوست ندارید مرتب از آن استفاده کنید . ممکن است نوشیدنی های انرژی زا و قهوه بتوانند با تحریک هورمونها موقتاً انرژی شما را افزایش دهند اما به محض اینکه اثر آن از بین برود ، خستگی ، شما را از پا درمی آورد . روز خود را با نوشیدن یک لیوان آب آغاز کنید . بعد در طول روز یک فنجان قهوه بنوشید و دوباره به سراغ آب بروید .

2- مقداری پروتئین مصرف کنید
اگر کافئین ، شما را سرحال می آورد ، پروتئین با حفظ قند خون شما ، همه چیز را متعادل نگه می دارد . می توانید پروتئین های بسته بندی شده صبحانه را امتحان کنید .

3- از بینی اتان استفاده کنید
بوی مرکبات می تواند موجب شادابی شما شود . بنابراین ، مقداری گریپ فروت ، پرتقال یا لیمو در آب بچکانید و میل کنید . ( درعوض : احساس می کنید از بهترین چشمه ی آب معدنی بهره می برید ) .

موهایتان را با صابون یا شامپوهایی که رایحه ی مرکبات دارند بشویید یا اسانس نعناع را امتحان کنید زیرا نعناع ، قسمتی از مغز که مسؤول بیداری است را تحریک کرده و شما را هوشیارتر می سازد . بیرون که می روید یک آبنبات نعنایی در دهانتان بگذارید .

4- ام پی تری پلیر خود را روشن کنید
موسیقی می تواند تمرکز فکری شما را بالا ببرد و روحیه ی شما را تقویت کند . موسیقی هایی را گوش کنید که اصولاً صبح ها هنگام رفتن به محل کارتان گوش می کنید یا وقتی دارید لباسهای شسته شده را تا می کنید ، سعی کنید برقصید .

5- تحرک داشته باشید
دانشمندان طی مطالعه ای از دانشگاه گورج دریافتند هنگامیکه افراد دچار کمبود خواب ، ورزش می کنند تا 20٪ سطح انرژی آنها افزایش یافته و 65٪ از خستگی و کسلی آنها کاسته می شود . می توانید سگتان را برداشته و برای پیاده روی به بیرون بروید و در راه با خرید یک کرانچی تجدید قوا کنید یا سری به دی وی دی های ورزشی بزنید .

6- وقتتان را با افرادی بگذرانید که شما را شاد می کنند
قطعاً در زندگی شما افرادی وجود دارند که اوقات خوبی برایتان فراهم می کنند و تلخی های زندگی را برای شما قابل تحمل می سازند . منظور ما فقط دوستان یا خانواده نیستند . همکاران ما نیز به عنوان افرادی که ارتباط متقابل با آنها داریم مانند پستچی می توانند به تقویت انرژی در ما کمک کنند . پس سعی کنید حتی به جک های بی مزه هم لبخند بزنید که شاید تا موقع ناهار انرژی تازه ای به شما ببخشد .

7- سعی کنید تا می توانید خوب باشید
تلاش برای بهترین بودن می تواند انرژی شما را از بین ببرد . همینطور غیرممکن نیز هست . پس سعی کنید به جای بهترین بودن تلاش کنید تا حد لازم خوب باشید . سخت تلاش کنید و به سوی پیشرفت حرکت کنید .

8- گل ها را بو کنید
آیا برای خرید گلهای داوودی 4 دلاری به بهانه ای نیاز دارید ؟ طبق مطالعه ای ساده و حقیقی که در هاروارد صورت گرفت نشان داده شد ، افرادی که هنگام صبح به شکوفه های باطراوت نگاه می کنند انرژی بیشتری در طول روز دارند . همیشه یک دسته گل کوچک کنار میزتان بگذارید یا برای زیبایی ، آن را در گوشه ای از اتاقتان قرار بدهید .

9- با درگیری های روزمره خود کنار بیایید
برخی از ما درگیری هایی داریم که هر روز با آنها دست و پنجه نرم می کنیم . مثلاً شاید لولای در کابینت شما یا یک گوشه از آجرهای راهروی در ورودی خانه افتاده باشد یا قفل در گیر کرده باشد و 3 دقیقه وقت گذاشته باشید تا بتوانید آن را باز کنید . فرنج شووی می گوید : " این چیزها انرژی ای که باید صرف مواردی دیگر بکنید را از شما می گیرند پس با اینگونه درگیری های خسته کننده ی روزمره کنار بیایید تا بتوانید انرژی خود را صرف مسائل مهمتری بکنید ".

10- زیبا و قدردان باشید
اینکه وقتی سرتان شلوغ است و استرس دارید بخواهید قدر سلامتی خودتان و خانواده و شلوار جدیدی که خریده اید و خیلی هم بهتان می آید را بدانید کار آسانی نیست . روی نقاط مثبت زندگی اتان تمرکز کنید و آن را به همه منتقل کنید . در را باز کنید ، به غریبه ای لبخند بزنید و به همکارتان بگویید ک چقدر امروز زیبا شده . این به هردوی شما انرژی می بخشد .



نوشته شده در یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 16:55 توسط هومن حسن زاده| |

عکسهای خانوادگی از خاله قزی سریال خوش نشین ها

خاله قزی سریال خوش نشین ها مادر شهید است

وقتی از گوشه و کنار خبر شدیم که بازیگر نقش«خاله قزی» در سریال پرطرفدار «خوش نشین‌ها» مادر شهید است، به فکر افتادیم که برای مصاحبه برویم سر وقتش.شب جمعه ، سوم محرم مطابق قرار قبلی به منزل خانم سعیدی ، واقع در یکی از محلات جنوب شهر تهران رفتیم.

به گزارش آخرین نیوز به نقل از فارس وقتی از گوشه و کنار خبر شدیم که بازیگر نقش«خاله قزی» در سریال پرطرفدار «خوش نشین‌ها» مادر شهید است، به فکر افتادیم که برای مصاحبه برویم سر وقتش. بچه‌های حماسه و مقاومت چون سر و کاری با هنرپیشه جماعت ندارند، دسترسی شان هم به آن ها سخت است. رفتیم سراغ همکاران فرهنگی‌مان. دوستی که حوزه اش به این کارها مربوط می شد ، گفت تلفنش را دارم و بهتان می دهم اما مودبانه پیچاندمان. رقابت کاری بود دیگر و دست ما هم به هیچ کجا بند نبود. یکی دیگر از همکارها را واسطه کردیم که بیا از این هم حوزه ایتان تلفن خانم سعیدی را بگیر. بنده خدا تمام تلاشش را کرد اما رویش زمین خورد. خلاصه خیلی غصه مان شد که کاری ازمان برنمی آید. در کمال ناامیدی به رفیقی قدیمی تلفن زدم که اصلا ربطی به سینما و تلویزیون نداشت اما خیلی تیز بود. گفت برایت پیدایش می کنم اما در عوض باید نوار صوتی پیام امام خمینی را که داشتی به من هم بدهی. گفتم شما ما را راه بیانداز.بنده تقدیم می کنم. به ۱۲ ساعت نکشید که زنگ زد و گفت: یادداشت کن… از این جا به بعد ترس داشتیم که این بنده خدا یا جواب درستی به ما ندهد ، یا اصلا قضیه شهید شدن پسرش درست نباشد. راستش خیلی با عزت و احترام هم برخورد کردند و وقتی فهمیدند کار ما به شهیدشان مربوط است ، بیشتر هم تحویلمان گرفتند.



به رفیقی قدیمی تلفن زدم که اصلا ربطی به سینما و تلویزیون نداشت اما خیلی تیز بود. گفت برایت پیدایش می کنم اما در عوض باید نوار صوتی پیام امام خمینی را که داشتی به من هم بدهی. گفتم شما ما را راه بینداز، بنده تقدیم می کنم. به ۱۲ ساعت نکشید که زنگ زد و گفت: یادداشت کن . . . از اینجا به بعد ترس داشتیم که این بنده خدا یا جواب درستی به ما ندهد ، یا اصلا قضیه شهید شدن پسرش درست نباشد. راستش خیلی با عزت و احترام هم برخورد کردند و وقتی فهمیدند کار ما به شهیدشان مربوط است ، بیشتر هم تحویلمان گرفتند.


شب جمعه، سوم محرم مطابق قرار قبلی به منزل خانم سعیدی ، واقع در یکی از محلات جنوب شهر تهران رفتیم. خانم سعیدی ، همان خاله قزی بود که در فیلم ها می دیدیم. او اصلا بازی نمی کرد بلکه خود خودش بود. انرژی خارق العاده این زن ۷۶ ساله انسان را به حیرت می انداخت. باقی آنچه را ما شاهد بودیم ، شما نیز با خواندن این گفت‎وگو خواهید دانست. سعی زیادی کرده ایم که ادبیات و گویش ایشان را به هم نزنیم اما بعضی مواقع به دلیل تفاوت های فراوان گویش ترکی و فارسی ، مجبور بودیم دست به ویرایش بزنیم که البته چشمگیر نیست.

*فارس: صحبت را با معرفی خودتان آغاز کنید.

*خانم سعیدی: “حلیمه سعیدی ” مادر شهید “رضا لشکری ” هستم. تاریخ تولدم را هم به شما نمی گم اگر هم اصرار کنید دروغ می‌گویم. (باخنده). سال ۱۳۱۳در شهر “ضیاءآباد ” قزوین به دنیا آمدم. این شهر ۹ فرسخ بعد از شهر “قزوین ” کنار تاکستان قرار گرفته .پدرم “حاج فتح‌الله ” کشاورز بود و گندم می‌کاشت و باغ انگور و گوسفند هم داشتیم. پدرم خیلی کار داشت و برای این که بتواند به همه کارهایش رسیدگی کند کارگر می‌گرفت. مادرم اسمش “طاووس ” بود، پدرم سواد قرآنی داشت اما مادرم سواد نداشت . خودم هم ۶ کلاس اکابر رفتم.(با خنده) شش سال را تو بیست سال تمام کردم، یک سال می رفتم، ده سال نمی رفتم.

*از خانواده‎تان بیشتر بگویید!

*خانم سعیدی: مادرم ۷ پسر و ۷ دختر به دنیا آورد اما پسرها همه‌شان در همان کودکی نظر خوردند و مردند . از ۷ دختر هم فقط ۵ نفر زنده ماندند. من خودم هم ۷ پسر و ۲ دختر به دنیا آوردم که الان فقط دو پسر و یک دختر دارم. تا می گفتند چقدر پسرت قشنگ است به دکتر نمی رسید و می‌مرد. مثلا یکی از آنها را که اسمش “حسن ” بود تا دو سال و نیمش شد، مردم گفتند: چقدر قشنگ است. بچه نظر خورد، غروب مریض شد و تا صبح مرد.

*فارس:حمله روس‌ها در ۱۳۲۰ یادتان هست؟

*خانم سعیدی: دوران “رضا قلدر ” وقتی روس‌ها به ایران حمله کردند من بچه بودم و عقلم نمی رسید اما مادرم برایم تعریف می کرد که آنها چادر و چارقد را از سر زن‌ها می کشیدند.

*فارس: از ازدواجتان بگویید.

*خانم سعیدی: خواهر حاج آقا آمد خواستگاری و خواهر بزرگ من هم قبول کرد . قدیم ها که با هم حرف نمی زدند. یک هفته قبل از عروسی عقد بود و بعد هم ازدواج می کردیم.

*فارس: چند سالتان بود که ازدواج کردید؟

*خانم سعیدی: ۱۸ سالم بود

*فارس: در آن زمان این سن برای ازدواج دخترها دیر نبود؟

*خانم سعیدی: چرا بابا ! (با جدیت) من ترشیده بودم! خواهرم خواستگار ها را رد می کرد.

*فارس: مزاح می کنید؟

*خانم سعیدی: نه بابا ! یک خواهر من ۹ سالش بود که ازدواج کرد و یک خواهرم هم ۱۲ سالش. من آخری بودم . توی یک ماه کلی خواستگار داشتم اما خواهر بزرگم نمی گذاشت ازدواج کنم و هرکدام را به نوعی رد می کرد.من آن موقع که نفهمیدم، بعدا متوجه شدم که خواهرم کلی خواستگار را جواب کرده. البته من هم ۱۸ ساله نبودم. قدیم ها شناسنامه پسر را ۲ سال دیرتر می گرفتند که دیرتر برود سربازی و دخترها را هم دو سال زودتر می گرفتند تا زودتر بتوانند عقدش کند .یعنی من ۱۶ ساله بودم که ازدواج کردم.

*فارس: باعث آشنایی و ازدواجتان چی بود؟ قبلا حاجی را دیده بودید؟

*خانم سعیدی: حاجی را هم قبل از ازدواج اصلا ندیده بودم چون زیاد از خانه بیرون نمی رفتم، وقتی هم می رفتم با آقام می رفتم . حاجی هم تهران کار می کرد.

*حاج عباس لشکری: من ایشان را دیده بودم و کاملا می شناختم. با هم همسایه بودیم. آن موقع برای کارم می آمدم تهران و برمی‌گشتم و گاهی می دیدمش. اصلا خودم رفتم به خواهرم پیشنهاد دادم که برویم خواستگاری ایشان. آن موقع پدرم مرحوم شده بود و من با خواهرم زندگی می کردم.

حاجیه خانم حلیمه سعیدی و همسرش حاج عباس لشکری ، پدر و مادر بسیجی شهید رضا لشکری


*فارس: مهریه‌تان چقدر است؟

*خانم سعیدی: ۷۰۰ تومان گفتیم ، اما چونه زدند کردند ۴۰۰ تومان. شیربها را هم ندادند.

*فارس: از فرزندانتان بگویید!

*خانم سعیدی: فرزند اولمان سال ۱۳۳۵ به دنیا آمد. اسمش حسن بود که در ۲ سالگی فوت کرد. بعد ناصر به دنیا آمد که او هم در ۲ ماهگی فوت کرد . بعد علی به دنیا آمد که او هم در چند ماهگی مرد. یک بچه دیگر هم به دنیا آمد که این یکی به اسم گذاشتن هم نرسید. بعدش جواد آقا به دنیا آمد. اسم بچه ها را خودم می گذاشتم. اسم ناصر را که گذاشتم ننه‌ام گفت: چرا گذاشتی ناصر؟ اسم برادرم بود. اسم حسن را هم که گذاشتم ، زن عمویم گفت: اسم بچه های من را چرا گذاشتی؟ وقتی هم آن دو تا مردند به دلم بد آمد. تا این که یکی از همسایه هایمان گفت این‎دفعه که زاییدی اسم پسرهای من را بذار و این طوری شد که اسم پسرهایم را گذاشتم جواد و جلال و رضا . اسم رضا را هم عمه اش گذاشت. یک دختر هم داریم به نام زهرا.

*فارس: چه زمانی آمدید به تهران؟

*حاج عباس لشکری: سال ۱۳۳۸بود.

*خانم سعیدی: حاجی در تهران کار می کرد و من از این که بچه هایم پشت سر هم می مردند ناراحت بودم. برایش پیغام دادم: یا بیا من را ببر آنجا یا خودت بیا اینجا بمان، یا طلاقم بده!

*حاج عباس لشکری: من در تهران کارگری می کردم. کارهای مختلف . . . مدتی در خیاطی بود و مدتی در شهرداری آسفالت می ریختم و از این جور کارها. چند وقت به چند وقت هم می رفتم به ضیاءآباد.

*خانم سعیدی: آن زمان که آرد آماده نبود. باید گندم را برای آسیاب می بردیم و این کار از عهده من برنمی‎آمد. برادر هم نداشتم و پدر هم خیلی کار داشت و دایی حاجی هم وقتی ازش کمک می خواستم نمی آمد . من خیلی معذب بودم. به خاطر همین حاجی را مجبور کردم من را هم ببرد تهران.

*حاج عباس لشکری: وقتی خانواده هم آمدند تهران ، درسلسبیل یک اتاق ۳ در ۴ اجاره کردیم با ماهی ۲۵ تومان. یک همشهری آنجا داشتم و به خاطر همین آمدیم سلسبیل. جواد در ضیاء آباد به دنیا آمد.

*خانم سعیدی: جواد را که باردار بودم آمدیم تهران و اینجا به دنیا آمد. رضا را هم باردار بودم که رفتیم ضیاءآباد و آنجا به دنیا آمد.

*فارس: پس این بچه‎ها قوی بودند که زنده ماندند؟

*خانم سعیدی: همه بچه هایم قوی بودند. خودم قوی بودم برای همین بچه‌هایم هم به خصوص رضا موقع به دنیا آمدن بنیه خوبی داشتند. اما آن بچه ها را نظر زدند که مردند.

*فارس: بچه را فرستادید مدرسه؟

*خانم سعیدی: همه بچه‌هایم را فرستادم مدرسه. در همان مدرسه هم بود که معلم‌هایشان آنها را راهنمایی می‌کردند که در انقلاب شرکت کنند و بعد هم راهی جبهه شوند. همین پسرم جلال ۵ سال جبهه بود.

*فارس: رضا فعالیت های انقلابی هم داشت؟

*حاج عباس لشکری: رضا سال ۱۳۴۶ به دنیا آمد به همین دلیل در دوران انقلاب ۱۱ ساله بود و نمی توانست در مبارزات شرکت کند. وقتی جنگ شروع شد چون سنش برای جبهه رفتن هم کم بود شناسنامه‌اش را دست‎کاری کرد.

جلال لشکری ، در کنار پدرش حاج عباس لشکری و مادرش حلیمه سعیدی


*فارس: خود شما در تظاهرات شرکت نمی‎کردید؟

*خانم سعیدی: به محض اعلام مسجد محلمان، “علیِ‏بن ابی‌طالب(ع) ” برای رفتن به تظاهرات آماده می‌شدم و تنهایی در تمام تظاهرات قبل از انقلاب شرکت می‌کردم و یکی را رد نمی‌دادم، گاهی بچه‌هایم را هم همراهم می بردم اما حاجی چون سرکار می‌رفت نمی‌توانست همیشه در راهپیمایی‌ها شرکت کند. با رفتن ما هم مخالفتی نداشت.

*حاج عباس لشکری: یک بار در یکی از تظاهرات‌های نزدیک دانشگاه تهران شرکت کردم اما وقتی دیدم گاردی‌ها با تفنگ مردم را می‌زنند، از کوچه‌ پس‎کوچه‌ها فرار کردم و رفتم خانه.

*خانم سعیدی: من کشته شدن کسی را ندیدم. موقع انقلاب، در محلمان هم کسی شهید نشد.

*فارس: زمان انقلاب در همین خزانه زندگی می کردید؟

*خانم سعیدی: بله. ما ۴۰ یا ۴۵ سال است که همین جا هستیم.

*فارس: آمدن امام را یادتان هست؟ ۱۲ بهمن ۵۷؟

*خانم سعیدی: بله. وقتی امام آمد، از فرودگاه پیاده رفتم تا بهشت زهرا. وقتی هم که امام به رحمت خدا رفت، من رفتم خانه امام در جماران و از آنجا تا مصلی پیاده رفتم.

*حاج عباس لشکری: امام که آمد من هم به بهشت زهرا رفتم اما امام را آنجا ندیدم. داشتم برمی گشتم که در راه ایشان را دیدم که می رفت به سمت بهشت زهرا.

*فارس: بچه‎هایتان شر و شور بودند؟

*خانم سعیدی: نه! من اصلا بچه شر نداشتم. چون کارم زیاد بود و دائم در خانه بودم هوای بچه‌هایم را هم داشتم که شر نشوند. اما مدرسه و تظاهرات و بعد هم جبهه را می‌گذاشتم بروند اما برای بازی اجازه نداشتند بروند بیرون. بچه‌های کوچه که می آمدند دنبالشان می‌گفتم پسرها کار دارند. آن موقع خانه مان دو تا اتاق داشت که یکی از آن را مستأجر می نشست. در یک اتاق یک گوشه چراغ بود گوشه دیگر خیاطی می‌کردم کنار من بچه ها هم درس می‌خواندند. من خیلی کار می کردم. خودم خیاط بودم، آمپول‎زن بودم، آرایشگر بودم. ناف بچه را می‌انداختم، قابله بودم، نظر می‌گرفتم، گوش سوراخ می‌کردم، باد کمر می‌کشیدم، خلاصه خیلی کار می‌کردم. بافتنی هم می‌کردم.

*فارس: اینها را مثل فیلم هایی که بازی کرده اید شوخی می‌کنید یا همه این کارها را می‌کردید؟

*خانم سعیدی: شوخی چیه آقا؟! من همه لباس‌هایم را خودم می‌دوختم. بافتنی هم می‌بافتم. سلمانی هم بودم.حتی چند تا عروس هم آرایش کردم. من ۷۰۰ تا بچه را به دنیا آوردم.

*فارس: این‎قدر دقیق حسابش را دارید؟

*خانم سعیدی: بله! شمرده ام همه را. آن زمان مردم نمی‌رفتند دکتر. نصف شب یک مرد و یک زن می‌آمدند دنبالم و می بردنم بالای سر زائو. بچه هایی که من به دنیا آورده ام الآن هم سن شما و این پسرهای خودم هستند. ۳ تا از نوه‌های خودم را هم خودم آوردم به دنیا. طراحی این خانه را هم خودم کردم که الآن سه اتاقه شده است.

*فارس:خانه مال خودتان است؟

*خانم سعیدی: بله. طبقه پایین هم دخترمان زندگی می‌کند.

*فارس :بچه ها بعد از انقلاب جذب کمیته و سپاه نشدند؟

بسیجی شهید رضا لشکری در کنار مادرش حلیمه سعیدی و پدرش حاج عباس لشکری


*خانم سعیدی: بچه ها در بسیج بودند و من خودم هم الآن بسیجی هستم. اول انقلاب هم در مسجد جامع علی آباد بسیجی بودم.

*فارس: از کی اینجا که الآن می نشینید ساکن شدید؟ انقلاب شده بود؟

*خانم سعیدی: نه بابا. وقتی ما آمدیم این محل، آب نبود. یک منبع بود که الآن هم هست توی خزانه که الکی گفتند آن آب منطقه شما است ولی نبود و زمین را فروختند. آن زمان آقای باقری که خدا شهیدش را بیامرزد پیش‎نماز مسجد بود، گفت هرکسی ظرفی بردارد و برویم سازمان آب. همه رفتیم آنجا و گفتیم ما تشنه هستیم و مجبور شدند آب بیاورند به آین منطقه. این مربوط به قبل انقلاب است. آن موقع زمین ها همه خاکی بود. تا اینجا (اشاره به زانویش می کند) توی خاک راه می رفتیم. آقاجان! سلسبیل زمین متری ۱۵ تومان بود که فروختیم و اینجا را متری ۲۷ تومان خریدیم. زمین‌های اینجا مال مادر شاه بود که می‌فروخت.

*فارس: زمانش یادتان نیست؟

*خانم سعیدی: یادم نیست چه سالی اینجا را خریدیم. من یادم نمی ماند از بس کار دارم. خیلی کار می‌کردم. اصلا یک بلای ناگهانی بودم. کاری نیست که نکنم. پشت بام بنایی داشتیم که خودم انجام دادم، می برم نشانت می دهم. یک پیراهن بافته ام که وقتی می‌پوشم همه فکر می‌کنند ماشینی بافته شده و باور نمی‌کنند کار خودم هست.

*فارس: اولین پسرتان کی به جبهه رفت؟

*خانم سعیدی: همین پسر (اشاره می کند به جواد لشکری) چند ماه بعد از انقلاب رفت کردستان برای سربازی. خبر آوردند جواد شهید شده. حاجی را فرستادم پی او که خیالم راحت شد.

*فارس: کردستان آن روز ها شلوغ و ترسناک بود.

*خانم سعیدی: بله آقا! بکش بکش بود. همین پسرم تعریف می کرد آن زمان کردها از پر شلوارشان قمه های به این بزرگی درمی‎آوردند و گردن می زدند.

*فارس: پس پسر اولتان سربازی‎اش را کردستان گذراند. بقیه پسر ها کی رفتند جبهه؟

*خانم سعیدی: جلال هم بعدش رفت جبهه. رضای خدابیامرز هم ۱۸ ساله بود که جلال او را هم آنتیریک کرد و برد جبهه.

*فارس: جلوی جلال را نمی‎گرفتید نرود جبهه؟

*خانم سعیدی: نه! اگر راه می‌دادند، من خودم هم می رفتم. آقا گوش بده! اگر زینب(س) نبود کربلا نبود. اگر شهدا نبود ایران نبود. هرکس قدر شهدا را نداند خدا نابودش می‌کند. این حرف من است؛ خیالت راحت باشد.

*فارس: شاید چون به شهید شدنشان فکر نمی کردید مانعشان نمی شدید. شما که نمی‌دانستید ممکن است شهید ‌شوند؟

*خانم سعیدی: نمی‌دانستم؟! هرروز شهید می آوردند به محل. توی این بهشت زهرا به جای آب، خون می رفت. چرا نمی‌دانستم؟! مگر من مثل شما بی‎خیال بودم آقا! (لبخند می زند).

*حاج عباس لشکری: جنوب شهر خیلی شهید داده. همین یک ذره کوچه ما ۷-۸ شهید داده.

*فارس: پس هیچ‎وقت با رفتن رضا و جلال به جبهه مخالفت نکردید؟

*خانم سعیدی: نه. فقط یک مرتبه ما اسم نوشته بودیم برای مکه ، کاغذ آمد که نوبتتان شده. آن وقت ها ۴ ماه قبل از سفر به یک کاغذ می‌دادند تا خودمان را آماده کنیم و بقیه پول را بدهیم. تازه جواد را زن داده بودیم و خانمش با ما زندگی می‎کرد، دخترم هم فقط ۱۲ سالش بود. آمدم خانه دیدم رضا کنار رادیو دراز کشیده و دستش را زده زیر سرش و نوار شهید صدوقی را گوش می‌دهد. گفتم: رضا! ببین برگه آمده ما برویم مکه. مادر! تو این چند وقت نرو جبهه ، قول می‌دهم بعدش جلوی رفتنت را نگیرم. الآن جواد می‌رود سر کار و زنش تنهاست . تو خانه. او غریب است اگر خریدی داشت برایش انجام بده و حواست به خواهرت هم باشد. اما رضا گفت: مامان، بذار من برم جبهه شهید بشم و برگردم. گفتم: یعنی چه؟! تو شهید شوی که دیگر مردی نمی‌ماند! من که از حج برگشتم برو. در همین صحبت ها بودیم که جلال از جبهه آمد و گفت: رضا! چه نشستی که امام تنهاست. رضا پرید و رفت. قرار بود فردا برود دنبال اعزامش که همان روز رفت. یک هفته بعد هم شهید شد. چله‎اش را گرفتیم و رفتیم مکه .

*فارس: جلال را چه‎کسی فرستاد جبهه؟

*خانم سعیدی: هر سه پسرهایم را معلم‌هایشان آنتیریک می‌کردند بروند. مثل شماها نبودند که بچه شر باشند. شما الآن آمدید چند سؤال بپرسید و بروید اما چه می‌دانید مردم با چه بدبختی و سختی این انقلاب را نگه داشتند. پدر مردم درآمده. توپ و تفنگ بود. ما همیشه اینجا لرز داشتیم.

حاجیه خانم حلیمه سعیدی در کنار همسرش حاج عباس لشکری


*جلال لشکری: البته منظور حاج خانم از توپ و تفنگ، ایام موشکباران تهران است.

*فارس: راست است که شما برادرتان را آنتریک کردید برود جبهه؟

*جلال لشکری: (با خنده) ای‌طور می‌گن. قبل از شهادت رضا برادر خانم من “جعفر نگاهی ” هم شهید شده بود. یکی از دوستانم به همین خاطر به شوخی به من می‌گفت: ای ناقلا! داری یکی یکی وراث‎ها را کم می‌کنی.

*فارس: از برادر خانمتان چیزی یادتان هست؟

*جلال لشکری: برادر خانم من طبقه بالای منزل پدرش بود و تک‎پسر هم بود. وقتی پدر و مادرش می‌گفتند: ما به‎جز تو دیگر پسر نداریم، می‌گفت: من طبقه بالا چیزهایی دیدم که عمراً نمی‌توانم بمانم. در واقع مکاشفه داشت با آن عالم. رضا چند ماه بعداز جعفر شهید شد.

*فارس: چه سالی بود این سفر حج؟

*خانم سعیدی: یادم نیست.

*حاج عباس لشکری: سال ۶۳ بود.

*خانم سعیدی: موقع رفتن به حج رفتم به مادرم که شهرستان بود گفتم: می‎آیی پیش بچه‎هایم بمانی؟ گفت: کار دارم . به مادرشوهرم هم گفتم، قبول نکرد. من هم دیدم این طوری است به رضا التماس می‌کردم بماند. گفتم: ما دیگر کسی را نداریم. جلال که اسیر جبهه بود و جواد هم سرکار می‌رفت .کسی نبود بماند به خاطر خواهرش. به رضا خدابیامرز می‌گفتم: تو این دفعه نرو، به ارواح آقام دیگر جلوی رفتنت را نمی‌گیرم.

*جلال لشکری: این را که حاج خانم گفت ، من یاد یک خاطره ای افتادم. زمان جنگ من در قسمت تعاون لشگر سید الشهدا(ع) بودم. همه می‌گفتند: تو که توی تعاون هستی، یخچال و تلویزیون برای خودتان بیاور.عموما نمی‌دانستند تعاون مربوط می‌شود به شهدا . یک روز پدر شهیدی آمده بود خط مقدم جبهه، بالای سرجنازه پسرش و می‌گفت دیدی گفتم: بروی جبهه اینجوری می‌شی؟ با شهیدش توبیخی صحبت می‌کرد. یک‎دفعه یکی از دوستانم بابت دلگرمی دادن گفت: حاج آقا! برو خدا را شکر کن. اینجا جوان هایی هستند که تکه تکه می شوند مثل گوشت چرخ کرده. بچه شما که سالم است (منظورش این بود که مثل بعضی‌های لهیده شهید نشده) پدر با تندی گفت: چی چیش سالمه؟! فقط حرف نمی‌زنه!

*خانم سعیدی: آخرش هم کسی برای مکه ما پیش عروس و بچه ها نماند. در مکه وقتی می‌گفتم چهلم بچه‌ام را گرفتم و آمدم، زنها می‌گفتند: واه! شما را چه زود آوردند؟ فکر می‌کردند چون ما خانواده شهید هستیم آمدیم مکه. گفتم: بابا من خودم اسم نوشته بودم و اسمم درآمده. با پول خودم آمدم.

*فارس: نحوه شهادت رضا چه‏طور بود؟

*جلال لشکری: ۲۵/۳/۶۳ در جوانرود وقتی در خط مقدم مین خنثی می‌کرده سه نفر زخمی می‌شوند که تا می‌آورندشان عقب، شهید می‌‌شوند.

فارس: چطور به شما خبر شهادت رضا را دادند؟ لطفا دقیق تعریف کنید حاج خانم!

*خانم سعیدی: همچین دقیق برایت تعریف کنم که خودت حظّ کنی. من همین که رضا رفت، در آن چند روز در دلم منتظر بودم یکی بیاید به من خبری بدهد. نمی‌دانستم برای او اتفاقی افتاده اما دلم شور می‌زد و منتظر بودم. کار خدا بود. یک روز دیدم پسر بزرگم از کار زود آمد و دوستانش آمدند دنبالش رفتند بیرون. به خودم گفتم: اه! این کجا رفت؟ امشب خبر می‌آوردند. همش نگران بودم. هی می‌گفتم: جواد کجا رفت؟ می گفتند: با دوستانش رفته بیرون. حالا نگو او را بردند خبر شهادت رضا را بدهند. اذان مغرب که شد، حاجی وضو گرفت رفت مسجد. من هم وضو گرفتم اما هرچه کردم نتوانستم بروم مسجد. هی می‌رفتم بالکن، برمی‌گشتم. دور خانه را نگاه می‌کردم اما نمی‌توانستم بروم. نمازم را هم نخوانده بودم. ماه رمضان هم بود. دائم بی‎خود و بی‌جهت می‌رفتم این ور و آن طرف. بعدش هم دیدم نماز مسجد تمام شد، با خودم گفتم: دیگر دو نماز را خواندن، دیگر کجا بروم. دیدم زنگ زدند. فکر کردم حاجی است. گفتم: چی میگی؟ خوب، بیا داخل دیگر. دیدم حاجی دارد به یکی می‌گوید: بفرما! بفرما! دیدم یکی از همسایه‌ها هم با اوست. گفتم: ای وای! ببخشید! بفرمایید. وقتی آمد داخل، نیم‎خیز نشست. اسمش عیسی بود. گفت: حاج خانم! رضا ترکش خورده. گفتم نه، نه، نه، رضا شهید شده. عیسی زد زیر گریه، گفت: آره شهید شده. (ادای عیسی را درمی‎آورد). گفتم: خیلی خوب، گریه نکن! گفت: چرا؟ گفتم: می‌دانی جناب زینب(س) چه گفت؟ گفت: “به شب‎ها گریم و روزها بخندم مبادا دشمنم بر ما بخندد “. دید من شجاع هستم، و غش نمی‌کنم و گیس‌هایم را هم نمی‌کنم، بلند شد برود. تا آمد برود، گفتم: وایسا! گفت: بله؟ گفتم: می‌دانی باید چه‌کار کنی؟‌ قبلا شنیده بودم زن‌های محل پشت سر دو تا از شهیدها که جنازه‎شان را آورده بودند محل می‌گفتند: این جنازه که بچه خودشان نبود. معلوم نیست چه‎کسی را آوردند. دروغ می‌‌گویید بچه ‌ماست. یک جنازه ای را آوردند نشان دادند و بردند، هیچ هم مال آنها نبود. من این دو تا را با گوش خودم شنیده بودم. به آقا عیسی گفتم: برو مسجد به بسیجی‌ها و مسجدی‌ها بگو بچه من را می‎آرید داخل حیاط خانه ولی هیچ‎کس نیاید تو! می‌خواهم بچه‌ام را بببینم. گفت: چشم! تا آمد برود دوباره گفتم: وایسا، وایسا! گفت: بله؟ گفتم: دست اندرکارتان کیه؟ برو بهش بگو به جای رضا خودم می‌خواهم بروم اسلحه‌اش را دستم بگیرم، به خاطر دشمن. آن موقع این دستواره‌ها هم تازه شهید شده بودند و یک روز در میان در محل شهید می‌آوردند.
آقا عیسی رفت و فردا جنازه را آوردند. من هم در این مدت حالم یک‎جوری بود. آن شب سگ گازگرفته و مارزده خوابیدند اما من نخوابیدم. چون قرار بود بروم مکه، رفته بودم جنس خریده بودم و بسته بندی کرده بودم یک گوشه. استکان و لیوان و سفره و . . . خریده بودم. گفتم فردا مهمان می آید، رفتم همه را درآوردم و آماده کردم. صبح شد، سحری هم نخوردم. صبح شهید را آوردند. گفته بودم می‌خواهم شهیدم را ببینم چون زنها می‌گفتند شهیدشان نبود. بسیجی‌ها نگذاشتند مردم بیایند داخل به‎جز چند نفر مثل مریم خانم همسایه مان که آمده بود داخل. وقتی جنازه رضا را آوردند، همه به من نگاه می‌کردند و من هم گریه نمی‌کردم. همان‎طور وایساده بودم آنجا. به خاطر [شاد نشدن] دشمن گریه نمی‌کردم، به خاطر[شاد نشدن] آمریکا، چون می گفتم آخه چرا بچه‌های ما را همین‎طوری شهید می‌کنند. گفتم: خوب، بیایید بازش کنید دیگر. وقتی کفن باز شد دیدم هیچ کجای بدنش زخم نیست. مردم دست و پایشان می‌افتد نمی‌میرند اما من دیدم ظاهرا او سالم سالم است. گفتم: رضا جان! “تو هم راضی شدی آواره گردم! اسیر کوچه و بازار گردم ” مامان جان؟ بعد گفتم: بیایید او را ببرید. همه اش همین‎طوری بود خدا شاهده. انگار نه انگار بچه‌ام شهید شده. مریم خانم هم همین‎طور نگه می‌کرد به من که چرا گریه نمی‌کنم. هی پایم را لگد می‌کرد و به چشمم نگاه می‌کرد. رفتیم بهشت زهرا، مرده شورخانه . البته شهدا را نمی‌شستند و دفن می‌کردند اما چون رضا سه روز بعد از زخمی شدن مانده بود او را باید می‌شستند. آنجا هم باز مریم خانم آمد جلو. من هرچه دقت کردم آنجا هم زخمی ندیدم جز جند چند جراحت سطحی. پایین بدنش ترکش خورده بود و شهید شده بود. خواهر و مادرم شهرستان بودند و فقط مریم خانم همراهم بود. خواهر و مادر حاجی هم مانده بودند خانه، ولی مریم آمد. در مسجد شنیدم می‌گفتند: یک شهید آمده اما مادرش اصلا گریه نمی‌کنه. بعد از چند روز شهدای دستواره را آوردند. آن‎قدر گریه کردم که نگو. مردم می‌گفتند: وای! بسم‌الله! برای پسر خودش گریه نکرد، حالا برای بچه مردم گریه می‌کند. گفتم: برای خودم گریه نکردم به خاطر [شاد نشدن] دشمن. اون طوری پدر دشمن را درآوردم. برای بچه مردم گریه می‌کنم که چرا جوان‌های ما باید مثل گل پرپر شوند. اما آدم می‌خواست که حرف‌های من حالیش بشود. مغز درست می‌خواست. اما مغز درست نداشتیم که! من برای همه شهدا گریه کردم الا برای بچه خودم. موقع مکه رفتنم که شد من عزادار رضا بودم. یکی از خانم‌های همسایه آمد سر من را حنا بگذارد، گفت: زیارت می‌روی خانه خدا، خوب نیست این طور. هرچه گفتم نمی‌گذارم، این قدر دست هایم را نگه داشتند تا حنا را گذاشتند سرم. همین که رفتند، دویدم و حنا را از روی سرم شستم. دوباره یکی دیگر از همسایه‌ها آمد آن‎قدر التماس کرد و سرم را حنا گذاشت اما تا رفت، سرم را شستم. دلم نمی‌آمد. تا اینکه خواهرم آمد. خواهر کوچک بود و قبل از من صغیردار بود و هم نادار. آمده بود من را از عزا دربیاورد. دیگر چیزی نگفتم. هم او را اصلاح کردم هم خودم را و هم حنا گذاشتم. فردا هم آمد من را برد فرودگاه. در مکه هم وقتی حنای سرم را می‌دیدند و می‌فهمیدند پسرم شهید شده می‌گفتند: بسم‌الله! چه‎طور بچه‌ات شهید شده حنا گذاشتی؟

*فارس: به شما چه‎طور خبر دادند حاج آقا؟

*حاج عباس لشکری: من در مسجد نماز می‌خواندم. مداح مسجد آقای اجاقی یواش آمد و در گوش من جریان را گفت که رضا ترکش خورده و بیمارستان است. بعد هم چند نفری جمع شدند آمدند خانه ما و قضیه را گفتند.

*خانم سعیدی: حاجی! خانه که آمدی قبلش به شما گفته بودند.

*حاج عباس لشکری: آره گفته بودند.

*فارس: شما هم مثل حاج خانم سرسختی کردید؟

*خانم سعیدی: بذار من بهت بگم. حاجی موهای سرش سفید نبود که. بعد از شهادت رضا سفید شد. هرکس می‌دید این را می دید می‌گفت پسر بزرگت است حاج خانم.

*جلال لشکری: من جبهه بودم که تلگراف زدند رضا ترکش خورده، بعد گفتند تیر خورده که خودم فهمیدم شهید شده. من در دوکوهه بودم. صبح مرخصی گرفتم آمدم اما وقتی آمدم جنازه دفن شده بود. من آمدم پیش پدرم و همین طور می زدیم توی صورتمان و گریه می کردیم.

*فارس: حاج خانم! حقیقتا در خلوت خودتان هم گریه نکردید برای رضا؟

*خانم سعیدی: در خلوت خودم هم گریه نمی‌کردم. خدا او را امانت داده بود و بعد هم گرفته بود.

*فارس: حاج خانم! قبل از انقلاب رادیو داشتید؟

*خانم سعیدی: بله ولی من از بس کار داشتم گوش نمی‌کردم. تلویزیون هم داشتیم. من وقت نداشتم یا بافتنی می‌کردم یا غذا می‌پختم یا بچه‌ها را رسیدگی می‌کردم خیلی کار داشتم.

*فارس: شما مقلد چه‎کسی بودید حاج خانم؟

*خانم سعیدی: خدابیامرز آقای گلپایگانی.

*فارس: چطور ایشان را به عنوان مرجع تقلید انتخاب کردید؟

*خانم سعیدی: جوان که بودم، پدرم مرا نشاند و گفت: بچه‌ جان! آدم باید تقلید داشته باشد. گفتم: تقلید چیه؟ گفت: آدم اگه تقلید نداشته باشد، مسلمان نیست. توی نماز و روزه ات باید تقلید داشته باشی. اسم چند مرجع را گفت آقای نجفی و چند تای دیگر. (با خنده) اسم آقای گلپایگانی را که گفت من گفتم: همین خوبه . اسمش گل داره .گل خوبه، من همین آقای گلپایگانی را انتخاب می‌کنم.

*فارس: معمولا ترک‎زبان‎ها می رفتند طرف آقای شریعتمداری که ترک بود. شما چرا مقلد ایشان نشدید؟

*خانم سعیدی: (با خنده) چون اسمش “شر ” دارد دیگر.

*فارس: حاج خانم! آقای گلپایگانی که با تلویزیون شاه موافق نبود ، پس چرا شما تلویزیون داشتید؟

*خانم سعیدی: خوب دیگر. ما یک مستاجر داشتیم که تلویزیون داشت. آمد خانه ما و از تلویزیون تعریف کرد. همین که رفت، سه تا پسرم به در خانه راه‎پیمایی راه انداختند و شعار دادند که: “زیون، زیون، تلویزیون “. دو روز بعد ۲۵۰۰ تومان دادیم و یک دانه از این تلویزیون های بزرگ و سیاه سفید خریدیم. از این کمددارها .

حاجیه خانم حلیمه سعیدی مادر بسیجی شهید رضا لشکری(دهه شصت)


*فارس: ۲۵۰۰ تومان پول دادید؟

*خانم سعیدی: آره بابا. من پول داشتم. کار می کردم، وضعم خوب بود. اتفاقا همان وقت ها یک روحانی هم آمد در مسجد محل و خیلی داغ صحبت کرد. بعدش چندین خانواده حدود ۳۰-۴۰ تلویزیون رنگی و سیاه و سفیدشان را بردند جلوی مسجد شکستند اما ما دلمان نیامد و نبردیم.
برادر: تلویزیون برای ما سرگرمی داشت.

*فارس: حاج آقا! شما اصلا اهل سیاست نبودید؟

*حاج عباس لشکری: نه! سرم به کارگری خودم بودم.

*خانم سعیدی: ما از دم سیاسی نیستیم اما حزب‌اللّهی هستیم. طمع نداشتیم. الآن کسانی که بدگویی انقلاب را می‌کنند من بدم می‌آید. می‌گویم: طمع‌تان نجس است، اصلا چه می‌خواهید از این انقلاب و دولت؟ به مردم می‌گویم: شما بابات چه داشته؟ سگ داشته، سگ ماله شماست، الاغ داشته، الاغ ماله شماست. هی نگویید نفت واسه ماست. نفت برای شما نیست. نفت برای مملکت است و باید برای بیمارستان و مدرسه و کارخانه خرج کنند. حالیته؟ من خودم این حرف ها را نمی‌گویم، به بچه‌هایم هم یاد دادم که نگویید. هی می‌گویند نفت داریم، نفت داریم!! ما برای یارانه هم اسم‌مان را ننوشتیم. ولمون کن بابا. ما با همان مقدار درآمدی که داریم زندگی را می‌چرخاند. وقتی مردم از رئیس‌جمهور و مملکت بدگویی می‌کنند من ناراحت می‌شم. ما یک لقمه نان حلال خودمان درمی‌آوریم و می‌خوریم. همین پسرم می‌گوید دولت اگر چند تا مثل شما داشت قرض‎دار نمی‌شد. حالیته؟

*جلال لشکری: عرض من این است که اگر همه مملکت مثل مادرم بودند در سال کل کشور نیم کیلو نان خشک بیرون نمی‌داد.

*خانم سعیدی: شما نان را دسته دسته می خرید و می گذارید خانه، کپک می‌زند، بعد هم می‌دهید به نمکی‌، آنها هم دود می‌کنند. من نان خشک را می‌ریزم داخل سفره و پودر می‌کنم و در تابستان آب دوغ درست می‌کنم و در زمستان چنگل.

*فارس: چنگل دیگه چیه؟

*جلال لشکری: پنیر و سبزی را می‌گذاری داخل نان خشک و وقتی نرم شد خوشمزه می‌شود. به زبان ترکی می‌شود “دویماج ” .

*خانم سعیدی: من وضع مالی‌ام بد نیست، هنرپیشه هم هستم اما شلوار و لباس وصله‎دار می پوشم. همین لباسی که تنم است را خودم دوختم ، بیست سال پیش. عارم نیست بپوشمش. با همین وضع هم خیرات می‌دهم.


حاجیه خانم حلیمه سعیدی مادر بسیجی شهید رضا لشکری (دهه شصت)


*فارس: بعد از ۲۶ سال یاد رضا نمی‌افتید؟

*خانم سعیدی: چرا خوب، اما چه‎کار کنم؟ خودم را بکشم؟ مگر می‌شود آدم بچه‌ای را به دنیا بیاورد بزرگ کند و از دست بدهد اما یادش نکند؟ فکر می‌کنم گاهی که اگر بود الآن زن و بچه داشت اما شهید شده. اگر خودکشی کنم برمی‌گردد؟

*اصلا خواب رضا را دیده اید؟

*خانم سعیدی: دو دفعه خواب رضا را دیدم اما یادم رفت چی بود.

*فارس: امام را از نزدیک دیده اید؟

*خانم سعیدی: دو مرتبه دیدم در حسینیه جماران دیدم. همان‎جا یک دستبند طلایم را هم برای کمک به جبهه دادم حسینیه جماران. یک مرتبه هم آقای خامنه‌ای را از دور دیدم.

*بچه ها درس هم خواندند؟

*خانم سعیدی: بله. همه شان درس خواندند. جلال نازی‌آباد می‌رفت مدرسه. چون مدرسه اش دور بود من روزی دوبار می‌رفتم دنبال او نازی آباد. قاچاقی می رفتم که نفهمد. می‌رفتم دنبالشون چون هی مردم می‌گفتند: باید بچه‌هایت را بپایی که لات نشوند. صبح که می‌رفت مدرسه، می‌رفتم و ظهر هم که تعطیل می‌شد همین‎طور اما او که مرا نمی‌شناخت. اما اگر ماشین سوار می‌شد دنبالش نمی‌رفتم.

*جلال لشکری: بعضی وقت ها می آمدی حاج خانم. هرروز که نبود.

*خانم سعیدی: خدا شاهده ننه هرروز می‌رفتم. اینها که نمی شناختند. به روح رضا روزی دوبار می رفتم.

*فارس: رضا شوخ هم بود؟

*خانم سعیدی: با من هم حرف‌های خنده‌دار می‌زد.

*فارس: مثلا چی؟

*خانم سعیدی: یادم نمی آید حالا. من زیاد حوصله نداشتم. می‌گفتم: درستان را بخوانید من حوصله ندارم وگرنه می زنمتان.

*فارس: چه شد که رفتید وارد عرصه سینما شدید؟

*خانم سعیدی: ببین آقا! با خدا باش پادشاهی کن، بی‌خدا باش هر چه خواهی کن. من این همه کاری که بلدم، بابت یادگرفتن هیچ کدام پول ندادم و کلاس نرفتم. پیراهن دوختن را دیدم یاد گرفتم. بافتنی را دیدم بافتم. خاله‌هایم قابله بودند، من قابله شدم. من ۲۰ تا کار بلدم. هوشم خوب است. حالیته؟ هنرپیشگی را هم همین‎طور. نمی‌دانم آقای عیاری من را کجا دیده بود. بنیاد شهید، کربلا، سوریه. نمی‌دانم کجا؟ از من دعوت کرد که بروم بازی کنم.

*فارس: ز چه زمانی وارد سینما و تلویزیون شدید؟

*خانم سعیدی:۱۱-۱۲ سال پیش وارد بازیگری شدم. علاقه هم داشت. قبل از آن یک خانمی توی محل ما بود که آدم می برد صدا و سیما. گفتم: صدا و سیما یعنی چه؟ گفت: یعنی همین تلویزیون. گفتم: می شود من را هم ببری؟ فکر می‌کردم الآن می‌روم توی تلویزیون. رفتم دیدم نه بابا! همه اش می روند در بیابان برای فیلم برداری. دفعه اول با سریال دکتر قریب شروع کردم. آنجا مادر “علی زمان ” بودم. الآن هم در فیلم اخراجی‌های ۳، نقش مادر رئیس‌جمهور را بازی می‌کنم. با آقای ده‎نمکی.

بسیجی شهید رضا لشکری (نشسته نفر اول از راست)

*فارس: تا به حال رئیس جمهور را دیدید؟

*خانم سعیدی: نه! شما هم فقط از آدم حرف می‌خواهید. یک کاری کنید که بروم پیش رئیس‌جمهور. می‌خواهم از نزدیک با او صحبت کنم.
آقای خامنه‌ای هم که آمد این محل، جوان های محل او را یواشکی بردند خانه دستواره ها. همین کوچه بالایی است اما اینجا نیامده. خانه خدیجه خانم رفتند اما خانه‌ ما و رقیه خانم نبردندشان.

*فارس: بازیگری برایتان خستگی ندارد؟

*خانم سعیدی: من خسته می‌شوم اما خستگی را نمی‎شناسم، از جوان‌ها بهتر کار می‌کنم.

*جلال لشکری: یک مدتی ۳ جا کار می‌کرد. من می بردمش سر صحنه ها و خودم در ماشین استراحت می‌کردم اما آخرش کم آوردم.

*خانم سعیدی: جلال من را می‌برد و خودش جیم می‌شود. من باغ هم بیل می‌زنم. بالای درخت گردو هم می‌روم. بنایی هم کردم. کمی آجر و سیمان داشتیم که حاجی می‌گفت: من می‌خواهم اینها را بریزم دور. گفتم: نریز بابا، پول دادیم. دیدم جدّ کرده اینها را بریزد دور. من هم رفتم بالای پشت بام و یک دیوار کشیدم از بنا صاف‌تر.

*هنوز هم ولایت پدری می روید؟

*خانم سعیدی: بله! نصف سال را آنجاییم. باغ هم دارم که از پدرم مانده. خانه پدری ام در ولایت بسیار بزرگ است. پادشاهی است .هر سال ۷ماه آنجا هستم. خودم بیل هم می‌زنم.

*فارس:با کار سینمایی‎تان مشکل ندارید؟

*خانم سعیدی: چرا بابا! در این محل وقت و بی‌وقت یا در خانه را می‌زنند یا تلفن می‌کنند که خاله قزی، دوست داریم! این بچه ها هی می آیند امضا بگیرند. اما کنار می آییم با هم.

*فارس: چند تا نوه دارید؟

*خانم سعیدی: ۷ نوه هم دارم. یک پسر و شش دختر.

*فارس: روحیه‌تان چه‎طور است؟

*خانم سعیدی: روحیه من از همه شما بیشتر است. انرژی‌ام هم بیشتر است.

*فارس: حرفی مانده که نگفته باشید؟

*خانم سعیدی: باید من را ببرید دیدن رییس جمهور. من می خواهم احمدی نژاد را همین طوری که الآن شما جلوی من نشسته اید ببینم و با او صحبت کنم. اگر نکنید مدیون من هستید.

*جلال لشکری: حاج خانم! یک چیزی بگو که بشود. اینها که معاون رییس جمهور نیستند.

*خانم سعیدی: باید یک جوری بگویم که کاری بکنند. اگر بخواهند می توانند.

فارس: به‎روی چشم. از ما فقط انتقال پیام شما برمی‎آید. بقیه اش با خود رییس جمهور است.

نوشته شده در یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 16:26 توسط هومن حسن زاده| |

خطاهای دخترانه در ازدواج



12 مورد وجود دارد كه دختر خانم‌ها را در همان شروع انتخاب و تصمیم‌گیری برای ازدواج به اشتباه می‌اندازد. به عبارت دیگر، باید برای انتخاب همسر مناسب از این 12 خطا دوری كنید:

1- تهیه یك فهرست بلند بالا از خصوصیات همسر مورد نظر با تمام جزئیات و ریزه‌ كاری‌ها اشتباه است. درست است كه باید فردی را انتخاب كنید كه خصوصیات او به نظرات شما شبیه‌تر باشد اما اگر زیاده از حد محافظه‌كارانه عمل كنید و تمام زیر و بم او را مورد قضاوت قرار دهید، بالاخره مواردی پیش می‌آید كه با فهرست شما همخوانی ندارد و همین موضوع باعث می‌شود به دلیل مسائل جزئی، فرد مورد نظر را قبول نكنید.

2- اگر تا یك سنی ازدواج نكرده‌اید و حالا فكر می‌كنید دیر شده و دیگران شما را زیر ذره‌بین قرار داده‌اند و بعد فقط به همین دلیل، فورا به یك خواستگار بله می‌گویید، اشتباه می‌كنید.

3- مقایسه همیشه كار را خراب می‌كند. اگر دائم خواستگارها را با هم یا با سایر افرادی كه اطرافتان هستند و مورد تایید شما قرار گرفته‌اند، مقایسه ‌كنید، مطمئنا نمی‌توانید تصمیم درستی بگیرید.

4- اگر از آن دسته آدم‌هایی هستید كه دو دستی به غم و غصه یا گذشته چسبیده‌اید، اشتباه می‌كنید. اگر به هر دلیل موقعیت‌هایی را در گذشته از دست داده‌اید، دیگر به آن فكر نكنید. پویا باشید و خودتان را برای آینده آماده كنید.

اگر به هر دلیل موقعیت‌هایی را در گذشته از دست داده‌اید، دیگر به آن فكر نكنید پویا باشید و خودتان را برای آینده آماده كنید

5- بعضی‌ها به خودشان اجازه نمی‌دهند كسی را دوست داشته باشند و این مساله برایشان مشكل ایجاد می‌كند. مثلا ممكن است فردی از بسیاری جهات مورد تایید شما و دوست داشتنی باشد اما به دلیل حرف و حدیث‌ بی‌منطق و دور از عقل دیگران، مورد تایید خیلی‌ها قرار نگیرد. در این شرایط اگر فرصت دوست داشتن و بله گفتن را از خودتان بگیرید، خطای بزرگی مرتكب شده‌اید.

6- گاهی بعضی دختر خانم‌ها اعتماد به نفس پایینی دارند و فكر می‌كنند پر از اشكال هستند و مورد تایید دیگران قرار نمی‌گیرند، در حالی كه اگر به نكات مثبت خودشان توجه كنند، از خیلی‌ها بهتر به نظر می‌رسند.

7- در مواردی، دختر خانم‌ها انتظار دارند فورا عشق و علاقه شدید و رویایی بین آنها و همسر آینده‌شان به وجود بیاید و به عبارتی طرف مقابل فورا یك دل نه صد دل عاشقشان بشود. وقتی چنین توقعی دارند و زلزله مورد نظر آنها اتفاق نمی‌افتد، فورا دلسرد شده، عقب می‌كشند. اگر انتظار دارید در همان برخورد اول یك رابطه شدید عاشقانه به وجود بیاید؛ جلوی این ازدواج، یك پرچم قرمز بزرگ نگه داشته‌اید. با این كار واقع‌بینی را كنار گذاشته‌اید، در حالی كه دنیای ما كاملا واقعی است.

8- مرد ایده‌آل زندگی شما با مردهای به اصطلاح ایده‌آل فیلم‌ها كاملا فرق می‌كند. به عبارتی منتظر چنین موجوداتی نباشید، چون فقط به فیلم‌ها تعلق دارند.

9- گاهی دخترها سراغ فردی می‌روند كه هیچ شباهتی به آنها ندارد و فقط به یك دلیل خاص مورد تایید آنهاست. یادتان باشد تنها با یك خصوصیت نمی‌توان زندگی كرد.

10- تمركز روی نكات منفی خطای بزرگی است. یادتان باشد اگر به هر دلیلی درباره مردها احساسات منفی در شما ‌وجود داشته، آنها را كنار بگذارید و با دیدگاه مثبت، انتخابی مناسب داشته باشید.

11- بعضی دختر خانم‌ها كه تحصیل و شغل مناسبی دارند، فكر می‌كنند به دلیل رفع نیاز مالی می‌توانند از موضع بالا صحبت كنند و به كمك یك مرد احتیاج ندارند. این دختر خانم‌ها با این طرز تفكر سد بزرگی مقابل خودشان ایجاد می‌كنند و نمی‌توانند درست انتخاب كنند، چون مدام دیگران را از خود می‌رنجانند.

12- ایثار و فداكاری بیش از حد، به دیگران بیش از خود فكر كردن و نیاز دیگران را به خود مقدم دانستن اشتباه بزرگی است كه بعضی دخترها مرتكب می‌شوند. اگر به هر دلیل بار مسئولیتی به دوش شماست قبول؛ اما باید اول به خودتان، نیازهایتان و آینده شخصی‌تان فكر كنید و موقعیت‌ها را از دست ندهید.
نوشته شده در یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 16:13 توسط هومن حسن زاده| |

 11 واقعیت شگفت انگیز درمورد عطسه



عطسه با چه سرعتی حرکت می‌کند؟ آیا رابطه جنسی و نور‌ آفتاب عطسه می‌آورد؟

سامان معمولاً نه فقط یکبار، نه دوبار، بلکه سه بار پشت سر هم عطسه می کند. به محض اینکه وارد اتومبیل می‌شود، اگر هوای بیرون آفتابی باشد عطسه‌اش می‌‌‌گیرد. پدرش هم همینطور است. وقتی یک آدامس نعنایی دهانش می‌اندازد هم وضع همینطور است.

سامان که 30 سال دارد، تنها کسی نیست که این وضع را دارد. خیلی‌ها در زمان‌های خاص عطسه‌شان می‌گیرد—مثلاً بعد از ورزش کردن، برداشتن ابرویشان، زیر نور آفتاب، یا حتی بعد از رابطه جنسی.

در زیر به دلایل اینکه چرا در زمان‌های عجیب عطسه‌مان می‌گیرد اشاره می‌کنیم.

1. عطسه کردن از اعصابتان شروع می‌شود. این را نیل کائو متخصص آلرژی و آسم در مرکز آسم و آلرژی گرین ویل می‌گوید.

او اینطور توضیح می دهد که سیستم عصبی همه افراد به یک طریق یکسان سیم‌کشی شده است اما پیام‌هایی که در طول این عصب‌ها حرکت می‌کنند، راه‌های متفاوتی برای رفت‌و‌آمد به مغز انتخاب می‌کنند و همین مسئله باعث می‌شود عادت عطسه کردن در افراد مختلف متفاوت باشد.

او می‌گوید، "این انتقال عصب‌هاست که به مغزتان می‌گوید که چیزی در بینی شما هست که باید بیرون بیاید!"

2. عطسه کردن از بدنتان محافظت می‌کند. دکتر کائو می‌گوید، "عطسه کردن بخش مهمی از فرایند ایمنی بدن است که کمک می‌کند سالم بمانید.

عطسه با پاک کردن بینی از باکتری‌ها و ویروس‌ها از بدنتان محافظت می‌کند. وقتی چیزی وارد بینی شما می‌شود یا با محرکی روبه‌رو می شوید که مرکز عطسه که در پایین ساقه مغز قرار گرفته‌است در مغزتان را تحریک می‌کند، پیام‌هایی سریعاً برای بستن گلو، چشم‌ها و دهانتان فرستاده می‌شود. سپس، عضلات سینه‌تان شدیداً منقبض می‌شوند و بعد عضلات گلویتان به سرعت باز و آزاد می‌‌شوند. درنتیجه این، هوا—به همراه بزاق و ماده مخاطی—با شدت از دهان و بینی‌تان بیرون می‌آید. و همین می‌شود که عطسه می‌کنید.

3. عطسه سریع اتفاق می افتد. عطسه ها با سرعت 100 مایل در ساعت حرکت می‌کنند. یک عطسه می‌تواند 100،000 میکروب را وارد هوا کند.

4. برداشتن ابرو ممکن است موجب عطسه شود. برداشتن ابرو روی عصبی در صورتتان که مسیر بینی را تامین می‌کند اثر می‌گذارد. و درنتیجه عطسه می‌کنید.

5. هیچوقت در خواب عطسه نمی‌کنید. وقتی می‌خوابید، اعصاب عطسه هم می‌خوابند—و این یعنی وقتی خوابید معمولاً عطسه نمی‌کنید.

6. ورزش ممکن است عطسه‌تان بیندازد. دکتر کائو اعتقاد دارد که ورزش موجب عطسه کردن می‌شود. او می‌گوید، وقتی بیش از حد به جسمتان فشار می‌آورید، تنفستان زیاد می‌شود و درنتیجه، بینی و دهانتان خشک می‌شود. به این ترتیب، بینی شما با شروع به ترشح که موجب عطسه می‌شود به این مسئله واکنش می‌دهد.

7. طولانی‌ترین عطسه: 978 روز که توسط دونا گرفیت از انگلستان به ثبت رسیده است.

8. نورآفتاب موجب عطسه کردن می‌شود. نورآفتاب باعث می‌شود که یکی از هر سه نفر به عطسه بیفتند. البته حساسیت به نورآفتاب مسئله ای ارثی است—این هم یک چیز دیگر که می‌توانید گردن پدر ‌و ‌‌‌مادرتان بیندازید!

9. رابطه جنسی هم می‌تواند محرک عطسه باشد. بیشتر از آنچه که فکر می‌کنید اتفاق می‌افتد. محققان باور دارند که تحریک سیستم عصبی پاراسمپاتیک در برخی افراد پیام‌هایی ارسال می‌کند که نه فقط باعث می‌شود این افراد از رابطخ جنسی خود لذت ببرند، بلکه بعد از اتمام آن عطسه کنند.

10. پرعطسه‌ترین حیوان: ایگوانا. طبق تحقیقات ایگوانا بیشتر از سایر حیوانات عطسه می‌کند. عطسه کردن معمولاً برای بیرون کردن برخی نمک‌های خاص که از محصولات فرعی فرایندهای گوارشی آنهاست اتفاق می‌افتد.

11. چطور عطسه را متوقف کنید؟ بااینکه هنوز ثابت نشده است اما نفس کشیدن از راه دهان و گرفتن بینی در آن زمان می‌تواند چاره‌ساز باشد.

خرافات مربوط به عطسه

گذشته از این واقعیت‌های عجیب درمورد عطسه، خرافات زیادی هم درمورد عطسه وجود دارد.

بعنوان مثال، درست نیست که وقتی عطسه می‌کنید قلبتان می‌ایستد. وقتی سینه‌تان به خاطر عطسه منقبض می‌شود، جریان خونتان هم موقتاً منقبض می‌شود. درنتیجه، ریتم قلبتان تغییر می‌کند اما توقف نمی‌کند.

و وقتی عطسه می‌کنید کره چشمتان بیرون نخواهد پرید. بعضی افراد موقع عطسه کردن به طور طبیعی چشم‌هایشان را می‌بندند اما اگر بتوانند آنرا باز نگه دارند، چشم‌هایشان بیرون نخواهد پرید! دکتر کائو می‌گوید، "بااینکه فشارخون پشت چشم موقع عطسه کردن کمی بالا می‌رود اما آنقدر زیاد نیست که چشم‌هایتان را از حدقه بیرون کند."

خیلی‌ها هم عقیده دارند وقتی عطسه می‌کنید باید کاری که مشغول انجام آن هستید را متوقف نموده و صبر نمایید برخی نیز اعتقاد دارند دوستی به ملاقاتتان می‌آید و اگر گربه‌تان عطسه کند باران خواهد آمد.

درمورد گفتن واژه عافیت باشید بعد از عطسه به همدیگر، دکتر وود توضیح می‌دهد که واژه عطسه به یونانی “pneuma” به معنای روح می‌باشد.

او می‌گوید، "دعای خیر عافیت باشید بعد از عطسه از عقاید قدیمی است. در گذشته عطسه را تجربه‌ای نزدیک به مرگ می‌پنداشتند و تصور می‌کردند که دعای خیر روح فرد را از بیرون شدن از بدنش نجات می‌دهد و از وارد شدن شیطان به بدنش جلوگیری می‌کند."


نوشته شده در یکشنبه پنجم دی 1389ساعت 16:7 توسط هومن حسن زاده| |

قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت